کد خبر: 109808
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲
مجتبی شاكری در گفت‌وگو با «جوان»:
شاید برای بررسی دقیق یك واقعه یا رخداد باید مدتی صبر كرد و بعد به تحلیل آن پرداخت. هر چند اكنون حدود 4ماه از انتخابات ریاست جمهوری دهم گذشته است اما شاید اینك فرصت مناسبی باشد تا از یك دریچه درست به این رخداد نگاهی واقع بینانه‌تر داشت. علل شكل‌گیری حماسه 22 خرداد، آرای 24 میلیونی دكتر احمدی نژاد، بسترهای شكل‌گیری اعتراضات پس از آن و اردوكشی‌های خیابانی و تداوم مسیر غیر قانونی بازندگان انتخابات نكاتی است كه در گفت‌وگو با مجتبی شاكری، تحلیلگر سیاسی و عضو شورای مركزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به بحث نشسته‌ایم.حبیب ترکاشوندمهمترین ویژگی بارز انتخابات دهم و تفاوت آن با انتخابات‌های گذشته را در چه می‌بینید؟انتخابات دهم به نظر من سرفصل جدیدی در روند انتخابات كشور ما به وجود آورد. چون در این انتخابات به نوعی احزاب و گروه‌ها صف‌بندی خودشان را متناسب با چشم‌اندازی كه نظام طراحی كرده بود، مشخص كردند. از انتخابات گذشته ریاست جمهوری مشخص شد كه آرای مجموعه‌ای كه با عنوان دوم خردادی معرفی می‌شوند خیلی در بین مردم صاحب نفوذ و رأی نیستند و از طرف دیگر به دنبال این بودند كه بتوانند خودشان را در جایگاه تصمیم‌گیری و قدرت سیاسی به نوعی مطرح كنند. طی رایزنی‌هایی كه صورت گرفت نشان داده شد كه طیف وسیعی از نخبگان ما در این ماجرا به دلایل مختلف با هم همصدا شدند و در جبهه مقابل كاندیدای اصولگرا قرار گرفتند.راز همـصدایی آنهـا را در چـه می‌دانید؟بخشی از نخبگان ما به دلیل اینكه آقای احمدی‌نژاد را نمی‌پسندیدند در این جمع قرار گرفتند. به طور مشخص آقای هاشمی از انتخابات نهم نسبت به انتخاب آقای احمدی نژاد موضع داشت و مكرر هم گفته بود كه ایشان را قبول ندارم و حتی در جمع ائمه جمعه گفته بود كه من چون دولت را قبول ندارم دفاع از دولت را هم جایز نمی‌دانم. موضع افرادی چون ناطق نوری، باهنر و لاریجانی و كسانی از این دست را باید در این راستا برشمرد.برخی دیگر اصلاً پیاده شدن اسلام ناب و تفكرات امام (ره) را در واقع امكان پذیر نمی‌دانستند كه آقایانی چون خاتمی و میرحسین از این دست هستند.البته تندتر اینها كسانی چون حجاریان، بهزاد نبوی، عطریانفر و كسانی از این دست هستند و احزابی همچون مشاركت، كارگزاران، مجاهدین انقلاب نیز در این راستا هستند. آنها نوع تفكرشان جمهوری اسلامی نیست. بلكه به دنبال یك جمهوری لیبرال می‌گردند. برخی دیگر خیلی ریشه‌ای‌تر این قضیه را قبول نداشتند و به دنبال جمهوری سكولار بودند. همین شعار كه در روز قدس سرداده شد یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» اینها می‌خواستند جمهوری ایرانی را جایگزین جمهوری اسلامی كنند كه نشان دهنده ضدیت آنها با اسلام است. مجموعه اینها در یك صف بندی مقابل كاندیدای جبهه اصولگرایان در انتخابات قرار گرفتند. البته در رابطه نقش سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، سفارتخانه‌ها، سایت‌های خبری را نمی‌توان نادیده گرفت. هر چند آن سرویس‌ها اهداف خود را دنبال می‌كردند ولی نخبگان مقابل احمدی نژاد آنها را نفی نمی‌كردند چرا كه می‌دیدند در روند اجرای اندیشه و افكارشان ماهواره‌ها و شبكه‌های ماهواره‌ای بیگانه می‌توانند صدایشان را چند برابر منعكس كنند.اساس این جبهه‌ای كه تشكیل می‌شد هر چقدر كه جلوتر می‌رفت تبدیل به یك جریان تند و خشن می‌شد. قبل از انتخابات بحث بر سر برگزاری انتخابات بود و اینكه یك انتخاباتی با حضور حداكثری مردم شكل بگیرد و برای برگزاری آن واقعاً جبهه دوم خرداد تمام امكاناتش را بسیج كرد كه بتواند طیف وسیع‌تری را در بربگیرد. یعنی با شعار «احمدی نژاد نه» هم توانستند افراد بیرون مرزها و ضد انقلاب را راضی كنند و هم در داخل از لیبرال‌ها گرفته تا افرادی چون مجمع روحانیون مبارز بخشی از جبهه پیروان و حتی بخشی از جامعه روحانیت مبارز را در بر بگیرند.این رفتار مختص این انتخابات بود یا اینكه پیشینه‌ای داشت؟البته باید به این نكته توجه داشت كه ما نباید روی یك نقطه متمركز شویم و آن هم انتخابات دهم، بلكه مجموعه دوم خرداد از سال 76 به دنبال این بودند كه تغییر ساختار و رفتار در آرمان‌های انقلاب ایجاد كنند و جامعه را به آن سمت و سو سوق دهند. پیروزی آنها در سال 76 پروژه‌ای بود كه نشان داد آنها با كسب قدرت دنبال استحاله نظام و فروپاشی درونی آن هستند. طی 8 سالی كه سركار بودند از لحاظ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره سعی كردند بین نظام و اندیشه‌های امام (ره) فاصله بیندازند. احزاب و NGO‌هایی كه راه‌اندازی كردند درصدد تغییر ساختار قدرت بودند و چندان هم این موضوع را پنهان نمی‌كردند.شعار «فشار از پایین چانه زنی از بالا» یعنی فشار آوردن به ستون فقرات نظام و حذف اختیارات رهبری انقلاب و واگذار كردن آنها به رئیس جمهور شورای نگهبان را به یك نظارت استطلاعی تنزل بدهند و بتوانند در قوه قضائیه جایی باز كنند برای اینكه رئیس جمهور بتواند هر شخص را كه اراده كرد از تیغ قانون دور كند و به نوعی حق وتو داشته باشد.این هدف به آن منظور بود كه در طرح‌ها و لوایحی كه امكان عبور از مجلس یا شورای نگهبان را ندارند اختیاراتی داشته باشند مشابه اختیارات رهبری و بتوانند هر قانونی را به پیش ببرند. آنها حتی به دنبال این بودند كه اختیار رفراندوم را هم برای رئیس جمهور قائل شوند.مباحثی چون حاكمیت دوگانه، رفتن به استقبال آمریكا، برداشتن دیوار بی‌اعتمادی، نوشتن نامه جام زهر، تهدید نظام برای برگزار نكردن انتخابات مجلس هفتم و مبحث خروج از نظام بخشی از این پروژه‌ها بود كه در این راستا انجام شد.علت به نتیجه نرسیدن پروژه‌های آنها در چه بود؟آنها در بخش نرم افزاری قضیه و ارتباط با كشورهای بیگانه مشكلی نداشتند. در اینكه فضای مجازی و امكانات دیگر را به كار گیرند مشكلی نداشتند و حتی در اینكه بتوانند نخبگان را زمین‌گیر كنند و وادار به سكوت نمایند مانعی سرراهشان نبود. آنها تجربه 18 تیر را در این زمینه داشتند. با اینكه حركت بسیار زشت و ساختار‌شكنانه‌ای بود اما ما نمی‌بینیم كه نخبگان به میدان آمده باشند. نخبگان در مقابل این حركت سكوت كردند و تن دادند و حاضر به اعتراض در مقابل این حركت نشدند. این بسیجیان و امت حزب‌الله بودند كه وارد صحنه شده و ماجرای 18 تیر را جمع كردند.این گروه در سال‌های پایانی ریاست آقای خاتمی از امكانات بالای نرم افزاری برخوردار بودند ولی مشكل عمده آنها مشكل جامعه و مردم بود. پیوند مردم با رهبری همیشه مشكل اینها در همه مقاطع بوده است چرا كه كودتای مخملی یا كودتای نرم بالاترین سرمایه‌اش مردم هستند و می‌خواهند با به صحنه كشیدن مردم و ملتهب كردن فضا، مردم را مقابل نظام قرار بدهند و ساختار‌های قانونی را با كشیدن مردم به كف خیابان‌ها از هر نوع قضاوتی بی‌اعتبار سازند.مشكلی كه مجموعه دوم خرداد داشت این بود كه مردم به بیانات مقام معظم رهبری توجه داشتند و بصیرت مردم مانع از این شد كه آنها بتوانند از این آب گل آلود ماهی بگیرند. البته بسیار هم از رفتار مردم گله‌مند بودند و گاهی با الفاظ تند و اهانت‌آمیز آنها را مورد خطاب قرار می‌دادند. در حالی كه همین مردم در سال 76 با شعار درود بر سه سید فاطمی؛ خمینی، خامنه‌ای، خاتمی به كاندیدای آنها رأی دادند. اما چون رفتار و گفتار آنها را منطبق بر امام (ره) و رهبری ندیدند از آنها بریدند و جدا شدند. در انتهای دوره خاتمی احساس كردند كه رأی مردم را ندارند. كاندیدای اختصاصی اینها در انتخابات گذشته مصطفی معین بود كه نتوانست بیش از 3 میلیون رأی كسب كند.چه استراتژی را بعد از آن دنبال كردند؟وقتی كه متوجه شدند پایگاه اجتماعی كه ستون فقرات انقلاب مخملی است را از دست داده‌اند برنامه‌ریزی خود را برای دوره دهم ریاست جمهوری منسجم كردند. اول از هر چیز روبه تخریب دولت آوردند. تمام رسانه‌هایشان با تمام قوا وارد صحنه شدند و حتی حاضر نبودند یك كار مثبت دولت را بیان كنند. برخی افراد آنها نیز رایزنی‌هایی در بیرون داشتند. سلسله سخنرانی‌هایی كه در كشورهای اروپایی و دانشگاه‌های آمریكا داشتند. در اینكه جمهوری اسلامی نمی‌تواند ادامه پیدا كند و باید یك جمهوری سكولار شكل بگیرد. ارتباط برقرار كردن با بنیاد سوروس و به نوعی تحت تعلیم قرار گرفتن آنها برای پیاده كردن این مدل همه در این راستا بود. حتی در دولت آقای خاتمی، مقام معظم رهبری سخنرانی‌هایی ‌داشتند درباره كودتای یلتسین كه در اثر تلاش‌های همین بنیاد سوروس شكل گرفت.اتفاقی كه در انتخابات دهم افتاد مجموعه‌ای از ناركارآمدی‌هایی بود كه جبهه دوم خرداد با آن مواجه شده بود. آنها در انتخابات شورای شهر، مجلس و ریاست جمهوری دهم پایگاه مردمی خود را از دست داده بودند. هر چقدر فریاد آنها بلندتر می‌شد اقبال مردم به آنها كمتر می‌شد چون مردم این مجموعه را در خط صحیح نمی‌دانند لذا آنها در انتخابات دهم دچار یك دستپاچگی شده و مدل‌های مختلفی را دنبال كردند كه بتوانند پیروز این انتخابات شوند.دو گزینه مقابل آنها بود؛ شیوه سازماندهی هرمی و سازماندهی كردن هزاران نفر در این ساختار به نام سازمان رأی و در این راه هزینه‌های بسیاری نیز متقبل شدند كه یك رقم آن را خود آنها 800 میلیارد تومان عنوان كرده‌اند كه به نظر می‌رسد بسیار بیشتر از این ارقام است.گزینه دوم آنها برای شكست احتمالی بود و پیش‌بینی كرده بودند كه اگر مدل پیروزی موفق نشد بتوانند از گزینه شكست استفاده كنند و به همان نتایج از پیش طراحی شده دست پیدا كنند. فهرست مطولی از رفتارها را براساس كتاب جین شارپ تهیه كردند تا بتوانند پروژه پیروزی را از این طریق دنبال بكنند. در بین نخبگان نیز آنها توانسته بودند بسیاری از افراد را از اصولگرایان محافظه‌كار گرفته تا لیبرال‌های كینه‌ورز با خود همراه سازند و حتی سعی داشتند با ارتباطات منظم و اطلاعات غیرصحیح مراجع قم را با خود همراه سازند.آنها حتی سعی كردند كه آقای منتظری قائم مقام معزول رهبری را با خود همراه سازند. با اینكه از زمان امام(ره) مردم با منتظری آشنا بودند و می‌دانستند كه امام(ره) دست ایشان را از مسائل كوتاه كرد و فرمودند كه ایشان در مسائل سیاسی دخالت نكنند. مردم ما خاطرات آقای ری شهری و رنج‌نامه حاج احمد آقا را راجع به بی‌كفایتی و ساده‌لوحی منتظری ملاحظه كرده‌اند.آیا فكر می‌كنید این حركات توانست اصلاح‌طلبان را در ادامه راه یاری سازد؟من فكر می‌كنم اتفاقی كه در كشور افتاد عمق تحلیل غلطی بود كه دوم خرداد انجام داد. آنها تصور می‌كردند با سازماندهی نخبگان ساده لوح گرفته تا كینه‌ورز بتوانند كار را به سرانجام برسانند، غافل از اینكه مردمی كه با مشاركت اكثری وارد صحنه شدند اعتماد عمیقی به امام(ره) و رهبری، ‌قانون اساسی و داوری قانون دارند و داوری قانون برای آنها بسیار بااهمیت است. آنها سعی داشتند در هیجانات اعلام نتایج مردم را از قضاوت صحیح دور بكنند یعنی مردم فراموش كنند در قانون اساسی برای همه موارد انتخابات سازوكار تعریف شده است و جزئیات آن در قانون انتخابات آمده است. اینها با هیجانی كردن شرایط و اعلام نابهنگام پیروزی خود بخشی از هواداران را دچار غفلت و اشتباه كردند. درایت نظام و رهبری در دعوت از طراحان فتنه كه اگر نكته و شكایتی دارند از مراجع اصلی‌اش مطرح كنند اینها را دچار سردرگمی كرد و هواداران متوجه شدند كه در پس این اعتراض‌ها اهداف دیگری نهفته است. ادامه اعتراف‌ها و حرف‌های صریحی كه سران غرب در حمایت از این فتنه داشتند كاملاً هواداران آن مجموعه را بیدار كرد به گونه‌ای كه در راهپیمایی روز قدس نتوانستند 15 هزار نفر را به صحنه بیاورند در حالی كه در سازمان رأی آنها فقط در تهران 390 هزار نفر سازماندهی شده و مدعی شده بودند كه پس از اعلام نتایج انتخابات دو میلیون نفر در كنار وزارت كشور جمع كرده و اعتراض خود را اعلام كنند. ارزیابی‌تان از شعارهای عجیب و غریب روز قدس چیست؟در روز قدس با آن شعارهایی كه سر دادند خیلی از كسانی هم كه به اینها خوشبین بودند متوجه شدند كه این افراد با اندیشه امام(ره) و شعارهای اساسی انقلاب مشكل اساسی دارند، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» یعنی جانم فدای آمریكا.وقتی كه فلسطین نه، لبنان نه، حزب الله لبنان نه، حماس نه، با حذف اینها یعنی ما آمریكا و اسراییل را قبول داریم، این شعارها موجب یك ریزش جدی در بین هواداران شد به گونه‌ای كه شاهد حضور بسیار اندك آنها در روز 13 آبان بودیم. اكنون منحنی اعتماد و اعتبار اینها در جامعه به شدت در حال افول است و شرایط به سمت شرایط منطقی و عقلانی پیش می‌رود.چگونه می‌‌توان اندك باقیمانده این فتنه را خواباند؟ما باید با دادن بصیرت به مردم روایت صحیحی از فتنه را برایشان ارائه دهیم. پیدا و پنهان سند را تبیین كنیم. نقش سران فتنه را تشریح كنیم. بی‌پرده بگوییم كه سران فتنه و گروه چهار نفره چگونه اخبار ناصحیح را به قم منتقل كرده و بین مردم اخبار دروغ را منتشر می‌كردند. دست‌هایی كه در قوه قضائیه نیز داشتند برای اینكه با رفتارهای ناصحیح در این قوه انگیزه برای هواداران ایجاد كنند. دست‌های پنهانی كه در نیروی انتظامی اعمال می‌كردند تا شرایط را خشن و نامناسب جلوه دهند. اگر همانگونه كه در بحث گروه‌های ضدانقلاب و محارب و منافقین پژاك افشاگری شد روایت صحیح در این قضیه انجام شود و مردم بتوانند نخبگان را از هم بازشناسند در آینده از آسیب مصون خواهند ماند. اگر عبارت‌های این دوره را با شفافیت و ژرف‌نگری در رسانه‌ها مطرح نكنیم در موج‌های بعدی دچار خسارت‌های عمده‌ای خواهیم شد. درس گرفتن از عبرت‌ها باعث می‌شود كه انسان خود عبرت تاریخ نشود.بحث‌هایی در مورد وحدت آشتی ملی و... مطرح می‌شود، آیا این طرح‌ها اكنون قابل پیگیری‌ هستند و اهداف این طرح‌ها چیست؟من فكر می‌كنم برخی نخبگان از سرصدق و محبت و اینكه می‌خواهند شرایط عادی شود دچار یك غفلتی در رفتار هستند و به دنبال مدل‌های نامناسب می‌گردند. اینكه می‌آیند طرح آشتی ملی را مطرح می‌كنند مگر بین مردم ما اختلافاتی در بین بوده كه حالا بخواهند آشتی كنند. ماجرا مربوط می‌شود به 300-200 نفر از نخبگان كشور وگرنه اكثریت مردم و حتی اكثریت هواداران میرحسین در اعتقادشان به رهبری تردیدی نیست. غفلتی كه اكنون صورت می‌گیرد این است كه مشكل تعدادی از نخبگان ساده‌لوح تعمیم داده‌ می‌شود به كل كسانی كه رأی به كاندیدای مقابل احمدی‌نژاد دادند كه یك تحلیل غلط و القای نابجاست. باید با محور بصیرت بتوانیم به درستی اجزای این پازل را كنار هم قرار دهیم رسانه ملی از این زمین‌گیری بیرون بیاید چرا كه در جنگ نرم و انقلاب مخملی، قرارگاه اصلی رسانه است.اگر ما به درستی عمل نكنیم جام زهر امام(ره) ممكن است در این دوره هم اتفاق بیفتد. دوم خرداد در سال 82 هم یك نامه جام زهری نوشتند و خواستند كه رهبری را در مقابل یك عمل انجام شده قرار دهند و به نوعی خواستند در همان نامه شرایط یك كودتای نرم را تحمیل كنند كه با استقامت تحسین برانگیز رهبری نتوانستند موفق شوند.دولت‌های غربی به صراحت می‌گویند باید ریشه جمهوری اسلامی را خشكاند و باید ایران را به یك انفجار درونی دچار كنیم لذا بر ماست كه این شرایط را به خوبی بشناسیم، مدیریت كنیم و در فضای عقلانی كودتای نرم را خنثی كنیم البته نباید غافل از خدمت و پیشرفت گستراندن عدالت و مبارزه با فساد باشیم چرا كه این عوامل باعث پایداری مردم و در صحنه بودن آنهاست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار