این چارچوب در مورد پرونده سوریه است و تاکنون 18 دور مذاکرات آستانه به منظور مذاکره و بررسی مسائل بشردوستانه، تقویت همکاری و انجام هماهنگیهای لازم برای کاهش تنش در سوریه و توسعه روند صلح و حل و فصل مسالمتآمیز بحران سوریه انجام شده است. با این حال، سفر پوتین به تهران درست چند روزی بعد از سفر جو بایدن، رئیسجمهور امریکا، به خاورمیانه باعث میشود آمدن پوتین به تهران و دیدار سهجانبهاش با همتایانش در ایران و ترکیه ابعادی بسیار گستردهتر از پرونده سوریه پیدا کند و تقابل این دو سفر اهمیت ویژهای دارد.
شاید یکی از ارزیابیهای جالب توجه در مورد سفر بایدن مربوط به دان پری از نشریه صهیونیستی جروزالمپست باشد که میپرسد: آیا این گردباد خاورمیانهای بایدن ارزش دردسرش را داشت؟ او این موضوع را با توجه به اهداف مختلف بایدن در این سفر از افزایش تولید نفت عربستان گرفته تا عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، مناقشه اسرائیل و فلسطین و انتخابات میاندورهای امریکا مورد بررسی قرار میدهد و از این بررسی معلوم میشود که بایدن طی این سفر و در مورد این اهداف نه تنها دستاوردی نداشته که بتواند با آن هواداران خود را در داخل امریکا خشنود کند بلکه این سؤال را برای آنها و به صورت جدی مطرح کرده: «آیا این مسنترین رئیسجمهور امریکا میتواند حداقل استقامت لازم را برای پیشبرد رهبری جهانی و توانایی لازم را برای انتخاب مجدد در 2024 داشته باشد؟» هرچند که این نویسنده پاسخ صریحی به این سؤال نمیدهد اما با برشمردن نتایج ضعیف بایدن در سفر خاورمیانهای، معلوم میشود که پاسخ او منفی است و ریزش محبوبیت بایدن به میزان 33 درصد در داخل امریکا هم این نتیجه را تأیید میکند.
سفر پوتین به تهران در نقطه مقابل قرار دارد و پوتین در وهله نخست نشان میدهد که برخلاف تبلیغات رسانهای غرب طی این چند ماه، فردی منزوی در عرصه بینالمللی نیست و همچنان میتواند از طریق روابطش با دیگر کشورها کنترل پروندههایی نظیر پرونده سوریه را در دست داشته باشد. علاوه بر این، وبسایت فرانسوی کایرناینفو (Cairn. info) به همگرایی بین تهران و مسکو در چارچوب آستانه توجه کرده و آن را بنابر دو محور اساسی دیپلماتیک مورد ارزیابی قرار میدهد؛ نخست حفظ و تقویت ثبات منطقهای، دوم ممانعت از دخالت بازیگران فرامنطقهای به ویژه امریکا در امور منطقه. مبارزه مشترک ایران و روسیه با گروههای تروریستی در منطقه نتایج مثبتی به خصوص در مورد شکست گروه داعش و دولت اسلامی آن داشته و سفر پوتین به تهران نشاندهنده ادامه این راهبرد برای تقویت ثبات منطقهای است. در مقابل، باید به تلاش بایدن برای تحریک کشورهای منطقه علیه ایران در نشست سران شورای همکاری خلیج در شهر جده اشاره کرده که حتی در این مورد هم نتوانست نتیجهای بگیرد و به گفته پری، نشانههایی وجود دارد مبنی بر اینکه کشورهای خلیج میخواهند از هرگونه ائتلاف تهاجمی علیه ایران پرهیز کنند و ترجیح آنها کاهش خطر است، چنان که عربستان سعودی مذاکرات با ایران را به میزبانی عراق ادامه میدهد. به این ترتیب، پوتین در سفر به تهران تقویت روابط منطقهای با تهران و آنکارا را دنبال میکند که باید گفت زمینههای واقعی برای تحقق این واقعیت وجود دارد اما در مقابل، بایدن با وجود تبلیغات گستردهای که حول سفرش انجام شد، حتی نتوانست از زمینههای موجود در منطقه برای تشکیل ائتلافی بهرهبرداری کند تا با آن بر ایران فشار وارد کند. مقایسه این دو سفر نشان میدهد که تهران با سفر پوتین به نقش تأثیرگذار خود در منطقه ادامه میدهد و حتی این سفر میتواند باعث تقویت آن شود، در حالی که سفر بایدن یک ناکامی قابلتوجه برای رئیسجمهور امریکا در عرصههای مختلف از جمله مقابله با این نقش تهران بود و کشورهای منطقه و حتی متحد سنتی امریکا ترجیح دادهاند سیاست کاهش تنش با ایران را دنبال کنند نه اینکه با پیروی از مسنترین رئیسجمهور امریکا خود را در دام تنشزایی واشنگتن بیندازند.