کد خبر: 109730
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۴


عربستان سعودی با ورود مستقیم به جنگ نظامی در کنار دولت یمن بر ضد حوثی‌ها عملاً به بسیاری از شک و تردید‌ها درباره نقش این کشور در این جنگ پایان داد. پرسش اصلی دراین ماجرا این است که چرا دولت یمن این جنگ را آغاز کرد؟ و دولت عربستان سعودی براساس چه منافعی درکنار دولت یمن بر ضد حوثی‌ها وارد جنگ شد؟
برای پاسخ دادن به این پرسش کلیدی ابتدا باید به چند متغیر تاریخی، اجتماعی و اقتصادی توجه ویژه داشت. تضاد سیاسی میان دولت مرکزی و شیعیان زیدی در یمن یک تضاد قدیمی است که به چهار دهه پیش بر می‌گردد که در آن ناسیونالیست‌ها با حمایت جمال عبدالناصر و مصر قدرت را در یمن به چنگ آورده و بساط حاکمیت امامان زیدی را در این کشور برچیدند که چند قرن بود به عنوان حاکمان سنتی بر این دیار حکومت می‌کردند. از آن هنگام دولت یمن همواره به شیعیان زیدی که یک سوم جمعیت این کشورند به عنوان یک جریان مرتجع و ضد تجدد (جمهوریت) و رقیب سیاسی نگاه می‌کرد و این نگاه منفی در بی‌توجهی کامل دولت به مناطق آنان در ابعاد گوناگون توسعه انعکاس آشکاری پیداکرد. همزمان با ناکارآمدی دولت مرکزی در ارائه خدمات گوناگون به زیدی‌ها در استان‌های صعده، عمران، حرف سفیان، رهبری سیاسی حوثی‌ها در میان زیدی‌ها شکل گرفت و در چند سال اخیر به آغاز مبارزه نظامی و سیاسی آنان بر ضد دولت مرکزی انجامید.
در حال حاضر دولت یمن در برابر سه شکاف جدی داخلی قرار دارد.
تهدید القاعده و گسترش فعالیت‌های آن در مناطق ؟؟ یمن به ویژه در حضرموت اولین چالش دولت یمن است. این گروه عملیات حمله به ناو آمریکایی کول را طراحی و اجرا کرده و پس از موج بازداشت رهبران آن موفق شدند عملیات فرار آنان را از زندان صنعا نیز ترتیب دهند. این گروه در حال حاضر در میان جامعه سنی یمن فعال است و با پیوستن تعدادی از نیروها و امرای القاعده عربستان سعودی به آنان تقویت شده و تاکنون چند بار از مبدأ یمن بر ضد رژیم سعودی دست به عملیات زده است. عملیات اخیر ترور ناکام معاون امنیتی وزیر کشور عربستان یکی از بارزترین و پیچیده‌ترین اقدامات تروریستی این گروه بود که مواد انفجاری در داخل اعضای بدن فرد انتحاری جاسازی شده و از همه گیت‌های بازرسی عبور کرده بود.
دومین شکاف سیاسی یمن، تهدید رهبران سیاسی بخش جنوبی این کشور است که از لندن اعتراضات جنوبی‌ها را مدیریت و رهبری می‌کنند و امید دارند بتوانند این بخش را یک بار دیگر از یمن جداکرده و هویت مستقلی پیدا کند. این جریان در دو سال اخیر موفق شد با سوار شدن بر موج نارضایتی‌های مردمی، ده‌ها تظاهرات سیاسی را ترتیب دهد و مقبولیت سیاسی خود را در میان جامعه جنوبی افزایش دهد و دولت مرکزی تاکنون هیچ راهکاری در برابر این تهدید در پیش نگرفته جز سرکوب معترضان.
سومین تهدید و شکاف سیاسی در یمن نافرمانی و قیام حوثی‌ها به عنوان رهبران سیاسی زیدی‌ها در شمال یمن است که از پایگاه گسترده‌تر و منسجم‌تر برخوردار است. اولویت‌ داخلی دولت یمن به جنگ با حوثی‌ها با وجود شکاف‌های سیاسی دیگر بر می‌‌گردد به اولویت‌های سیاسی داخلی و امنیت ملی دولت عربستان سعودی تا دولت یمن. عربستان سعودی به چند علت از دولت یمن حمایت همه‌جانبه کرد تا کار حوثی‌ها را یکسره سازد. نخستین علت این است که منطقه زیدی‌ها هم مرز با استان نجران سعودی است که محل استقرار اقلیت شیعه اسماعیلی است. این منطقه درچند سال اخیر شاهد چندین اعتراض سیاسی شیعیان بر ضد حاکمان وهابی این منطقه بوده است. ریاض همواره نگران این مسأله است که نکند همکاری شیعیان زیدی و اسماعیلی در دو سوی مرز آغاز شود که در چنین صورتی امنیت ملی عربستان به چالش کشیده خواهد شد. دومین علت این رفتار دولتمردان سعودی،‌ اکتشاف نفت در منطقه نسجران در نزدیکی مرز یمن است که گفته می‌شود حجم ذخایر آن قابل توجه است. یکی از مشکلات دولت سعودی در حال حاضر این است که عمده ذخایر نفتی این کشور در استان شیعه‌نشین الشرقیه قرار دارد و این شرایط در ابعاد سیاسی، نوعی چالش برای دولت مرکزی به شمار می‌آید که تاکنون با سیاست اجبار و سرکوب بر ضد شیعیان این تهدید مهار شده است و این شرایط به دلایل مشابه در منطقه نسجران احتمالاً در آینده به اجرا گذاشته خواهد شد. یکی دیگر از نگرانی‌های دولت سعودی که مهم‌ترین عامل به‌شمار می‌آید، احتمال همکاری حوثی‌ها با القاعده است. دولت سعودی نیک می‌داند که حوثی‌های شیعه زیدی و القاعده سلفی تکفیری هستند اما در عین حال تصور می‌کنند تضاد مشترک آنان با دولت مرکزی یمن می‌تواند زمینه همکاری آنان را فراهم سازد. کشف چند ماه پیش یک تریلی حاوی مواد انفجاری و سلاح‌های سبک در مناطق جنوبی عربستان سعودی که برای القاعده بود، این حدس و گمان را تقویت کرد. ریاض بر این باور است که این محموله با همکاری القاعده با حوثی‌ها وارد خاک سعودی شده و شاید به همین علت ریاض متمایل به سرکوب حوثی‌ها از سوی دولت مرکزی یمن شد.
در چنین شرایطی دولت سعودی با ارائه کمک‌های مالی و نظامی از دولت علی عبدالله صالح خواست تا کار حوثی‌ها را یکسره کند و این درحالی است که یمن از سه شکاف و چالش سیاسی رنج می‌برد و تنها در یکی از آنها توافق آتش بس داشت که با حوثی‌ها بود و در سال گذشته در دوحه به امضا رسید. حوثی‌ها در جریان درگیری‌های اخیر بارها اعلام کرده‌اند که جنگنده‌های سعودی مواضع آنان را بمباران کرده اما دولت یمن این خبرها را تکذیب کرد و چندین بار اعلام کرد که خود به تنهایی می‌تواند جنگی را با سرعت یکسره کند ولی بر خلاف انتظار دولت یمن چنین اتفاقی نیفتاد. در جریان این جنگ چند ماهه هر بار ارتش یمن حملات خود را گسترش می‌داد، دلایل دخالت عربستان در این بحران آشکارتر می شد و غنایم جنگی حوثی‌ها از ارتش یمن نشان می‌داد که اغلب ذخایر و جنگ‌افزارهای ارتش یمن با آرم و نشان عربستان است.
ولی به رغم این دولت سعودی با فرافکنی و متهم کردن به حمایت از ایران دخالت می‌کردند. و با فرافکنی و متهم کردن ایران به حمایت از حوثی‌ها دخالت آشکار خود را در جنگ داخلی یمن تحت‌الشعاع قرار می‌دادند. ناتوانی ارتش یمن پس از چند ماه تلاش برای یکسره سازی نظامی در صعده، عربستان سعودی را وادار کرد از سیاست‌های حمایت خاموش دست بردارد و آستین‌‌ها را بالازده و خود آشکارا وارد جنگ بر ضد حوثی‌ها شود. حملات مستقیم جنگنده‌های عربستان به مواضع حوثی‌ها و پیشروی ارتش زمینی عربستان به سمت جبل دخان نشان داد که عربستان برای حفظ امنیت مرزها یا پاسخ به کشته شدن چند مرزنشین سعودی نیست بلکه اقدامی نظامی برای تحقق اهداف سیاسی است که در رأس آن شکست کامل حوثی‌ها از طریق تعدد جبهه‌های جنگی است.
در جمع‌بندی سیاسی می‌توان گفت مهم‌ترین سؤالی که هم‌اکنون مطرح است این است که با دخالت مستقیم سعودی‌ها در جنگ صعده، افق آینده این بحران چه خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش به توان مقاومت حوثی‌ها بستگی دارد. اگر حوثی‌ها توان مقاومت داشتند و در برابر حملات همزمان ارتش‌های یمن و سعودی تاب ایستادگی داشتند، اهداف اصلی جنگ تحقق پیدا نخواهد کرد و در نتیجه تضعیف دولت مرکزی دیگر تضادهای داخلی یمن در شکاف‌های سیاسی فعال خواهد شد و به عبارت دقیق‌تر دولت یمن اقتدار خود را قربانی اولویت‌های سیاسی عربستان کرده‌ است، بدون اینکه دستاوردی برای خود داشته باشد. احتمال دیگر اینکه حوثی‌ها توان مقاومت در برابر ارتش‌های یمن و عربستان را نداشته باشند و تحت فشار نظامی تسلیم خواسته‌های دولت مرکزی شود. در این صورت اقتدار دولت یمن افزایش خواهد یافت و توان آن در جهت یکسره‌سازی چالش‌های سیاسی دیگر درجنوب و در برابر القاعده بیشتر خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار