در روزهایی که ردپای وزارت ورزش بهرغم اظهارات سئولنشینان در عدم دخالت در ماجرای تیم ملی پررنگتر از گذشته دیده میشود و حتی ردپای آنها در انتخابات فدراسیون هم بهوضوح دیده میشود، انتشار خبر و تصاویر افتتاح مسیر پیادهروی یک شرکت خصوصی، آنهم با حاشیههای خاص خود توسط وزیر ورزش از آن دست خبرهایی بود که نمیتوان به سادگی از کنارش گذشت. هرچند حمید سجادی پیش از احراز پست وزارت ورزش، آنهم با حداقل آرای نمایندگان مجلس به عنوان مدیر ورزشی این شرکت خصوصی و البته مسئلهدار مشغول به کار بود، اما حضورش به عنوان وزیر ورزش برای افتتاح مسیر پیادهروی پروژهای که هنوز هم کسی به درستی نمیداند از کجا و چگونه تأمین مالی میشود و یکی از عابربانکهای قدیمی ورزش ریاست آن را برعهده دارد اصلاً قابل توجیه نیست. عابربانکی که هنوز هم کسی به درستی نمیداند چگونه حداقل مثل همکار دیگر خود بازداشت صوری نمیشود!
ظاهراً جناب وزیر که این روزها بسیار تلاش میکند هر طور شده در انتخابات کمیته ملی المپیک شرکت و با تصدی این پست خیالش را بابت استیضاح قریب به یقین راحت کند، فراموش کرده که دیگر کارمند این شرکت پرطمطراق نیست و باید هوش و حواسش را به جای اهمیت دادن به ورزش اقشار بیدرد و پردرآمد متوجه مسائل ریز و درشت ورزش کشور و عموم مردم کند. حضور حمید سجادی در پروژه مختلط افتتاح مسیر پیادهروی این شرکت خصوصی در حالی اتفاق افتاده که همین حالا بسیاری از پروژههای عمرانی ورزش کشور زمین مانده و داد ورزشکاران مدالآور و افتخارآفرین بابت بیتوجهیها و کمبودها بلند شده است. از اینها که بگذریم، حضور وزیر ورزش در مراسم مختلطی که به اسم خصوصی بودن تقریباً چنان که باید و شاید هیچکدام از موازین اعتقادی و اجتماعی هم در آن رعایت نشد، توجیهناپذیر است، مگر اینکه جناب وزیر همچنان خود را متعلق به این شرکت بداند و همچنان در راستای پیشرفت برنامههای آن گام بردارد.
از سوی دیگر باید به حضور مدیرکل تربیت بدنی استان تهران در این مراسم نیز اشاره کرد. جناب جوادی چندی پیش جلوی افتتاح یک باشگاه لاکچری در پایتخت را گرفت، اما حالا دوشادوش وزیر ورزش و صاحب این شرکت خصوصی در افتتاح پروژه مذکور شرکت میکند تا دوگانگی در تصمیمگیریها و نگاهها در مسئولان ورزش به اوج خود برسد.
حالا راحتتر میتوان نتیجه گرفت که مسئولان ورزش کشور خود مشغول ضربه زدن به ورزش هستند. مسئولانی که قاعدتاً باید دغدغه عموم مردم برای ورزش کردن را داشته باشند، اما وقتی چشمشان به پول میافتد، ظاهراً همه چیز را فراموش میکنند و حتی یادشان میرود که در چه جایگاهی فعالیت میکنند و چگونه باید از حق مردم دفاع کنند. باید به حال ورزش تأسف خورد، ورزشی که اسیر مدیرانی اینچنینی شده که روز به روز به جای اصلاح شدن به ارتقای جایگاه خود میاندیشند. بدا به حال ورزشی که چنین مدیرانی برایش تصمیمگیری و برنامهریزی میکنند.