معضل جدیدی نیست و تا بوده دلالان و کارچاقکنها بیشترین سود را از فوتبال بیدروپیکر ایران برده و میبرند. هیچکس هم عین خیالش نیست و همه هم برایشان عادی شده بودجه دولتی تیمها به جیب عدهای معلومالحال برود. بازیکن راضی، باشگاه راضی و فدراسیون هم راضی.
شروع فصل نقلوانتقالات، بهار دلالان فوتبال است. آنها یک سال انتظار میکشند، برنامهریزی میکنند و افراد مدنظر را در آب نمک نگه میدارند تا در عرض چند هفته میلیاردها تومان به جیب بزنند و به ریش همه بخندند. عدهای که مدیران، مربیان و بازیکنان خوب آنها را میشناسند و از سیستم کاریشان باخبر هستند، همه ساله برای پر کردن حسابهایشان بسیج میشوند تا رقم دستمزدها چند برابر شود. امسال، اما کار را به جایی رساندهاند که میلیارد هم برای برخی بازیکنان در حد پول خرد است و گرفتن دستمزد ۱۵، ۲۰ میلیاردی را حق مسلم خود میدانند. به همین سادگی کف نرخ را به چند میلیارد میرسانند و این رقم شاملحال یک بازیکن بیکیفیت و ناشناخته هم میشود. فعالان عرصه دلالی کارشان آنقدر رونق دارد که برای قالب کردن بازیکنان مدنظر هزار و یک ترفند به کار میبرند، از بازارگرمی و مذاکره همزمان با چند تیم بگیر تا فروش بازیکن به صورت پکیجی، یعنی فلان بازیکن مطرح تنها در صورتی با تیم پرطرفدار قرارداد میبندد که چند نفر دیگر نیز با شرایط خوب راهی همان تیم شوند، وگرنه خبری از انتقال بزرگ نخواهد بود. خیال نکنید که همه پول هم به جیب بازیکن و مربی میرود، نه؛ دلالان آنقدر کارکشته هستند که بتوانند سهم خوبی از قرارداد چندین میلیاردی بازیکنان را به جیب بزنند و همزمان درصد خوبی هم از باشگاه مربوطه بگیرند.
این سیستم نقلوانتقالات فوتبال ماست و کسی نیست که تاکنون در موردش چیزی نشنیده باشد. فقط هر سال که این بازار داغ میشود، عدهای فریاد وااسفا سر میدهند که چرا نشستهاید و عدهای در حال دلالی هستند! یکی حرف از نظارت میزند و یکی هم بحث تعیین سقف قرارداد را مطرح میکند. در آخر، اما آب از آب تکان نمیخورد و فصل نقلوانتقالات تمام میشود!
در واقع همانها که شیون و ناله میکنند خودشان سهم مهمی در میدان دادن به چپاولگران دارند، چراکه فصل بیست و دوم لیگ برتر به زودی آغاز خواهد شد و بیش از دو دهه فرصت داشتند تا قدمی در جهت قطع دست غارتگران فوتبالی بردارند، ولی تا امروز قدمی برداشته نشده است و این یعنی اینکه مدیران، فدراسیون، سازمان لیگ و همه مسئولان مرتبط این موضوع را به صورت یک واقعیت در فوتبال پذیرفته اند و به آن تن دادهاند. ولی مردم و رسانهها همچنان امیدوارند شاید دلسوزی پیدا شود و کار مثبتی انجام دهد. وقتی میدانیم همه باشگاههای ما دولتی و صنعتی هستند و مستقیم و غیرمستقیم بودجه هنگفتشان از بیتالمال تأمین میشود، چطور میتوانیم بیتفاوت باشیم و سکوت کنیم؟
در شرایط سخت اقتصادی، هواداری که با حداقل درآمد گذران زندگی میکند یا اصلاً درآمدی ندارد، چرا باید از اینکه تیم محبوبش برای خرید یک بازیکن معمولی یا حتی بیکیفیت بیش از ۲۰، ۳۰ میلیارد هزینه کرده، خوشحال شود؟ اگر این پولها در بخشهای دیگر صرف شود، مطمئناً درآمد حداقلی هزاران کارگر، کارمند و معلم زحمتکش تأمین خواهد شد.