اولویت اصلی امروز آموزش و پرورش برنامهریزی برای رسیدن به نقطه مطلوبی است که معتقدیم شاخصهای آن در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بیان شده و رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر هفته معلم برای رسیدن به آن تأکید کردند. برای رسیدن به نقطه مطلوب ابتدا باید مشخص کنیم که نظام آموزش و پرورش کشور از حیث امکانات، برنامه و برونداد در کجا ایستادهاست. این جایگاه از دو جهت باید مورد ارزیابی قرار گیرد. نسبت به وضع مطلوب مورد انتظار در سند تحول و نسبت به کشورهای دیگر؛ بنابراین شناخت وضع موجود و ترسیم آنچه هستیم با توجه به همه مؤلفههایی که برای یک آموزش و پرورش مطلوب لازم هست، اولین قدم برای نیل به این نقطه مطلوب است.
دومین گام در این مسیر و به عبارت بهتر گام مهمتر شناخت و تبیین جایگاه مطلوب در آموزش و پرورش است. منظور از مطلوببودن چیست؟ جایگاه مطلوب چه ویژگیها و شاخصههای قابل اندازهگیریای دارد؟ در این گام باید به جای فرایندها به بروندادها توجه شود. رفتار فردی، اجتماعی و آموزشی قابل اندازهگیری باید به عنوان محصول غایی نظام آموزش و پرورش تنها محور تعیین شاخصها باشد. سرگرم شدن به اقدامات بدون توجه به برونداد واقعی آنها، توجه صرف به فرایندها بدون ارزیابی محصول آنها و دلخوششدن به کلیگوییهای جذاب نقطه آسیب جدی در این مرحله است که باید به طور جدی مورد توجه باشد و به عنوان جهتنمای حرکت همیشه در معرض دید و نقد باشد.
گام سوم در تحقق این آرمان ملی یافتن راهکارهای عملی و اجرایی کردن آنها برای رسیدن به نقطه مطلوب است. این مرحله از آن جهت حائز اهمیت است که روشهای ارائه شده باید در عمل و در کلاس درس و در کتابهای درسی و به طور کلی در برنامه درسی عملیاتی شود.
برای تحقق اهداف سند و اجرای سه گام ذکرشده در بالا باید یک همگرایی فکری در مجموعه ستاد و صف آموزش و پرورش شکل بگیرد. برای این منظور لازم است در وزارت آموزش و پرورش یک گروه کاری ویژه به ریاست شخص وزیر یا یکی از معاونان پژوهشی یا آموزشی تشکیل شود. لازم است این گروه از پختگی فکری و تجربه عملی بالایی برخوردار باشد. از اهداف سند که در یک کلمه باید آن را پایهگذاری تمدن نوین اسلامی یاد کرد، شناخت کافی و به ضرورت تحقق اهداف سند ایمان کافی داشتهباشد، درباره اهداف و روشهای آموزش در آموزش و پرورش جهان شناخت کافی داشته باشد و توان استفاده از تجربیات جهانی را برای تحقق اهداف سند داشته باشد. برونداد تحولات آموزش و پرورش مثل حوزه صنعت نیست که با تیراژ و شمارش تعداد قطعات تولیدشده نتیجه اقدامات را ارزیابی کرد. کار آموزش و پرورش کار مهارتی، تربیتی، پرورشی و فکری است و آنچه در سند به آنها اشاره شده تغییر در رفتارها و تحقق برخی مهارتها است؛ ممکن است ثمره برنامهریزیهای امروزی در سالهای بعد خود را نشان دهد. اگر در این مسیر تصمیمات نادرست اتخاذ شود، شاید جبران خطاهای احتمالی و اصلاح اشتباهات پرهزینه و چه بسا غیرممکن باشد. به ویژه که طبق سند تحول نظام تعلیم و تربیت کشور با توجه به جهانبینی الهی حاکم بر آن دنبال راه جدیدی است؛ راه جدیدی که مبانی نظری آن مبتنی بر جهانبینی الهی است و شاید به جرئت بتوان گفت اولین تجربه در نوع خود در جهان است. از این رو است که توصیه میشود، امروز نظام آموزشی کشور را افرادی باید مدیریت کنند که هم نظام تعلیم و تربیت جهان را میشناسند و هم نظام تعلیم و تربیت اسلامی را و برای رسیدن به آن نقطه مطلوب که مصداق میدانی و هدف کاربردی آن را میتوان «مدرسه ایرانی اسلامی» نامید، حرکت کند. این تیم باید از روشهای نوین آموزشی و آخرین تحولات آموزشی در آموزش و پرورش دنیا اطلاع داشتهباشد تا از تجربیات موفق و ثابت شده علمی دنیا برای رسیدن به هدف استفاده کند.
در بیشتر کشورهای دنیا سندهای تحولی در حوزه آموزش و پرورش وجود دارد که این سندهای تحولی دنبال ایجاد ویژگیهای شخصیتی خاصی در افراد و تربیتیافتگان نظام آموزشی هستند و بسیاری از اینها لزوماً در تضاد با جهانبینی ما قرار ندارد. مثلاً در غالب این سندها، تربیت انسانهای خلاق و متفکر، تربیت انسانهایی که کار آفرین باشند، علاقهمند به محیطزیست باشند، اهل نقد و نقادی باشند و... جزو اهداف نظام آموزش و پرورش آنها موردتوجه است. میتوانیم در تحقق این اهداف مشترک و غیرمتضاد از تجربیات موفق جهانی بهره ببریم. نباید خود را از تجربیات جهانی محروم کنیم، اما برخی آرمانها خاص جهانبینی الهی است؛ عدالتطلبی و خداباوری که ممکن است در دیگر کشورها جزو اهداف آموزشی نباشد، اما برای نظام تعلیم و تربیت کشور ما جزو اهداف اساسی است. در این موارد باید از داشتههای خود بهترین استفاده را کنیم و برای تحقق این آرمانها از بهترین متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره ببریم. نکته دیگری که در گروه یا تیم پیشنهادی برای اجرایی کردن سند تحول باید وجود داشته باشد، این است که در این گروه تلقی مشترک از اهداف سند وجود داشتهباشد. همچنین تعریفی از اهداف ارائه گردد که حداقل به مقدار قابلتوجهی با تفاسیر متخصصان زبده همخوانی داشته باشد. تفسیر یکسان از سند تحول آموزش و پرورش در درجه اول در سطح ستاد وزارتخانه باید ایجاد شود و در گامهای بعدی در سطح صف. این برداشت از سند اگر هم نتواند همه صاحبنظران تعلیم و تربیت اسلامی و همه علاقهمندان به تحول و همه کسانی که سالهاست شعار اجراییشدن سند تحول بنیادین را میدهند، صد در صد همراه سازد، حداقل بتواند درصد قابلتوجهی اجماع ایجاد کند، چراکه اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است در جامعه تعلیم و تربیت تضاد به وجود آورد و همراهی کامل با برنامهها محقق نشود. به نظر میرسد در حال حاضر نهتنها در بین نخبگان و علاقهمندان اجراییشدن سند همگرایی به وجود نیامده، حتی در داخل ستاد آموزش و پرورش نیز این هماهنگی هنوز به طور کامل محقق نشدهاست. باید تلاش کرد از نظر فکری و برنامهای انسجام و همگرایی لازم در ستاد آموزش و پرورش به وجود آید و این همگرایی به سطوح پایین و تا سطح مدارس تسری دادهشود.
* عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان
و عضو شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی