تمرین در آفتاب قطر در شرایطی که خود قطریها در کانادا اردو زدهاند و جام جهانی که قرار بود همین ایام در قطر برگزار شود، به علت گرمای کشور میزبان پنج ماه به تعویق افتاده. این اگر شاهکار فدراسیون نیست پس چیست؟ شاهکاری که میگویند عالیست!
صدالبته که هر روز هم نام یک کشور به عنوان حریف تدارکاتی ایران برای آمادهسازی در راستای حضوری پرقدرت در قطر مطرح میشود، اما هر بار زمان زیادی نمیبرد برای منتفی شدن کل داستان، بهطوریکه کم مانده مردم برای برگزاری دیدارهای دوستانه و منتفی نشدن مصاف با تیم دوم الجزایر هم دست به دعا شوند تا پوششی باشد برای کمکاریهای فدراسیونی که سرش جایی دیگر گرم است!
فوتبال ایران در حالی نخستین فیفادی را از دست میدهد و آقایان فدراسیوننشین در توجیه فرصتهای از دست رفته، شروع به برشمردن دلایل به اصطلاح منطقی خود میکنند که حتی ولز، تیمی که همین چند روز قبل حضورش در رقابتهای جام جهانی قطعی شد نیز دیدارهای تدارکاتی خوبی را به واسطه حضور در لیگ ملتهای اروپا پشت سر گذاشته تا برای حضور در بزرگترین رویداد فوتبالی دنیا به مرز آمادگی برسد. البته میتوان این آمادهسازی را به عدم برنامهریزی صحیح آسیا و دوراندیشی قاره سبز ارتباط داد که با برپایی رقابتهای لیگ اروپا شرایط فوقالعادهای را برای برگزاری بازیهای تدارکاتی مهیا کرده است. اما حتی کمکاری و اشتباهات محاسباتی مسئولان کنفدراسیون فوتبال آسیا یا حتی سیاسیکاری کاناداییها برای لغو بازی دوستانه با تیم فوتبال این کشور بهانه خوبی نیست برای فرصتی که تا به امروز از دست رفته است.
بهانه یا حتی توجیههای منطقی نمیتواند کمکی به تیم ملی ایران برای حضوری پرقدرت در جام جهانی قطر کند. یوزهای ایرانی که صعودی رؤیایی و معجزهوار به جام جهانی داشتهاند این روزها بلاتکلیف فدراسیونی هستند که نه فقط صاحبی ندارد که دلسوزی هم برای جمع کردن اوضاع نابسامان فعلی ندارد، در مقابل اما آنچه زیاد دارد رو برای توجیه است و سفسطه! رویهای که هیچ کمکی به فوتبال ایران و تیم ملی نمیکند، آنهم در شرایطی که رقبای ایران در گروه B رقابتهای جام جهانی برنامههای خوبی برای حضور پرقدرت در قطر تدارک دیدهاند. در این اثنا شاید تنها کسی که میتواند کمکحال تیم ملی باشد، سجادی، وزیر ورزش است. اما حرفهای چند روز قبل وزیر ورزش در خصوص صحبت با دو کشور برای برگزاری بازی دوستانه، آنهم در شرایطی که نخستین فیفادی به تازگی از دست رفته، چیزی شبیه به ریختن آب پاکی روی دست فوتبال است.
این درست که فدراسیون فوتبال مستقل است، اما در شرایطی که اوضاع نابسامان فدراسیون فوتبال بر کسی پوشیده نیست، فرصتها برای تیم ملی یکی پس از دیگری از دست میرود و تمام آنچه شاهدیم وعدههای پوچ و بیپایان در خصوص برگزاری بازیهای دوستانهای است که یکی پس از دیگری پروندهشان ناتمام مختومه میشود و وزارت ورزش به عنوان متولی ورزش میتواند کمکحال تیم ملی باشد تا حضوری آبرومند در قطر داشته باشیم، اما نه با تکرار وعدههای بیسرانجامی که مدتهاست فدراسیون فوتبال دارد به خورد مردم میدهد.
تیم ملی نیاز به تدارکات دارد، چراکه این مهمترین اصل موفقیت است. موفقیتی که برای ارائه نمایشی افتخارآمیز مقابل انگلیس، امریکا و حتی ولز در جام جهانی به چیزی بیش از غیرت و جنگندگی یوزهای ایرانی نیاز دارد. موفقیت در مسیر دشواری که برای ایران در جام جهانی ترسیم شده، نیازمند برپایی اردو و بازیهای تدارکاتی حساب شده است. چیزی که تا به امروز از فدراسیون بیدر و پیکر فوتبال دیده نشده است و این شرایط میتواند نتیجه تلخی در آینده نهچندان دور در قطر داشته باشد. فردایی که میتواند با حسرت همراه نباشد و افتخاری دیگر برای فوتبال ایران ترسیم کند اگر موفقیت در آن دغدغه آقایان تصمیمگیرنده در فوتبال و ورزش باشد. آقایانی که تا به امروز جز وعدههای پوچ و بیسروته چیز دیگری از آنها شاهد نبودهایم! بیتفاوتی و سهلانگاری که دود آن بهطور مستقیم به چشم فوتبال ایران میرود اگر هرچه زودتر به خودمان نیاییم.