استقلال دیشب جام قهرمانی بیست و یکمین دوره رقابتهای لیگ برتر را در حالی بالای سر برد که با گذشت دو دهه از برپایی این رقابتها هنوز که هنوز است پسوند حرفهای روی فوتبال ایران سنگینی میکند.
مرحوم ناصر حجازی در همان دوره اول برپایی لیگ برتر عنوان کرد ما از حرفهای بودن فقط شماره پیراهن بازیکنانمان را به خارجی عوض کردهایم و بقیه موارد را فراموش کردهایم. ناصر حجازی رفت، خیلی دیگر از پیشکسوتان و بزرگان فوتبال هم رفتند و امروز تنها نامی از آنها باقی است، اما فوتبال باشگاهی ایران همچنان فقط پسوند حرفهای را با خود یدک میکشد.
البته فراموش نکنیم که جماعت فوتبالی حداقل در دریافت پول و عقد قراردادهای چندین میلیاردی واقعاً حرفهای عمل میکنند و در این مورد حتی تنه به تنه فوتبال حرفهای دنیا هم میزنند، اما وقتی پای مسائل دیگر به میان میآید، آن وقت است که واقعیت زشتی برملا میشود که ثابت میکند هنوز که هنوز است و برخلاف تمام ادعاها راه دور و درازی برای حرفهای شدن در پیش داریم.
استقلال جام قهرمانی را بالای سر برد، اما دو فصل است که هم آبیها و هم رقیب دیرینه جایی در لیگ قهرمانان آسیا ندارند. علتش هم کاملاً واضح و روشن است؛ دو تیم پرهوادار ایران هنوز حرفهای نشدهاند. آنها قهرمان میشوند، اما مقامی که فقط برای چند ساعت دلخوشی هواداران و کریخوانیها معمول فایده دارد و بعد باز هم حسرت میماند و حسرت، حسرت اینکه بعد از این همه سال هنوز حرفهای نیستیم.
تا دلتان بخواهد هم حرف قشنگ زده میشود. این روزها کم نیستند کسانی که میخواهند هر طور شده خودشان را به فرهاد مجیدی و تیمش نزدیک کنند. به تصاویر قهرمانی استقلال نگاه کنید؛ آدمهایی را میبینید که تا دلتان بخواهد ادعا دارند و خوب حرف میزنند، حتی همین حالا از ستاره سوم روی پیراهن استقلال میگویند، درحالیکه همه خوب میدانیم عامل اصلی آماتور ماندن استقلال و پرسپولیس و فوتبال باشگاهی ایران سوءمدیریتهای همین آدمهای لبخند بر لب است. آدمهای کت و شلوارپوشی که به اسم مدیر میآیند و گند میزنند، سرخ و آبی هم ندارد، فقط این روزها، چون استقلال قهرمان شده نوع آبی آنها بیشتر در چشم است، والا قبلاً نوع قرمزشان دیده میشد.
اصلاً فرهاد مجیدی و تیمش موفق شدند، چون پای چنین آدمهایی را از استقلال بریدند، والا خوب یادمان هست یکی مثل فتحاللهزاده که حالا میخواهد به هر جان کندنی خود را به تیم مجیدی بچسباند، فصل قبل وقتی اوضاع را خراب دید چگونه تیم محبوبش را رها کرد و بعد از دو هفته رفت. استقلال برای امثال فتحاللهزادهها فقط در این مواقع محبوب است، روزهایی که بیایند و عکس یادگاری بگیرند و ادعاهای توخالی داشته باشند.
استقلال جام قهرمانی را بالای سر برد، آبیها با هدایت فرهاد مجیدی زیباترین تیم لیگ برتر بودند یک تیم رکوردشکن و شکستناپذیر، اما فوتبال باشگاهی ایران با وجود مدیرانی که نمونهاش ذکر شد و همه جا هم هستند در حال در جا زدن است و هنوز هم حرفهای نیست و این یعنی زحمات امثال فرهاد مجیدی و تلاشهای بازیکنان استقلال همه بر باد میرود و فقط در داخل مرزهایمان باقی میماند. پس مراقب باشیم که میوه موفقیت امروز فرهاد مجیدی و بازیکنان استقلال را دیگران نچینند و برای خودشان صندلی ریاست فراهم نکنند. پس فرهاد مجیدی مراقبباش موفقیت تیم و شاگردانت را ندزدند.