یمن کشوری است با جمعیت 23 میلیونی و از فقیرترین کشورهای جهان عرب در جنوب کشور ثروتمند و نفتخیز عربستان سعودی قرار دارد، همین امر موجب توجه دولت ریاض به همسایه جنوبی خود و نوع سیاست و حکومت در آن است. درگیریهای اخیر دولت یمن به رهبری علیعبدالله صالح با شیعیان الحوثی در استانهای شمالی این کشور اینک با دخالت مستقیم عربستان توسط نیروهای زمینی و هوایی عربستان سعودی پیگیری میشود؛ امری که به باور بسیاری از کارشناسان میتواند دامنه جنگ داخلی یمن را به بحرانی منطقهای تبدیل کند و بر گسترش ابعاد آن بیفزاید.
شاید بیسبب نیست که فارن پالیسی یمن را در سال 2009 میلادی در صدر کشورهای در آستانه فروپاشی دانسته است؛ چرا که بحرانهای داخلی یمن جدا از جنگ دولت صنعا بر ضد شیعیان شمال با بحرانهای سیاسی،هویت و مشروعیت نیز روبهروست. علی عبدالله صالح که پس از اتحاد یمن شمالی و جنوبی بر کرسی ریاست جمهوری این کشور نشسته است با پیروزی در جریان جنگ داخلی دهه 1990 و علیه جداییخواهان جنوب (یمن جنوبی) تاکنون بر این منصب تکیه زده است و کارشناسان بر این نظر هستند که عبدالله صالح قصد دارد تا زمینه روی کار آمدن فرزند خویش را نیز مهیا کند. معضلی که گریبانگیر بیشتر کشورهای عربی است اقتدارگرایی دولتهای این کشورهاست، چه این کشورها بر منابع غنی نفتی تکیه زده باشند یا نه.
در واقع هواداریهای عربستان و مقامات آل سعود از بحران داخلی یمن را باید در گذشته کاوید؛ گذشتهای که با اتحاد دو یمن شمالی و جنوبی دولت ریاض را ترساند و باعث شد تا عربستان در جریان جنگ داخلی یمن در دهه 1990 با حمایت مستقیم و غیر مستقیم از تجزیه دوباره یمن قدرت و تسلط خود را در جزیره حفظ کند؛ چرا که اتحاد یمن و جمعیت 23 میلیونی و فراتر آن نسبت به عربستان به عنوان تهدیدی برای عربستان به شمار میرفته است. به علاوه حضور شیعیان در یمن به عنوان یکی از قدرتمندترین گروههای مذهبی باعث شده است ریاض همواره نگران نفوذ اندیشههای مقاومت و افزایش بحران برای به داخل شیعیان عربستان در مناطق شرقی و جنوبی (هممرز با یمن) باشد این امر زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم بسیاری از مناطق شیعهنشین عربستان سعودی دارای منابع غنی نفت و هیدروکربن هستند؛ واقعیتی که مقامات عربستان همواره آن را به عنوان تهدید مینگرند. در این میان در چند ماه اخیر رویکرد دوسویه عربستان در داخل و خارج این کشور از یک سو بر افزایش فشارها و محدودیت برای شهروندان شیعه خود و کنترل بیشتر مناطق شیعه استوار بوده است و از سوی دیگر بر اتحاد و کمک نظامی و اقتصادی به دولت صنعا برضد شیعیان حوثی نگریسته است. چرا که عربستان بر این نظر است با گسترش ادامه بحران در یمن و ضعف دولت صنعا در مقابل قدرتگیری شیعیان الحوثی، شیعیان عربستان نیز ممکن است دست به تحرکات داخلی زده و امکان ناامنی در مناطق شیعه نشین و نفتخیز این کشور را بالا برند. گذشته از آن دولت عربستان که همواره خود را خادمین حرمین شریفین میداند و رهبری جهان اسلام و جهان عرب را در سر میپروراند از آن میهراسد هژمونی منطقهای (شبه جزیرهای) این کشور از بین برود؛ چرا که گسترش ایدئولوژی وهابیت در یمن و افزایش نفوذ عربستان در یمن در کنار ثبات و امنیت در این کشور خواهد بود. یمن که با فقر 50 درصدی شهروندان خود و وجود مشکلات اساسی دراین کشور همواره نیازمند کمکهای اقتصادی و سخاوتمندانه مقامات ریاض است، به علاوه یمنیها و دولت صنعا را مانع از آن میشود که درباره سه استان مورد اختلاف سکوت کنند و حضور مداوم عربستان در این سه استان مورد اختلاف را به رسمیت شناسند.
بیگمان دغدغههای امنیتی عربستان از افزایش و گسترش بحران یمن و کشانده شدن آن به داخل مرزهای عربستان و مناطق شیعهنشین این کشور بر افزایش حضور نظامی در سرکوب جنبش الحوثی کمک میکند. این امر از سوی دیگر میتواند باعث افزایش مخالفتهای داخلی شیعیان یمن با دولت صنعا و شیعیان عربستان با دولت ریاض شود و به گسترش دامنه بحران بیفزاید. دراین راستا سرکوب نظامی و استفاده از تجهیزات نظامی دو کشور یمن و عربستان بر ضد حوثیها (در صورت سرکوب نهادینه و موفقیت در آن) نمیتواند دامنه مخالفتها را در دو کشور کاهش دهد. بهویژه اینکه دولت اقتدارگرای صنعا به رهبری علی عبدالله صالح اکنون با بحرانهای مختلفی رو به روست و ترس از سرگیری جنگ و مبارزه از سوی جدایی خواهان جنوب میتواند به افزایش بحران در شبه جزیره عربستان کمک کند.
علی رمضانی