
همچنین بیشترین آمار طلاق در بین زنان مربوط به زنان گروه سنی 20 تا 24 سال و مردان 25 تا 29 سال است. اعتیاد و بیکاری علت بسیاری از طلاقهاست و بیکاری نیز در بسیاری از موارد از اعتیاد سرچشمه میگیرد. علت اصلی طلاق را میتوان بیکاری جوانان، بالا بودن تورم، مشکلات تهیه مسکن و به طور کلی مشکلات مالی اعلام کرد.
در طبقه پایین جامعه، مهمترین علت طلاق مشکلات مالى است. ضعف در برقراری ارتباط بین زوجها نیز عامل دیگر شکست ازدواج است و البته مشکلات مالی و شرایط محیطی به این مسأله دامن میزند.
وضعیت مالی بسیاری از جوانان مناسب نیست، بسیاری از پسران و دختران که ازدواج کردهاند به دلیل مشکلات مالی میبینند که وضعیت بهتری در خانه پدر داشتند و ترجیح میدهند که طلاق بگیرند تا از این وضعیت خارج شوند. فشارهای جانبی که بعد از ازدواج بهوجود میآید گاهی باعث به وجود آمدن مشکلات خانوادگی و اجتماعی مضاعف در بین دختران و پسران میشود.
اغلب دختران و پسران از پدر و مادر خود جدا میشوند و ازدواج میکنند تا زندگی بهتری داشته باشند ولی مشکلات مالی و به خصوص تهیه مسکن باعث به وجود آمدن اختلافات عدیده و در نهایت جدایی آنها میشود، زیرا حقوق دریافتی اکثر آنها کم است و کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد و باعث به وجود آمدن فشارهای روانی، عصبی در دختران و پسران جوان میشود.
پایه حقوق یک کارمند حدود 300 هزار تومان است که فقط اجاره مسکن بیش از این است و به دلیل ناتوانی در پرداخت آن مجبور به طلاق میشوند. در 6 ماه اول سال اجارهبهای خانه افزایش پیدا کرده است و قیمت بسیاری از کالاها نیز تا 40 درصد افزایش پیدا کرده ولی میزان حقوق رشد چندانی نداشته است.
اگر بخواهیم امروز را با گذشته مثلاً 30 سال پیش مقایسه کنیم، بنزین لیتری 5 ریال بوده که هماکنون لیتری هزار ریال است. یعنی قیمت هر لیتر بنزین نسبت به گذشته 200 برابر شده است ولی کارمندی که در گذشته 4 هزار تومان حقوق میگرفته الان کمتر از 300 هزار تومان میگیرد که حقوق وی نسبت به گذشته فقط 50 برابر افزایش پیدا کرده است.
حقوقها اگر مانند بنزین که دولت در قبال آن یارانه پرداخت میکند، 200 برابر شود یعنی یک کارمند حداقل 800 هزار تومان حقوق دریافت کند، بسیاری از مشکلات مالی از بین میرود. حقیقت این است که افزایش حقوق باعث کاهش مشکلات اجتماعی از جمله طلاق و فقر میشود.
حقوق کارکنان باید براساس پایه تورم کشور پرداخت شود تا قدرت خرید مردم با تورم افزایش پیدا کند. در گذشته یک کارمند با 4 هزار تومان حقوق و با پسانداز 5 ماهه میتوانست یک خودرو خریداری کند اما امروزه این طور نیست، یک کارمند با گذشت چند سال میتواند پولی پسانداز کند و برای خود و خانوادهاش خودرو بخرد.
هر سال قیمتها افزایش پیدا میکند ولی افزایش حقوق کارکنان اندک است و این امر باعث به وجود آمدن شرایط نامتعادل در زندگی میشود.