تقارن صدسالگی حوزه علمیه قم با قرنی که بر ما میگذرد، فرصتی مغتنم است که در باب کارکرد و چشمانداز این نهاد مؤثر اشاراتی رود. شهر قم از دوران امامان شیعه، محل حضور و تربیت فقیهان بوده است، چهاینکه برخی از آن حضرات، خلقخدا را به عالمان این خطه ارجاع میدادند. با این همه دور جدیدی از تکاپوی علمی، فرهنگی و اجتماعی این نهاد از دوران هجرت آیتاللهالعظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری و شاگردانش به قم آغاز شد. از قضا در همان حوالی تاریخی، رضاخان در فقره به سنگخوردن تیر جمهوریخواهی خویش، به قدرت این نهاد پی برد و تظاهر مذهبی را پیشه ساخت! او، اما در سالیانی بعد با جلوس بر تخت سلطنت به جبران مافات پرداخت و به ستیز با تمامی نمادهای فرهنگ دینی جامعه، از جمله این حوزه پرداخت. صبر و تدبیر آیتالله حائری، مانع از آن شد که قزاق بتواند انهدام این کانون علمی را عملی سازد. پس از رحلت «حاج شیخ»، «آیات ثلاث» شیوه او را پیگرفتند، تا نهایتاً پهلوی اول از سلطنت خلع و از ایران اخراج شد! در آزادی نسبی پس از شهریور ۲۰ و هجرت آیتاللهالعظمی سید حسین طباطبایی بروجردی به قم، حوزه این شهر به اوج شکوفایی علمی و فرهنگی رسید و این مهم، موجب گشت که پهلوی دوم و به خیال بیرون بردن مرجعیت از ایران به اقداماتی دست زند که البته بی فرجام بود. در سال۴۱ با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امامخمینی و همراهی دیگر مراجع این حوزه، شاه دریافت که این قدرت نوظهور تصمیم دارد در ساحت سیاست و فرهنگ ایران طرحی نو دراندازد. وقایعی، چون ۱۵ خرداد و اعتراض به کاپیتولاسیون، این حقیقت را بر وی آشکارتر ساخت. تبعید رهبر کبیر انقلاب از ایران پیوند او را با بدنه روحانیت و جامعه مختل نساخت و با همین سرمایه، در بهمن ۵۷ مهمترین رستاخیز تاریخ معاصر را رقم زد. در ۴۳ سال اخیر، هر آنچه میان جمهوری اسلامی با کانونهای قدرت جهانی رخ داده است، از چالشی منشأ میگیرد که حوزه قم در بیش از ششدهه قبل با رژیم پهلوی کلید زد.
امروزه چهار نسل از دوران مرجعیت آیتالله حائری سپری شده و میراث او در حوزه قم، افزون بر چالشهای نظری، در معرض معارضههای عملی نیز قرار دارد. حوزه اینک، اگر چه بسا دانشوران زبده، در رشتههای گوناگون علوم اسلامی پرورده و ظرفیت چالش با نظریه پردازیهای معارض را دارد، اما بجد باید مراقب خطر نفوذ باشد! نفوذ اندیشههایی که با توجیهات فقهی، انفعال و گوشهنشینی روحانیت را میطلبد و همچنین نفوذ عناصری که با منابع مالی مجهول، در صدد مرجعتراشی و قطبسازی در این نهاد پر قدمت برآمدهاند. با این همه به نظر نمیرسد که اینگونه تهدیدات بتواند بدنه فکور و زمان آگاه این حوزه را از خویش متأثر و سمتوسوی آن را دستخوش تغییر سازد.