روند حوادث در هفتههای گذشته و همچنین بیانات رهبر معظم انقلاب درباره عدمصداقت بعضی از مدعیان درباره وجود انحراف در مسیر انقلاب اسلامی، اهمیت تبیین و یادآوری بعضی از مصادیق درباره گروههای سیاسی را مضاعف کرده است. روند حوادث در هفتههای گذشته و همچنین بیانات رهبر معظم انقلاب درباره عدمصداقت بعضی از مدعیان درباره وجود انحراف در مسیر انقلاب اسلامی، اهمیت تبیین و یادآوری بعضی از مصادیق درباره گروههای سیاسی را مضاعف کرده است.
به گزارش فارس، هفته گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار تصویری با جمعی از اقشار مختلف مردم تبریز در سخنانی اظهارنظر بعضی از افراد مدعی دلبستگی به انقلاب مبنی بر دور شدن انقلاب از اهداف را صادقانه ندانستند و افزودند: «کسانی که زندگی و مشی اشرافی دارند یا دم از تسلیم در مقابل استکبار و امریکا میزنند، نمیتوانند مدعی پایبندی و دلبستگی به انقلاب باشند چراکه شعار انقلاب حمایت از پابرهنگان و محرومان و مقابله با استکبار است و بیان این حرفها از آن افراد قابلقبول نیست.»
بنابراین از این منظر، کسانی که از سال ۶۸ و بعد از رحلت امام خمینی (ره) تا به الان که ۳۲ سال میگذرد، به سمت امریکا گرویدهاند و به نوعی برای رسیدن به زندگی اشرافی، تمامی شعارهای استقلال و شعارهای دفاع از پابرهنگان را فراموش کردهاند و به معنای واقعی زندگی اشرافی دارند، نمیتوانند ادعای دفاع و دغدغههای انقلاب اسلامی داشته باشند.
اظهارات علی شکوریراد، دبیر کل سابق حزب اتحاد ملت از جمله مصادیقی است که نشان میدهد این جریان اذعان دارد حامیانش طبقهای غیر از مستضعفان جامعه هستند و به معنایی اشراف جامعه از آنها حمایت میکند.
وی در فتنه بنزینی ۹۸- که ماحصل عملکرد اصلاحطلبان و روحانی بود- به نکتهای درباره سبد رأی جریان اصولگرایی اشاره میکند که مفهوم جالبی دارد؛ شکوریراد مدعی است که بعد از حوادث بنزینی در سال ۹۸، این اصولگرایان بودند که دچار کاهش سبد رأی شدند و اصلاحطلبان بعد از آشوبهای بنزینی، ضرر چندانی نکردند.
شکوریراد پس از ثبتنام در انتخابات دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی میگوید: «اصلاحطلبان پس از اعتراضات و کشتار اخیر دچار ریزش رأی نشدهاند، چون اعتراضات در مناطق مرفه که پایگاه رأی آنان است صورت نگرفته بلکه در مناطق حاشیهای که پایگاه اصولگرایان بوده، رخداده است.»
فارغ از اینکه اشرافیت در زندگی مدعیان دلبستگی به انقلاب چگونه است و چه مصادیقی دارد؟ آنچه در این گزارش به دنبال آن هستیم، اینکه چه کسانی غیرصادقانه درباره انحراف انقلاب و دلبستگی به حقوق و منافع مردم اظهارنظر میکنند.
بیانیه مجمع روحانیون، مصداق بارز بیصداقتی
شب ۱۲ بهمنماه ۱۴۰۰، دو نهاد روحانیمحور جریان اصلاحات (مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم)، عملاً بیانیه خاتمی را به اسم خود منتشر کردند؛ بیانیهای که سراسر سیاهنمایی و ادعا درباره مردم و انقلاب بود.
با توجه به این بیانیه به وضوح مشخص است چه افرادی مصداق بیصداقتی در انقلاب هستند؟ کسانی که در طول تاریخ انقلاب اسلامی، ادعای شیخوخیت در جریان اصلاحطلب و همچنین همراهی با امام خمینی (ره) در ابتدای انقلاب را با خود یدک میکشند.
این گروه که نام نهاد روحانیت را نیز بر تابلوی خود نصب کرده است، ساکتترین نهاد در زمان هجمه و حمله حامیان حزبیاش به اسلام و امام خمینی (ره) بوده است.
مروری بر دهههای گذشته نشان میدهد روحانیون مبارز از دهه ۷۰ به بعد و به خصوص بعد از روی کار آمدن جریان موسوم به اصلاحات، عملاً تبدیل به بازیچه و جاده صافکن بازیگران اصلی جریان اصلاحات شدهاند تا جایی که این جریان هیچ انتقادی از رفتار اصلاحطلبان مقابل اسلام، امام و انقلاب از خود نشان نداده است.
به مصادیق زیر توجه کنید: «افکار امام خمینی (ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! «قوانین اسلامی متعلق به ۱۴قرن پیش بوده و جوابگوی مشکلات جوامع کنونی نیست»! «انقلاب اسلامی شبیه استبداد قجری است»! «تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است»! «فرهنگ شهادتطلبی باعث ترویج خشونت میشود»! «عدمکارایی حکومت دینی بر همگان آشکار شده است»! «مظاهر دینی، چون حجاب و حیای زنان، نماد عقبافتادگی است»! «آدمها و حتی معصومین (ع) هم خودبهخود، بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند»! «آن دسته از جوانان که به مساجد روی میآورند یا کتب دینی میخوانند از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند»! و... اینها فقط نمونههایی از انبوه دیدگاهها و افکار آلودهای است که برخی از مدعیان اصلاحات در نشریات و رسانههای خود ترویج میکردند و روحانیون عضو «مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین» اگر نگوییم با این ادعاها موافق بودهاند، لااقل انتظار آن بوده که علیه این قماش - که در جبهه مدعی اصلاحات جا خوش کردهاند- موضع میگرفتند ولی لام تا کام اعتراضی نکردهاند.
گفتنی است یکی از اعضای اصلی و تقریباً همهکاره مجمع به اصطلاح روحانیون مبارز درباره اهانت فتنهگران به ساحت مقدس اباعبداللهالحسین (ع) گفته بود که من میخواستم اعتراض کنم ولی بیم آن داشتم که از این اعتراض سوءاستفاده شود! یعنی شخصیت خود را برتر از ساحت امام حسین (ع) میدانستهاند...!
تغییر تابلو از ساکت مطلق به معترض وضع موجود
از دیگر نکاتی که رهبر معظم انقلاب به دقت و ظرافت به آن اشاره کردهاند، عدمصداقت این گروه از افراد در دلبستگی به انقلاب و اسلام است، به عنوان مثال مجمع روحانیون با حمایت صددرصدی از ریاست جمهوری حسن روحانی در سالهای ۹۲ و ۹۶، ساکت مطلق هشت سال ریاست روحانی بر مسند اجرایی کشور بوده و علیالظاهر هیچ اتفاق ناگوار اقتصادی و سیاسی در این دوره نیفتاده است.
سؤال این است که این جریان مدعی و خلافگو درباره فتنه ۸۸ و حوادثی که به واسطه دیکتاتوری این جماعت بر سر جمهوریت نظام آمد، چه پاسخی دارند؟ شوریاش در حوادث ۸۸ آنجا بود که این نهاد مدعی در روز ۲۳ خرداد ۸۸، به صراحت پیگیر ابطال انتخابات، آن هم بدون کوچکترین استدلال منطقی بود و همین جریان بعد از خطبه تاریخی رهبر معظم انقلاب در ۲۹ خرداد مبنی بر تمام کردن اعتراضات خیابانی، ۳۰ خرداد مردم را دعوت به اعتراض و آشوب خیابانی کرد و تنها یک ساعت قبل از شروع اعتراض اعلام کرد به واسطه عدممجوز قانونی، روحانیون مبارز هیچ نقشی در حضور آشوبگران در خیابان ندارد.
گفتنیها درباره رفتار نفاقآمیز جریان اصلاحات و زیرمجموعههایش بسیار است، ولی نهادی که به راحتی با تغییر تابلو از ساکت مطلق، تبدیل به دلبسته انقلابی میشود و با وجود اینکه حوادث ۸۸ را در کارنامه خود دارد، باز هم از زیر سؤال رفتن جمهوریت نظام سخن به میان میآورد، از موضوعاتی است که در عین غربت انقلاب اسلامی، نیاز به تبیین و روشنگری دارد.