حبيبالله عسگراولادي يكي از شناخته شدهترين چهرههاي اصولگرايان است كه به دنبال ايجاد وحدت ميان وفاداران به نظام و در تلاش براي جلوگيري از ريزش نيروهاي سياسي در مقاطع مختلف بوده است. هفت نامه او به محمد رضا خاتمي، دبيركل وقت جبههمشاركت را اگر ديگر بار بخوانيم، گويا پيرانه در خشتِ خامِ فعاليت جوانهاي اصلاحطلب، پشيماني اين روزهاي نخبگان گرفتار شده آنها را ميديده است. تلاش موفق او در وحدت احزاب اصولگرا در انتخابات اخير براي حمايت از دكتر احمدينژاد نيز فراموش ناشدني است. اما اين بار، تلاش او براي وحدت همراه با حاشيههايي بود و تفاوت برداشتهايي از اين طرح مطرح شد كه در گفتوگوي ذيل، آن را واكاوي كرده ايم: امروز گروههاي مختلف سياسي ادعاي تقواي سياسي دارند و به يكديگر برچسبهاي ضد تقوا ميزنند، به نظر شما اشكال كار در كجاست؟ ما در شرايطي قرار گرفتيم كه دشمن ما را با فتنههايي در بحرانهاي مرئي و نامرئي قرار داده است. در خدمت اين فراز از كلام خدا كه قرار گرفتيم خداوند به اهل ايمان به كساني كه ايمان را انتخاب كردهاند، ميفرمايد: «يا أيّها الّذين آمنوا إتّقوا الله» اما نه صرف شروع و سنتي تقوا بلكه «حق تُقاته». در حال حاضر اشكال ما اين است كه مؤمنين متّقي در كشور در رستهها و دستگاههاي مختلفي هستند، هر كدام تقوا را از زاويه مجموعه خودشان ميبينند و متّقي هم هستند، اما در مجموع اين تقوا «حق تُقاته» در دوره بلوا نيست. راجع به حق تقاته روايتي هست كه نشان ميدهد كه حق تقوا كدام است. ميفرمايد: «اطاعت بدون معصيت، ذكر او بدون نسيان و شكر او بدون كفران. » معصوم اين سه مورد را در معناي حق تقوا به ما عنايت فرموده است و بعد از آن ميفرمايد: «و لاتموتنّ الّا و أنتم مسلمون» كاري كنيد كه عاقبت زندگيتان با تسليم تمام شود. آنچه در اين باره ميفرمايند پاسداري دائم از ايمان و تسليم است. حضرت علي(ع) به ما ميآموزد و ميفرمايد كه « إنّما هي نفسي أروضها بالتّقوي» تمام همّت ايشان مراقبت از نفس و خويشتن خويش است. بايد مراقبت كنيم. اگر منمان را مراقبت نكنيم، ما را به جاهايي ميكشاند كه بعضي وقتها راه برگشت نيست. يكي از دوستان نزديك آقاي مهندس موسوي از آقاي مهندس موسوي و آقاي كروبي به اين صورت تعبير ميكرد كه در جايي قرار گرفتهاند كه نميتوانند برگردند. هشدار تا نيفكندت پيروي نفس در ورطهاي كه سود ندارد شناوري به نظر شما راه حل در اين مسير چيست؟ در ادامه همان آيه در سوره آل عمران، بعد از اين سه قيدي كه در آيه قبل به آنها اشاره ميكند، فرموده است كه منهايتان را كنترل كنيد و آهنگ ولايت را بگيريد، ميفرمايد: «و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرّقوا»، عزيزاني كه به ادبيات عرب آشنا هستيد، بزرگان مفسرّين با توجه به احاديث فرمودهاند كه به سه تأكيد در اينجا توجه داشته باشيد. يكي اينكه نميفرمايد: «و اعتصم»، بلكه ميفرمايد: «و اعتصموا». اعتصامي جمعي ميتواند مؤثر باشد. اعتصام فردي نميتواند. اول به «و اعتصموا» اشاره و بعد تأكيد ميكند «جميعاً» و در نهايت تصريح ميكند «و لاتفرّقوا». اگر توجه كنيم بزرگان هدايتمان كردهاند كه ما از اين سياق ميفهميم كه پيمان انسان در مراقبت از خويشتن وقتي مؤثر است كه جمعي و بدون تفرقه باشد. ما در جمع اصلاح ميشويم. در جمع مراقبت نفسمان ميسّر ميشود. در زاويه، كنج و اتاق در بسته انسان خود را نزديك به خدا ميبيند و از همه پيغمبران هم جلو ميزند. چند روز پيش مصاحبهاي كردم. يكي از دوستان نزديكمان آقاي حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان انتقاد كرد كه اين انتقاد مرا اصلاح ميكند و چون در جمع بود عدهاي از اين انتقاد سوءاستفاده كردند و گفتند: «اصولگرا در مقابل اصولگرا». من پيش از اين راجع به آقاي دكتر محمود احمدينژاد گفتم، ما ايشان را نامزد و برايشان فعاليت ميكنيم، ولي هيچگاه از انتقاد به ايشان صرفنظر نميكنيم. ما اصولاً انتقاد درونگفتماني را پذيرفتهايم. حسين شريعتمداري با كاري كه انجام داد خيلي به من كمك كرد. با اينكه بسيار مؤدبانه بود و خيلي مستقيم هم نبود. اما «الكنايه ابلغ من التصريح» شايد در تعبيرهايي كه ايشان كرد اگر اسم ميبرد، اينگونه به جا نميخورد. بنده هم با سفارش دوستان نامهاي نوشتم و تلفني هم با ايشان صحبت كردم و از ايشان تشكر كردم، ولي گفتم: «اين توضيحات را بنويس. » گفت: «به دست من رسيده است و فردا مينويسم. » ميخواهم بگويم ما در جمع اصلاح ميشويم. چون خداوند در سوره مباركه عصر ميفرمايد: «و العصر إنّ الانسان لفي خسر. » خداي عصر به عصر قسم ميخورد ـحال عصر به معانياي است كه بزرگان از احاديث استفاده كردهاندـ و ميفرمايد، انسان به طبع و طبيعتش در سراشيبي ورشكستي است. مگر انسانهايي كه اين چند ويژگي را داشته باشند، نه انسان به تنهايي و نميفرمايد، «الّا الّذي آمن»، بلكه ميفرمايد «الّا الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات. . . » كه در ادامه دو قيد ديگر دارد: «. . . و تواصوا بالحق و تواصوا بالصّبر» اينها همديگر را توصيه به حق كنند. اينكه مثلاً آقاي بادامچيان به گردن من و مؤتلفه حق دارد هيچ مانعي نيست كه بنده انتقادي از ايشان داشته باشم و ايشان را توصيه به حق كنم. اينكه كسي برود و گوشه خانهاش بخزد و به تعبير مقام معظم رهبري و از روايت فتنه اين آهنگ را پيدا كند كه خود را از جامعه كنار بكشد، مستوجب خسران است. اميرالمؤمنين بنا به نقل از ائمه ديگر فرمودهاند: «كن في الفتنه كابن اللبون لاظهر فيركب ولا ضرع فيحلب، در فتنه مثل بچه شتر باش، نه پشت و پهلويي دارد كه بتوانند از او بار بكشند نه پستاني دارد كه بتوانند از او شير بدوشند. » مقام معظم رهبري استنباط تازهاي را به فرهنگ شيعه مرحمت فرمودند. كساني كه خيال ميكنند با اين روايت بايد بروند و گوشه خانهشان بنشينند و خود را محدود كنند. خير، اينطور نيست. اين روايت ميگويد هوشيار باش كه از تو بار نكشند. اينكه بروي و كنار بنشيني از تو بار ميكشند. هوشيار باش كه شيره جانتان را هم ميگيرند. شما ريشه التهابات اخير را در چه ميبينيد؟ شرايط ما بعد از انتخابات سبب شد دو مورد از اهداف مقام معظم رهبري تحقق پيدا كند و دو هدف هم با فتنه زير بمباران قرار داده شد. يكي از اهدافي كه تحقق يافت اين بود كه انتخابات پر شركت كنندهترين بود. ديگر اينكه رئيسجمهور بالاترين رأي را بياورد. اما دو هدف ديگري كه ايشان داشتند اين بود كه بعد از اتمام انتخابات، رقابت تمام و رفاقت شروع شود و انسجام ملي در حد اعلاي ممكن شكل بگيرد. ديگر اينكه از اين انسجام، رأي و انتخابات دولت دهم مقتدرتر از دولت نهم باشد. دشمن با فتنه و البته توسط نامزدها و طرفداران اين دو هدف را مورد حمله قرار داد. اولين شعاري را كه دشمنان ما شايد بيست روز قبل از انتخابات دادند تقلب در انتخابات بود. نامزدها و طرفدارانشان تقلب را مطرح و دو هدف اول، پر شركت كنندهترين انتخابات و بالاترين رأي رئيسجمهور را در تاريخ جمهوري اسلامي مورد تخطئه قرار دادند. در نتيجه با اين شعار كه مردم بايد به خيابان بيايند و حقشان را بگيرند، نظم و آرامش را بر هم زدند و سعي كردند به جاي انسجام، ازدحام خياباني و تفرّق و تفرقه را به دنيا نشان دهند. ممكن است اينها بگويند ما چنين غرضي نداشتيم، اما در عمل غير از اين غرض تحقق پيدا نكرد. ازدحام خياباني بيهدف و بيبرنامه اسباب اين است كه انسجام مورد پيشبيني رهبر معظم انقلاب مورد حمله قرار گيرد و در نتيجه اين كشمكشها شائبهاي روي دولت تازه و رئيسجمهور انتخاب شده با رأي بالا كشيده شود. لذا دولت نتواند مقتدرتر از دولت نهم باشد. نتيجهاي كه ميخواهم بگيرم اين است، كار انتخابات هنوز تمام نشده است. تمام نشدن انتخابات را به چه معنايي مد نظر داريد؟ از نظر رسمي و قانوني مردم رأي دادند. اجرا يعني وزارت كشور گزارش كرد. نظارت صحت انتخابات را تأييد كرد. رهبر عزيز انقلاب اسلامي هم رأي مردم را تنفيذ فرمودند. رئيس قوه قضائيه در محضر قرآن و حضور نمايندگان شاهد سوگند و تحليف رئيسجمهور بود. از نظر قانون اساسي و قوانين و مقررات اين كار تمام شده است. به خصوص كه رئيسجمهور دولتش را به مجلس معرفي و مجلس از اكثريت آنها با رأي خوب و شايستهاي استقبال كرد و به آنها رأي اعتماد داد. اما آنچه تمام نشده اين است كه دو نفر از نامزدها هنوز در صدد اين هستند كه بگويند تقلب شده است. طرح شما براي مقابله با چنين فضايي است؟ ممكن است درباره آن طرح بيشتر توضيح دهيد؟ من از اينكه بخواهم جزئيات مطالب مورد نظر اين كميته را نقل كنم، معذورم؛ چراكه ممكن است قبل از اينكه دوستان اين مطالب را بشنوند، دشمنان بشنوند و از آنجا كه دشمن شنوايياش بيشتر است، نبايد جزئيات اين طرح را بيشتر منعكس كنيم. اما وظيفه ما اين بوده و هست كه دور از افراط و تفريط به اين نامزدها بگوييم كه آغوش رهبري و مردم براي شما باز است. ما آغوش را بسته اعلام نكنيم. بگوييم كه اگر شما خواسته باشيد به رهبري، مردم و قانون اساسي برگرديد هيچ مشكلي براي شما نيست. البته در اين باره افراط و تفريط وجود دارد. افراط اين است كه ميگويند با اينها برنامه آشتي بگذاريد. اصولاً كسي كه خود را از نظام بيرون نگه داشته است تا زماني كه داخل نظام نيايد اگر بگوييم آشتيكنان، معنايش اين است كه موضع اينها به حق است و موضع طرف مقابل هم به حق است. نه، موضع اينها به حق نيست. آشتي ملي، وحدت ملي، ائتلاف ملي وقتي بر اساس ولايت و قانون اساسي قابل اجراست كه اينها وارد انقلاب و نظام باشند. در روز قدس اين افتخار امام امت، حاضر نشدند به نماز جمعه بيايند و به گوشهاي رفتند كه طرفدارانشان در آنجا شعار «جمهوري ايراني» سر دادند. امام ما به ما فرموده است، «جمهوري اسلامي» نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد. اين افراط است كه بگوييم با اينها آشتيكنان راه بيندازيم يا با اينها وحدت را برنامهريزي كنيم. تفريط اين است كه بگوييم اينها هستند كه طرفدارانشان را به آشوب در خيابان و اغتشاش دعوت كردند و بگوييم اينها را به عنوان محارب محاكمه و مجازات كنيد. به نظر كساني كه در آهنگ ولايت كار ميكنند بايد اين افراط و تفريط را كنترل كنند و اينها را بياورند و از آنها بخواهند كه به دامن انقلاب و امام انقلاب و صاحبان انقلاب كه مردم هستند، برگردند.لطفاً با توجه به اينكه فرموديد، شعار شما وحدت ملي نيست، شعارتان را تبيين كنيد. شعار ما به جاي آشتيكنان، وحدت، ائتلاف و. . . انسجام نيروهاي انقلاب حول محور رهبري است. اما كساني كه آغوش رهبري و مردم براي آنها باز است و نميآيند، «گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست». اين روزها ميگذرد و بالاخره به جايي بسيار متين و آرام يا جايي داراي كشمكش كه در هر صورت نظام و امامت را وارد حيطه مجازات كند، ختم ميشود. اما مجموعه عقلاي اصولگرا بايد افراط و تفريط را كنترل كنند. البته اين ارزان هم تمام نميشود و هزينه دارد. يكي از هزينههايش هم ممكن است اين باشد كه مثلاً در مصاحبه مطبوعاتي اخير روزنامهها از ظنّ خودشان هركدام مطالبي را نوشتند. يك زماني كه وزير بازرگاني بودم در استاني ضمن مصاحبه ديدم خبرنگاري كه كنار من نشسته در حال نوشتن مطالبي است. نگاه كردم ديدم اينهايي كه من ميگويم نيست. گفتم: «اينهايي كه داري مينويسي من نميگويم. » گفت: «باشد، شما حرف خودتان را بزنيد ما هم كار خودمان را ميكنيم!» واقعاً گاهي رسانهها كار خودشان را ميكنند. آنچه ما بايد به آن توجه كنيم، اين است كه اين كودتاي نرم و مخملي بر اساس طراحيهايي تقريباً از دو ماه قبل از انتخابات سامان گرفته است. همين جنگ زرگريها در بين اصلاحطلبها راجع به خاتمي، كرّوبي، موسوي و دو نفر ديگر كه در مجموع پنج نفرند، كاملاً برنامهريزي شده بود. هنوز ميسر نشده است كه دانشگاههايمان را آگاه كنيم كه واقعاً چه گذشته است. در مقابل هم گاه مواضع ويژهاي در معارض تراشي وجود دارد و روي برنامه حركت ميكند. وقتي از يك طرف ميكشند ما نبايد بكشيم تا پاره شود. هر جا ديديد كه بعضي از برادران و خواهران احساساتيمان ميخواهند بكشند حتي اگر پاره شود، بايد مواظب باشيم. البته آهنگ ولايت را بايد دريابيم. مثلاً همان روزي كه مصاحبه پخش شد گفتند كه دفتر مقام معظم رهبري راجع به قسمتي از صحبت من نقدي داشتند بلافاصله بدون آنكه از من دعوت كنند به آنجا رفتم و مطالبي را كه گفته بودم، توضيح دادم. گفتند: «نه، آنچه شما گفتيد اشكالي ندارد، اما آنچه ما شنيده بوديم چيز ديگري بود. » گفتم: «نه، من اين طوري صحبت نكرده بودم. » ما مشابه اين مورد را در قبل از 28 مرداد داشتيم و مراعات نكردند. حتي آيتالله كاشاني را به محاكمه دعوت كردند و به دادگاه كشاندند. بين نيروها به صورتي درگيري اتفاق افتاد كه مردم در 28 مرداد كه يك سال از سي تير گذشته بود، حاضر نشدند بيايند و از دولت مصدّق حمايت كنند. مردم گفتند: «دعواي اينها، دعواي لحاف كهنه ملّا نصرالّدين است. اينها با هم سر مقاصد ويژهاي دعوا دارند. » حقاً از آنچه آهنگ ولايت با صراحت است، حمايت كنيم. حداقل سه روزنامه، روزنامه وليّ ماست. روزنامههاي جمهوري اسلامي، كيهان و اطلاعات. ايشان اجازه ميدهد اين سه روزنامه در لحظه با سه موضع باشند، حرف خودشان را بزنند و جلوي آنها را هم نميگيرند. يعني آنها سعي كنند همان حرفهايي را كه در بين مردم است بزنند، ولي وقتي ايشان امري ميكنند، ما بايد اطاعت از امر كنيم، اما تا زماني كه امري نكردهاند بايد دور از افراط و تفريط موضع بگيريم و پاره شدنش اين نيست كه اگر كشيديم و پاره شد احمدينژاد ميماند و موسوي اعدام ميشود. دشمن در 28 مرداد آمد و اول خدمت مصدّقيها رسيد و بعد خدمت كاشانيها. در زمان كودتاي 28 مرداد نوّاب صفوي، خليل طهماسبي و تعدادي از اينها را به شهادت رساندند و براي آيتالله كاشاني تقاضاي اعدام كردند. روزنه آمدن دشمن هم خيلي مرئي و آشكار نيست. بايد هوشيار باشيم كه زمينهاي فراهم نشود. اگر زمينه اين كار فراهم شود، دشمن به صورتي وارد ميشود كه همه را قلع و قمع ميكند. اين روزنه دشمن را كه اشاره كرديد، چگونه بشناسيم؟ ما بايد دوستشناس و دشمنشناس باشيم. در رابطه با دوست قضاوت سطحي نكنيم. در رابطه با دشمن هم همين طور. دشمن ميآيد قاطي دوستان ميشود. همين كارهايي كه اتفاق افتاد. چون دشمن بعد از رأي توانست تحريكاتي بكند و بحراني پديد بياورد. بحران در خيابان ريختن. اين بحران سبب اين شد كه در مقابل هم كساني به خيابان بريزند. بازسازي دوستشناسي و دشمنشناسي، اخلاق اسلامي است. رهبري غير از اينكه در تريبون نماز جمعه خط اصلي نفاق را مطرح فرمودند، در روز سيزده رجب نيز ريلهاي آن را نشان دادند كه دشمن ما را روي ريلهاي ديگر سوزنباني نكند. مقام معظم رهبري در نقدهايشان در خطبه نماز جمعه و در توصيهشان در روز سيزده رجب جاذبه و دافعه را با هم مطرح كردند. اين جمله از آيتالله دكتر بهشتي است كه در شرايطي كه ما ميخواهيم اسلامي را پياده كنيم جاذبه در حد تمام، دافعه در حد ضرورت. نميشود انسان فقط جاذبه داشته باشد و دافعه نداشته باشد. به همين جهت آيتالله مطهري (ره) يكي از يادگارهايشان كتاب جاذبه و دافعه علي(ع) است، ميگويد اين نيست كه علي فقط جاذبه يا دافعه داشته باشد بلكه هر دو را دارد. ببينيد رهبري جاذبه را در 13 رجب و دافعه را در دو خطبه فرمود. اين قضاوتها را درك كنيد. در اين قضاوت سخنان همراه با سياه نمايي از خدمات انقلاب، در مسير بيگانگان است. اما جاذبه را نيز در فرمايش ايشان مشاهده كنيد. همه را جذب كردند. ميفرمايد با يك اشتباه، دو اشتباه كسي را دشمن ندانيد. برويد دوستشناس و دشمنشناس بشويد. حتي در سخنراني اخير در جمع نخبگان هم، خط دشمن را از خط كساني كه به تعبير ايشان با ناشيگري سياسي با دشمن همراه شدند، جداگانه تحليل كردند. يعني به نظر شما نبايد كساني را كه در اين بحرانآفرينيها نقش داشتند، محاكمه كرد؟ بايد ميان ميزان نقش افراد تفاوت گذاشت. در جريان وقايع اخير تعدادي گرفتار شدند كه نميتوانند هيچ چيز را انكار كنند. وقتي اين افراد را دستگير كردند با توجه به فيلمهايي كه از اين افراد موجود بود، اين افراد را در مقابل تصاوير خودشان قرار دادند و در كل مدارك موجود اثبات كننده بوده و راهي هم براي فرار وجود نداشته است. البته قانون هم براي هر جرم مجازات متناسب پيش بيني كرده است. در سالهاي اخير من خودم با آقاي مهندس بهزاد نبوي چند بار ملاقات داشتم، يك بار همديگر را در مكه ديديم و يك بار هنگامي كه ايشان در مجلس ششم استعفا دادند من با ايشان ديدار كردم و تذكراتي دادم، همچنين وقتي آقاي نبوي قبل از انتخابات سخنراني براندازانهاي را ايراد كردند، براي ايشان پيغام دادم كه اين راهي كه تو مير وي راه مناسبي نيست اما او چنين راهي را طي كرد. ما با مهندس بازرگان هم همكار بوديم و با خيلي از افرادي كه بعداً به عنوان منافق اسمشان برده شد نيز همكاري داشتيم ولي وقتي كه اين افراد در مقابل نظام و امت قرار گرفتند، ديگر نميتوانيم به مسير برگردانيمشان. آقاي خاتمي و موسوي با هم ملاقاتي داشته و مطالبي را مطرح كرده بودند، در اينجا حال سؤال من اين است كه چه كسي شما را در انزوا قرار داده است؟ شما نميخواهيد با ولايت ارتباطي داشته باشيد. «انسجام ملي» با آن وحدتي كه طي آن آشتيكنان راه بيندازيم و به كساني كه بعد از انتخابات باعث بروز آسيبهايي شدهاند، بگوييم كه با شما آشتي ميكنيم، فرق دارد. اين افراد با اراده خودشان، خودشان را منزوي كردند. برخي در اين ميدان جرمي به بزرگي زير سؤال بردن اصل انتخابات را مرتكب شدند، هماهنگ با دشمن عمل كردند و از اعمال براندازانه دشمنان نظام پس از انتخابات اعلام برائت نكردند. ما علاقه به بازگشت اين گروه به آغوش نظام و اصلاح اشتباهاتشان را داريم. اگر به آغوش ملت بازگردند، از انزوا خارج خواهند شد، من اصلاً معتقد به اين مسأله نيستم كه اصلاحطلبان حذف شدني هستند، اما اگر كسي بخواهد خودش را حذف كند ما نميتوانيم جلوي آن را بگيريم. با توجه به سابقههاي تشكيلاتي حزبي كه داريد از نگاه شما چرا فاصله ظهور و سقوط فعاليتهاي حزبي در ايران بسيار كوتاه و مقطعي است و اينكه چرا وقتي حزبي در ايران شروع به فعاليت ميكند، توانايي استمرار فعاليت حزبي خود را ندارد. اين وضعيت را ميتوان بعد از مشخص شدن هر نتيجه انتخاباتي مشاهده كرد. علل موجده يك تشكيلات سياسي در قالب حزب تا چه اندازهاي در تثبيت و ماندگاري و پويايي آن حزب مؤثر است؟ يكي از عوامل عدم ثبات و استمرار فعاليت احزاب در ايران آن است كه رهبران برخي احزاب فقط خود را براي ايام فتح آماده كرده اند. لذا در روزهاي بحراني و شكست آمادگي فكر كردن و فعاليت كردن را از دست ميدهند. علت ديگر آن است كه تنها براي رسيدن به قدرت فكر ميكنند و به نگهداري آنچه به دست آمده نميانديشند. علت ديگر آن است كه بيش از اينكه به نيازهاي مردم بينديشند، به نيازهاي كادرهاي خود ميانديشند و اولين گام آنها پس از فتح، فراموش كردن شعارها و وعدههايي است كه دادهاند. توفيق كار حزبي در گرو اين است كه اولاً احزاب درك كنند بايد به درد مردم و مشكلات ملت برسند. براي برون رفت از بحرانها و مشكلات مردم تئوري داشته باشند. ثانياً اعضاي حزب بايد به كار جمعي اعتقاد داشته باشند و به تصميم جمع احترام بگذارند. ثالثاً اگر پيروز شدند، مغرور نشوند و اگر شكست خوردند، شكست را نيز بپذيرند، نااميد نشوند و راهي كه فكر ميكنند صحيح است را دنبال كنند. به نظر شما احزاب تا چه حد براي فعاليت آزادند؟ همه احزاب تا وقتي كه در برابر قانون اساسي نايستاده باشند، منع قانوني براي فعاليت ندارند. اصل ?? قانون اساسي روشنترين و شفافترين تعاريف را در مورد فعاليت احزاب در نظام جمهوري اسلامي دارد. در اين اصل ميخوانيم: «احزاب، جمعيتها و انجمنهاي سياسي آزادند مشروط به اينكه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند، هيچ كس را نميتوان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور كرد. » پس پاسخ سؤال شما در اصل ?? قانون اساسي به طور شفاف داده شده است. در اين اصل گفته نشده كه احزاب بايد سياستها، اهداف و برنامههاي خود را با سياستهاي ولي فقيه ترسيم كنند. اما طبيعي است كه اگر احزاب به استقلال، آزادي و وحدت ملي فكر كنند و اساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند به نوعي همگرايي با رهبري نظام هم ميرسند، چون از وظايف رهبري تضمين استقلال و آزادي و وحدت ملي است. از وظايف رهبري است كه از اساس جمهوري اسلامي دفاع كند. لذا احزابي كه تاكنون آزادي ملت را نشانه گرفتند و با استقلال كشور مخالف بودند و در جهت وابستگي گام برمي داشتند در برابر مردم و نظام قرار گرفتند. نمونه اعلاي آن را ميتوان در رويكرد منافقين و برخي احزاب چپ وابسته به بلوك سوسياليسم ديد. منافقين ماندن در كنار حزب بعث عفلقي در طول ? سال جنگ تحميلي را به ماندن در كنار مردم ايران ترجيح دادند. برخي احزاب سوسيال دموكرات و ليبرال دموكرات هم ماندن در پاريس و لندن و واشنگتن را در ماندن در كنار مردم ايران ترجيح دادند و حساب خود را از مردم و نظام جدا كردند. امروز هم برخي احزاب آزمون سختي را در برابر دارند كه در كنار مردم قرار ميگيرند يا در برابر آنها. به نظر شما گسست فعلي ميان احزاب و تودهها منبعث شده و متأثر از چه علل و عواملي است؟ مهمترين عامل جدايي تودهها از احزاب و نخبگان سياسي آبشخور فكري آنهاست. اگر نخبگان سياسي از آبشخور فكري ليبرال دموكراسي يا سوسيال دموكراسي سيراب شوند، نبايد انتظار داشته باشند مردمي كه از آبشخور اسلام و فلسفه سياسي اسلام آب مينوشند با آنها همگرايي داشته باشند. مطالعات جامعه شناختي و روان شناختي در ايران نشان ميدهد كه اعتقاد مردم و دلبستگيها و نيز حافظه تاريخي آن چيست. هر كس بخواهد خارج از اين قلمرو و ارتباطي برقرار كند ممكن است در كوتاه مدت توفيقاتي داشته باشد اما در درازمدت مردم آن احزاب، گروهها و نخبگان را تنها خواهند گذاشت. در پايان اگر درباره انتخابات نكته ديگري نيز صلاح ميدانيد كه بيان كنيد، بفرماييد. حرف آخرم اين است كه انتخابات براي نسل جوان يك ترم اصلي دانشگاهي است و يك صحنه بزرگ حوزوي است. منتها شرطش اين است كه نسل جوان به هيچ نامزدي تعصب نداشته باشد. به حق تعصب داشته باشد. من از نسل جوان خواستارم بدون تعصب جريان انتخابات دهم را مورد مطالعه قرار دهند و هيچ تعصبي روي هيچ كس نداشته باشند و آهنگ رهبري را قبل از انتخابات، حين انتخابات، هنگام رأي دادن، در خطبههاي نماز جمعه و روز سيزده رجب و پس از آن مورد مطالعه قرار بدهند. به نظر بنده يك رشد علمي، تجربي و فني پيدا ميكنند.