هفتمین دور از مذاکرات هستهای از روز دوشنبه ۲۹ نوامبر در وین برگزار شد و پنج روز ادامه یافت تا اینکه با وقفهای کوتاه، دوباره از روز پنجشنبه ۹ دسامبر ادامه یابد. این دور از مذاکرات همانند شش دور قبل بین هیئت ایرانی با نمایندگان کشورهای باقیمانده در برجام انجام میشود که از آن به عنوان مذاکرات مستقیم یاد میشود هفتمین دور از مذاکرات هستهای از روز دوشنبه ۲۹ نوامبر در وین برگزار شد و پنج روز ادامه یافت تا اینکه با وقفهای کوتاه، دوباره از روز پنجشنبه ۹ دسامبر ادامه یابد. این دور از مذاکرات همانند شش دور قبل بین هیئت ایرانی با نمایندگان کشورهای باقیمانده در برجام انجام میشود که از آن به عنوان مذاکرات مستقیم یاد میشود و این نمایندگان به عنوان میانجی بین هیئت ایرانی و هیئت امریکایی مستقر در وین کار میکنند تا اینکه مذاکرات غیر مستقیم بین ایران و امریکا انجام شود. گزارش و تحلیلهای متفاوتی از این چند روز مذاکرات شده، اما نکته قابل توجه در واکنش بیسابقهای است که رژیم صهیونیستی و مقامات ارشد این رژیم به آن داشتهاند. سفرهای پی در پی نفتالی بنت نخستوزیر، لائیر لاپید وزیر خارجه، بنی گانتس وزیر دفاع و دیگر مقامات این رژیم و دیدارهای فشرده آنها با همتایان غربی خود نه تنها دلالت بر ناخشنودی آنها از روند فعلی وین دارد بلکه نشان میدهد سران این رژیم تا احساس میکنند به میزان زیادی نادیده گرفته شدهاند با این دیدارها سعی میکنند تا خودی نشان داده باشند. با این وجود، مسئله اساسی این است که احساس تنهایی این رژیم میتواند چه پیامدی در پی داشته باشد.
تنشآفرینی
شکی نیست که اولین و مهمترین پیامد این احساس تنهایی تشدید تنشها و حتی مبادرت به اقدام نظامی از سوی رژیم اسرائیل علیه ایران است. این چیزی نیست که در حد حدس و گمان یا بنا بر اشارات مبهم و گنگ باشد بلکه حالا مقامات ارشد سیاسی و نظامی این رژیم به صراحت از این موضوع میگویند. برای نمونه، بنت در ۲۳ نوامبر و تنها شش روز قبل از شروع این دور از مذاکرات در دانشگاه رایشمن رژیم اسرائیل گفت: «در صورت بازگشت به توافق (هستهای)، اسرائیل خود را نسبت به این توافق متعهد نمیداند» و افزود: «ما به سمت روزهای پیچیده پیش میرویم. شاید با برخی از نزدیکترین متحدان خود اختلاف نظر داشته باشیم. این اولین بار نخواهد بود، اما اشتباهی را که در زمان امضای قرارداد قبلی در سال ٢٠١٥ مرتکب شدیم، تکرار نخواهیم کرد.» در حالی که برخی تحلیلگران این حرف بنت را حمله او به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر قبلی ارزیابی کردند، اما برخی نیز آن را اشاره او به طرحهای نظامی اسرائیل علیه تأسیسات هستهای میدانند که نتانیاهو بعد از امضای توافق هستهای در ۲۰۱۵ و تحت فشار دولت باراک اوباما، رئیسجمهور وقت امریکا مجبور شد کنار بگذارد و حالا بنت میگوید من این کار را نمیکنم و حتی اگر توافقی در وین به دست بیاید، طرحهای نظامی علیه علیه ایران را حفظ خواهد کرد و حتی آنها را به صورت یکجانبه انجام خواهد داد.
آمادگی نظامی
از شواهد امر چنین پیداست که بنت به فرماندهان نظامی خود دستور بررسی این طرحها و بهروزرسانی آنها را داده و حتی روزنامه تایمز اسرائیل در ۱۸ اکتبر خبر از تصویب بودجه اضافی از سوی کابینه بنت داد. طبق این گزارش، این بودجه به میزان یک و نیم میلیارد دلار است که برای تهیه هواپیماهای مختلف، پهپادهای مخصوص گردآوری اطلاعات و جنگافزارهایی هزینه میشود که ارتش رژیم صهیونیستی برای انجام حملات هوایی به تأسیسات هستهای ایران به آنها نیاز دارد. علاوه بر این، گانتس از شدت بخشیدن به طرحهای نظامی علیه اهداف ایران گفته و آویو کوخای، رئیس ستاد ارتش رژیم اسرائیل نیز همین حرف گانتس را تکرار کرده است و از سرعت بخشیدن به تهیه طرحهای عملیاتی گفته که نیروی هوایی این رژیم بتواند بر مبنای آنها حملات خود را انجام دهد. به نظر میرسد این رژیم قصد دارد این طرحها را با برگزاری رزمایشی در بهار آینده مورد آزمایش قرار دهد. شبکه خبری کان اعلام کرده است این رزمایش با نام نظامی «اورون» و با استفاده از دهها جنگنده و هواپیماهای فوق پیشرفته جاسوسی گلف استریم جی ۵۵ انجام میشود. هنوز معلوم نیست این رزمایش با چه کیفیتی برگزار خواهد شد و آیا یک تمرین واقعی برای حمله به ایران خواهد بود یا نه! اما باید گفت سفر گانتس و داوید بارنئا رئیس موساد به امریکا همزمان با انتشار این خبر بیارتباط با آن نباشد. به نظر میرسد گانتس و بارنئا در این سفر قصد دارند تا نه تنها تأیید واشنگتن را برای انجام این رزمایش به دست آورند بلکه تا آنجا که ممکن است واشنگتن را ترغیب به همکاری در انجام عملیات نظامی علیه ایران کنند به خصوص اگر اینکه مذاکرات فعلی در وین نتیجهای در پی نداشته باشد و جو بایدن، رئیسجمهور امریکا و دستگاه دیپلماسی او نتواند به هدف خود برای بازگرداندن امریکا به توافق هستهای برسد.
نتیجه معکوس
سران رژیم اسرائیل در حالی به صراحت از حمله نظامی به برنامه هستهای ایران میگویند که دولت بایدن نه تنها با آن مخالفت کرده بلکه حتی به آنها هشدار داده است چنین حملاتی میتواند نتیجه معکوس داشته باشند. روزنامه نیویورک تایمز یک روز قبل از شروع دور هفتم مذاکرات فاش کرد مقامات امریکایی به همتایان اسرائیلی خود هشدار دادهاند اقدامات آنها علیه برنامه هستهای ایران نتیجه معکوس داشته است. آنها به حملات و اقدامات خرابکارانه مثل حمله به تأسیسات نطنز اشاره کرده و به همتایان اسرائیلی گفته بودند «این حملات شاید از نظر تاکتیکی رضایتبخش باشد، اما در نهایت نتیجه معکوس داشته است، چراکه ایران تأسیسات خود را سریعتر و پیشرفتهتر از قبل بازسازی کرده است.» این نکتهای است که نه تنها این مقامات امریکایی بلکه برخی تحلیلگران ارشد نظامی و اطلاعاتی در داخل اسرائیل نیز به آن واقف هستند. جالب توجهترین اظهارنظر در این زمینه را یکی از فرماندهان کارکشته نظامی و اطلاعاتی رژیم به نام سرلشکر آیزاک بن اسرائیل بیان کرد که در مصاحبه با وبسایت بلومبرگ در ۷ دسامبر گفته بود شاید اسرائیل زمانی میتوانست برنامه هستهای ایران را متوقف کند «اما حالا فرصت آن را از دست داده است» و تأکید میکند: «اگر ما یک تأسیسات هستهای را تخریب کنیم، ایران میتواند طی دو سال آن را بازسازی و فعال کند.» سوزان دی ماجیو، پژوهشگر اندیشکده کارنگی نیز در مصاحبه ۲۸ نوامبر با شبکه خبری پاکستانی دنیانیوز گفته بود نیروی نظامی در نهایت، مشکلی را حل نخواهد کرد و «در واقع، سابقه کار نشان میدهد که ایران آماده است تا فشار را با فشار پاسخ دهد.»
پذیرفتن ایران هستهای
واقعیت این است که حجم بالای تحرکات دیپلماتیک، نظامی و خبری رژیم اسرائیل در روزهای اخیر بیش از هر چیز گویای احساس تنهایی است که به این رژیم دست داده و سعی میکند با این وسیله به آن واکنش نشان دهد، اما آیا نتیجهای هم در پی خواهد داشت؟ مسئله اساسی اینجاست. یکی از اظهارنظرهای جالب در این زمینه از سوی ایهود باراک، نخستوزیر اسبق رژیم بیان شد که اخیراً در مصاحبه با اخبار کانال ۱۲ رژیم گفته بود و روزنامه تامیز اسرائیل نیز آن را ۶ دسامبر منتشر کرد. باراک در این مصاحبه گفت: «من با احتیاط میگویم که مشخص نیست اسرائیل و ایالات متحده در حال حاضر طرح عملی مشخصی داشته باشند که طبق آن اگر حکم حمله را صادر کنند، صبح که از خواب بیدار میشوید ببینید ایران سه سال از تولید تسلیحات هستهای فاصله دارد.» این حرف باراک تأییدی است بر تحلیل دیگر کارشناسان که رژیم اسرائیل یا در حقیقت امر طرح واقعی برای حمله به تأسیسات ندارد یا اگر هم داشته باشد نمیتواند طرحی مؤثر باشد به نحوی که مانع پیشرفت هستهای ایران شود. به این دلیل است که سرلشکر بن اسرائیل در نهایت تنها گزینه باقیمانده را در پذیرش ایران هستهای میداند و میگوید رژیم باید به جای تهدید به حمله نظامی و کارشکنی در فرآیند مذاکرات وین، به فکر تدوین یک دکترین امنیت ملی جدید باشد که بازدارندگی در این دکترین «مبتنی بر توازن قوای هستهای» باشد. این همان چیزی است که در دوران جنگ سرد تحت عنوان نابودی حتمی متقابل MAD یا Mutually Assured Destruction شناخته میشد و حالا این سرلشکر کارکشته توجه به آن را به رژیم اسرائیل پیشنهاد میکند، چراکه به عقیده وی، دیگر نمیتوان واقعیت ایران هستهای را نادیده گرفت و مانع آن شد.