کد خبر: 1072329
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
نگاهی به مصادیق آفتابه خرج لحیم کردن در زندگی ما
خود را از شّر فیل‌های سفید خلاص کنیم قصه فیل سفید چیست؟ چرا وارد ادبیات استراتژی مدیریت شده و برای توسعه فردی و مدیریتی مهم است؟ بگذارید از ماجرای فیل‌ها شروع کنیم
مرضیه بامیری

قصه فیل سفید چیست؟ چرا وارد ادبیات استراتژی مدیریت شده و برای توسعه فردی و مدیریتی مهم است؟ بگذارید از ماجرای فیل‌ها شروع کنیم. روزگاری در کشور‌های شرق دور فیل سفید را یک حیوان مقدس می‌دانستند، به همین دلیل در شرایط ویژه و خاصی از او مراقبت می‌کردند. هزینه تغذیه و نگهداری او در جا‌های معتبر بالا بود، آنقدر هزینه نگهداری از فیل‌های مقدس بالا بود که بخش مهمی از بودجه دربار را به خود اختصاص می‌داد. وقتی فیل‌ها معضل به شمار می‌آمدند که کشور در جنگ بود یا با قحطی مواجه می‌شد، ولی در عین حال باید هزینه‌های گزاف نگهداری از این فیل‌ها را می‌داد. یک پادشاه باهوش خود را از این مشکل نجات داد و فیل سفیدش را به پادشاه یک کشور دیگر هدیه کرد. او در واقع خودش را از شر فیل نجات داد، ولی پادشاه بعدی را درگیر آن کرد. فرد هدیه گیرنده فیل را مقدس و وظیفه‌اش می‌دانست از آن مراقبت کند تا هزینه دولت‌های قبل هدر نرود و او هم فیل را به پادشاهی دیگر هدیه کرد و این چرخه ادامه‌دار شد. آن‌ها از فیلی مراقبت می‌کردند که هیچ استفاده‌ای نداشتند و فقط هزینه‌تراشی برای دولت‌ها می‌کردند. حالا شما بگویید با فیل سفید‌های خودتان چه می‌کنید؟ قبل از اینکه بدانید با آن‌ها چه می‌کنید باید بتوانید آن‌ها را پیدا کنید.

وقتی به خرج افتاد ردش کن بره
بیایید از دنیای خانه شروع کنیم، مدت‌ها قبل از یک توستر خانگی خوشتان آمده و آن را گران خریده‌اید، ولی حتی یکبار از آن هم استفاده نکرده‌اید. هر بار می‌خواهید آن را به کسی ببخشید یا دست دوم بفروشید دلتان می‌سوزد که آن را گران خریده‌اید و نباید از دستش بدهید. یا ماشین لباسشویی شما که روزگازی آن را گرانقیمت و خارجی خریده‌اید، حالا خراب است و هر بار که شما را اذیت می‌کند تعمیرکار می‌آورید و آن را درست می‌کنید. هزینه تعمیرش گران است و صرفه اقتصادی ندارد، ولی هر بار که با پیشنهاد خرید یک ماشین لباسشویی جدید مواجه می‌شوید، احتمالاً خواهید گفت حیف است این را خیلی گران خریدم جنسش اصل بود.
بله. جنسش اصل بوده، ولی حالا یک جنس خراب است که مدام برای شما هزینه‌تراشی می‌کند و کنار گذاشتن آن به صرفه‌تر از خرج‌تراشی یا آفتابه خرج لحیم‌کردن است.
گاهی یک غذای گرانقیمت و لاکچری درست می‌کنید. خیلی هزینه مواداولیه کرده‌اید، ولی یا محصول مورد دلخواهتان در نیامده یا اهالی خانه از آن خوش‌شان نمی‌آید. در این مواقع شما اصرار دارید به دلیل هزینه زیاد محصول، حتماً آن را بخورند تا دل شما نسوزد. این همان فیل سفید است. یک خانه قدیمی به شما ارث می‌رسد یا آن را می‌خرید. خانه بازسازی شده و تا حالا خرج زیادی روی دست صاحبانش گذاشته است. همسرتان می‌گوید خانه را بکوبیم واز اول بسازیم، ولی شما می‌گویید حیف است. پی خانه محکم است و خرج زیادی برای خانه کرده‌اند. اگر آنجا را بکوبیم تمام هزینه‌ها هدر می‌رود، در حالی که ماندن در آن خانه قدیمی با در نظر گرفتن هزینه استهلاکش غیرمنطقی‌تر است.
شما یک ماشین تصادفی دارید که می‌خواهید آن را بفروشید، چون از وقتی که تصادف کرده‌اید مدام قسمت‌های مختلف آن را تعمیر و برایش هزینه کرده‌اید حالا دلتان نمی‌آید به خاطر هزینه‌های انجام شده دل از ماشین بکنید، در حالی که این فیل سفید را اگر نگه دارید، فقط برایتان خرج می‌تراشد و صرفه اقتصادی و عقلانی ندارد. پس بهتر است فیل سفید خود را رد کنید. پس خیلی از وسایل کهنه و مستعمل همان فیل سفید هستند که برای‌شان متحمل هزینه می‌شویم، ولی حاضر نیستیم بی‌خیال هزینه‌های کرده شویم.

خودت را از این رابطه خلاص کن
برای بعضی‌ها این فیل سفید می‌تواند یک رابطه باشد. مردی می‌گفت: من با دختری آشنا شدم که فکر می‌کردم او عروس رؤیا‌های من است. برای رابطه‌ام خیلی هزینه کردم، هم وقت زیادی گذاشتم و هم هزینه‌های مادی زیادی روی دست خودم گذاشتم. هر روز برایش هدیه و گل می‌خریدم و هر روز یک کافه و رستوران و... تا اینکه پس از مدتی دانستم ما به درد هم نمی‌خوریم. او زن آینده من نیست و ما خیلی با هم فرق داریم. هر بار خواستم پا روی دلم بگذارم و زیر رابطه بزنم، یاد زحمت‌هایی افتادم که در آن شش ماه کشیده بودم و خرج‌ها و وقت‌هایی که هزینه کرده بودم. دل را به دریا زدم و وارد رابطه مهم و سرنوشت‌ساز ازدواج شدم، ولی کاش نمی‌شدم و بی‌خیال هزینه‌های انجام شده می‌شدم و همانجا تمامش می‌کردم، زیرا در سال‌های بعد مدام مجبور بودم پول مشاوره و روانشناس بدهم تا خلأ‌های جدی زندگی‌مان را پر کند و من هر روز بیشتر برای این اشتباه هزینه می‌کردم و تاوان می‌دادم. حالا من راضی به تمام‌کردن بودم، ولی خانواده‌ام می‌گفتند کمی به او فرصت بده. دلت برای پول‌هایی که برای مشاوره دادی بسوزد، ولی من بالاخره یک روز این دندان لق را کندم و دور انداختم. در واقع فیل سفیدم را از قلمروی خود دور کردم و راحت شدم. تازه فهمیدم من در بند هزینه‌ها اسیر بودم نه در بند عشق.
خیلی از افراد تجربه هزینه‌کردن برای فیل سفید رابطه‌ای غلط دارند. همسرشان معتاد است و مدام از این کمپ به آن کمپ در گذرند. هر بار یک قول جدید برای تحول، ولی دریغ از اندکی تغییر. آن‌ها وقتی می‌خواهند جدا شوند دلشان می‌سوزد برای هزینه‌ها و صبوری‌هایی که کرده‌اند. در واقع آن‌ها نمی‌توانند زحمت خود را نادیده بگیرند. اغلب می‌گویند دلشان نمی‌آید تمامش کنند، چون زندگی و جوانی پایش خرج کرده‌اند. همین می‌شود که می‌مانند و می‌سوزند، ولی می‌سازند و رنج می‌کشند.
گاهی این هزینه‌ها به قیمت نابودی یک زندگی و رابطه تمام می‌شود. مثلاً دو تا جوان با هم نامزد می‌کنند که یکدیگر را بشناسند و ببینند به درد زندگی مشترک می‌خورند یا نه، ولی می‌فهمند به درد هم نمی‌خورند و می‌خواهند رابطه را تمام کنند. خانواده‌ها می‌گویند حالا برای نه گفتن دیر است. ما کلی عاطفه و پول هزینه کرده‌ایم. حالا آبروی‌مان می‌رود اگر زیر قول‌مان بزنیم و با همین تعهد‌های نابجا تیشه به ریشه زندگی‌شان می‌زنیم و آن‌ها را اشتباهی زیر یک سقف می‌فرستیم.

این هم از کسب و کار اشتباه
گاهی این فیل سفید پرهزینه، می‌تواند یک کسب و کار اشتباه باشد. شما به پیشنهاد دوست یا همسرتان یک کسب وکار راه انداخته‌اید. کلی برایش هزینه کرده‌اید و دستگاه و ابزار مختلف خریده‌اید. سررشته‌ای از آن کار ندارید و تنها چیزی که برایتان مهیاست امکانات و ابزار است. وقتی وارد گود می‌شوید تازه می‌فهمید این شغل را دوست ندارید یا کمترین علاقه‌ای در وجودتان نیست. چاره چیست؟ کار را رها کنید و سراغ کار مورد علاقه‌تان بروید؟ نه. این در باور عمومی یک خطای بزرگ است و شما فردی دمدمی مزاج هستید که با این شاخه آن شاخه‌کردن، هزینه روی دست خانواده می‌گذارید. در حالی که این شغل و کسب‌وکار اشتباه همان فیل سفید است که شما را گمراه می‌کند و شما را با هزینه‌هایی که مدام ادامه می‌دهید، گول می‌زند. باید آن را رها کنید پیش از آنکه هزینه و وقت بیشتری از شما تلف کند.
حالا شما تعمیم بدهید به دانشجویانی که با عشق پدر یا مادرشان تمام وقت و سرمایه‌شان را می‌گذارند برای دکترشدن. سال‌ها هزینه می‌کنند، ولی اواسط مسیر متوجه می‌شوند پزشکی رشته مورد علاقه‌شان نیست و کاش هنر می‌خواندند. می‌خواهند دل را به دریا بزنند و همان وسط‌های راه مسیر را عوض کنند، ولی وقتی به هزینه‌های سرسام‌آور این رشته فکر می‌کنند که تا حالا متحمل شده‌اند، دلشان می‌سوزد و فقط برای هدر نرفتن تلاش‌ها و سرمایه‌ها به این مسیر اشتباه ادامه می‌دهند و وقتی متوجه اشتباه خود می‌شوند که دیگر دیر است. یا آن‌هایی که مدام برای دفتر کارشان لوازم لوکس می‌خرند بی‌آنکه سودی داشته باشد. یا در شغلی کم‌سود می‌مانند فقط به این دلیل که می‌ترسند آن حقوق ثابت سر ماه را از دست بدهند.

دولت‌ها فیل‌های سفید زیادی دارند
متأسفانه در دولت‌ها این فیل‌های سفید زیاد وجود دارد. هستند پروژه‌های که توجیه اقتصادی ندارند، ولی، چون یک دولت ساخت آن را کلید زده و پروژه نیمه‌تمامی ا‌ست دولت بعدی آن را ادامه می‌دهد تا هزینه‌های دولت قبلی هدر نرود. یا آدم‌هایی سرکار می‌آورند که قبلاً خودشان از آن‌ها حمایت کرده‌اند، ولی حالا کارایی لازم را ندارند. از آنجا که خودشان برای درخشیدن فرد هزینه کرده‌اند، دلشان نمی‌آید روی فردی جدید سرمایه‌گذاری کنند و این یعنی نگه‌داشتن فیل سفید‌هایی که هر روز نگهداری‌شان سخت‌تر می‌شود و هیچ ارزشی ندارند.
حالا که با تعدادی از فیل‌های سفید آشنا شدید، آن‌ها را پیدا کنید، جسورانه تصمیم بگیرید آن‌ها را از خود دور کنید و مسیر جدیدی را از نو آغاز کنید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار