مرد جوانی که متهم است در جریان درگیری با برادرش، وی را به قتل رسانده، از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و درخواست آزادی کرد.
به گزارش «جوان»، دوم مهر ۹۸، مأموران پلیس تهران از درگیری خونین مقابل یک قهوهخانه در یکی از خیابانهای کهریزک باخبر و راهی محل شدند. بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت که درگیری بین دو برادر اتفاق افتاده و یکی از آنها به نام یاشار بر اثر ضربه چاقو راهی بیمارستان شده است. با به دست آمدن این اطلاعات، ضارب که مهرداد ۳۸ ساله نام داشت تحت تعقیب مأموران شناسایی و بازداشت شد. او به درگیری با برادرش اعتراف کرد و مدعی شد برای دفاع از خودش دست به چاقو شده است. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه خبر رسید یاشار بر اثر شدت خونریزی فوت کرده است.
به این ترتیب مهرداد اینبار به اتهام قتل عمد تحت بازجویی قرار گرفت. او در شرح ماجرا گفت: «برادرم صاحب یک قهوهخانه در کهریزک بود. من هرازگاهی به دیدنش میرفتم. دو روز قبل از حادثه بار دیگر به آنجا رفتم که دیدم او با دوستانش مشغول صحبت کردن است. آنها در گوشهای نشسته بودند که برادرم را صدا کردم و او نزدیک آمد. بعد از احوالپرسی و کمی گپ زدن خداحافظی کردم و به خانه برگشتم. فردای آن روز برادرم را دیدم که گله کرد چرا آن روز با دوستانش احوالپرسی نکردم! به او گفتم من آنها را نمیشناختم پس دلیلی ندارد از من گلایه داشته باشی. یاشار قانع نشد و خیلی ناراحت و عصبانی بود، اما اهمیتی ندادم تا روز حادثه.»
متهم در خصوص قتل گفت: «آن روز برای انجام کاری به قهوهخانه رفتم که برادرم را دیدم. او وقتی مرا دید در حالی که به شدت عصبانی بود سر حرف را باز کرد و دوباره گلایههایش را شروع کرد و گفت او را مقابل دوستانش تحقیر کردهام. با شنیدن این حرفها از کوره در رفتم و کار به درگیری کشید. درگیری خارج از قهوهخانه بود. برادرم از شدت عصبانیت داخل رفت و در حالی که یک چاقو در دست داشت بیرون آمد. او قصد داشت مرا بزند که جاخالی دادم و چاقو را از دستش گرفتم، سپس برای دفاع از خودم یک ضربه زدم که ناخواسته به گردنش خورد و باعث مرگ او شد.»
با اقرارهای متهم وی بعد از بازسازی صحنه جرم راهی زندان شد. پرونده در حال کامل شدن بود که پدر و مادر مقتول به دادسرا رفتند و اعلام گذشت کردند.
به این ترتیب پرونده برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و بعد از تعیین شعبه، روی میز هیئت قضایی شعبه دوم قرار گرفت.
در آن جلسه نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد. سپس متهم در جایگاه ایستاد و در حالی که به شدت اشک میریخت در دفاع از خود گفت: «من فقط برادرم را از دست ندادهام، او رفیقم بود که رفت و تنها شدم. از این حادثه خیلی ناراحتم و شرایط روحی خوبی ندارم. نمیدانم چه بگویم، خیلی شرمنده خانوادهام هستم.»
او در ادامه افزود: «باور کنید راضی به مرگ برادرم نبودم و هنوز هم باور نمیکنم که او مرده است. ما هیچ مشکلی با هم نداشتیم، آن روز همه اتفاقها به خاطر خشم و عصبانیت رخ داد. در آن حادثه برادرم با چاقو حمله کرد و من چارهای جز دفاع نداشتم. این شد که چاقو را از دستش گرفتم و بدون هیچ انگیزه و هدفی یک ضربه زدم که به گردنش خورد. با داشتن سه فرزند زندگی سختی دارم و افسردگی گرفتهام. حالا با گذشت پدر و مادرم از دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا از فرزندانم دور نباشم. همه دلخوشیام خانودهام هستند، اگر از آنها دور باشم شرایط سختی دارم.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.