مجتبی لشکربلوکی در کانال تلگرامی خود به نقد برخی از رفتارهای اجتماعی اشتباه پرداخت. بخشی از یادداشت او در ادامه از نظر میگذرد: در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار میکردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را میشناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه میشوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانشآموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد: خواهش میکنم، ولی... مرد ادامه داد: شما بنده را به خوبی میشناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر ۱۳ سالهای که شما دیروز در کلاس او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید....
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانشآموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم. روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه....
خشونت آن گونه که ما فکر میکنیم فقط محدود به خشونت فیزیکی و بدنی نیست. عموماً ما درگیریهای فیزیکی یا تعرض جنسی را خشونت میدانیم. ولی واقعیت آن است که دامنه خشونت حوزههای گستردهتری دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین میکنیم، قومی را مسخره میکنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر میکنیم. وقتی تهمت یا برچسب میزنیم یا تهدید میکنیم همه اینها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون میکُشد. تا حالا هیچ کس را دیدهاید که به دلیل اینکه مسخره شده یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت در ابتدا در ذهن شکل میگیرد بعد خود را در زبان نشان میدهد و سپس زمینهساز خشونت فیزیکی میشود. وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل را احمق، مغرض و فاسد معرفی میکند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا میکنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی او رد شویم. چرا؟ چون دیگر او را شایسته زندگی نمیدانیم! وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با دهها فحش آبدار و ناموسی مینوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم میکنیم. وقتی راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانشآموزم را خنگ و فرد قانونمدار را اُسکُل، همه اینها خشونتهای زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
چه باید کرد؟
اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتگو باعث میشود افراد نتوانند آنچه را که مدنظر دارند، بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه میکنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوهای غیرخشونت آمیز است.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدمها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیتش تخریب شده، شرافتش لکهدار شده، عزتنفسش لگدمال شده، دیگر زندگی نرمالی نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، فقط انسان هستند، درست و دقیقاً مانند من! آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو به کار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر.