بی شعوری به معنای درک نکردن است که وقتی افرادی دچار آن میشوند نوعی رفتار بیمارگونه و مردم ستیز به خود میگیرند؛ همین رفتار بیشعوری است که فرد به آن مبتلا شده و بر تمام شئونات زندگی فرد مسلط میشود و ترک آن برایش دشوار و حتی غیرممکن است.
اگر بخواهیم مثال واضحی بزنیم شاید برایتان پیش آمده باشد ساعتها و حتی ماهها در ادارهای برای گرفتن امضا در رفتوآمد باشید و یا اینکه بعد از ماهها انتظار و پرداختن حق ویزیت کلان موفق به دیدار پزشکتان بشوید، اما او بدون توجه به حرفهایتان شروع به نوشتن نسخه کند. یا در جایی که باید داخل صف منتظر بایستیم افرادی نوبت را رعایت نکرده و داخل صف میزنند. در فرهنگ ترافیک به چه صورت است؟ آیا تا به حال با افرادی مواجه شدید که بعد از ساعتها انتظار منتظر جای پارک مناسب باشید، اما فردی به ظاهر موقر به زور جای پارکتان را تصاحب کند بعد در کمال خونسردی بگوید جا که گرفتنی نیست. یا تا به حال در هنگام رانندگی، با افرادی مواجه شدهاید که آنچنان بد رانندگی میکنند که بارها باعث ایجاد تصادف برای خود و دیگری شده باشند. در مورد فرهنگ آپارتماننشینی چطور؟ حق همسایگیمان را به خوبی ادا میکنیم؟ صدای موزیک را بلند میکنیم و نیمههای شب مهمانی و پایکوبی به راه میاندازیم بعداً میگوییم چهار دیواری اختیاری. در مصرف آب و انرژی مشترک مجتمع اسراف میکنیم و حتی زیر بار هزینه اضافه تحمیل شده به سایرین هم نمیرویم. در راهرو و مشاعات با صدای بلند صحبت میکنیم و مراعات حال همسایهها را نمیکنیم. زبالهها را به موقع در جایگاه تعبیه شده قرار نمیدهیم یا از پنجره به طرف پایین پرتاب میکنیم یا چند متر پایینتر از مجتمع زبالهها را رها میکنیم که با مناظر نازیبایی روبهرو میشوییم. نه اینکه اگر یک بار یا دوبار به خاطر سهلانگاری دچار این رفتارها شدیم عملکرد ما بیشعوری بوده است، خیر. ما در مورد افرادی صحبت میکنیم که الگوی رفتاری آنها اینگونه است و دائماً این کارها و اشتباهات را در زندگی خود تکرار میکنند. حتی گاهی اوقات، ما به خودمان هم اجازه میدهیم که به شعورمان توهین و با آن بازی کنند. مشکلاتی در زندگیمان پدید آمده به جای حل واقعی آنها، عده زیادی از افراد جامعه ما سراغ فالگیر، رمال، طالع بین میروند صرفاً به دلیل اینکه از نظر خودشان سرعت درمانش بالاست. در واقع شعورمان را به دست شیادها میدهیم.
پس چه جزو آن دسته از افراد باشیم که به شعورمان توهین کردهاند چه رفتار بیشعوری در پیش گرفته باشیم، هر از گاهی به این دو جمله رجوع کنیم: «هر آنچه بر خود میپسندیم بر دیگری هم بپسندیم و آنچه که دوست نداریم بر دیگری هم روا مداریم.»