شرق یا غرب؟! نگاهی به سیاست خارجی این روزهای جمهوری اسلامی ایران
کد خبر: 1049116
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004OvE
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۷:۳۸
" یاداشت:

به گزارش خبرنگار جوان انلاین اصفهان،سیدمحمدعلی سیدحنایی ؛ فعال سیاسی - اجتماعی ، عضو بنیاد ملی نخبگان و دارنده مدال نقره المپیاد بین المللی سواد رسانه ای  در یاداشتی نوشت؛ شرق یا غرب ؟! کدام یک قرار است مشکل گشای این روزهای کشورمان باشند ؟

لازم میدانم در ابتدای امر دسته ی سومی ایجاد کنم و خودمان را در آن دسته بگذارم ، دسته ای که ناراحت است از وضعیت این روزهای ایران و فارغ از شرق و غرب به این می اندیشد که چه شده است با ما این پیشینه تمدنی و جایگاه والا و ارزشمند جهانی همچنان باید نگاهمان به شرق و غرب باشد ؟! ولی پرداختن به این مسئله خود مرثیه ای جداگانه است که در این مجال نمی گنجد و بهتر است به جای پرداختن به این مباحث فعلا به دنبال راه حل باشیم تا حداقل نسل بعدمان از این دست غصه ها نداشته باشند !

ایران همواره به دلیل موقعیت خاص و ژئوپلتیک خود مورد رغبت شرق و غرب بوده است و یکی از راز های پابرجایی و استحکام ایران در خاورمیانه پرآشوب را نیز می توان همین حد وسط میان شرق و غرب دانست . حد وسطی که باعث شده است نه غرب راضی به تسلط شرق بر ایران شود و نه شرق بگذارد که غرب ایران را تسخیر کند اما این موقعیت خاص می تواند فرصتی مغتنم در عرصه سیاست خارجی برای ما باشد فرصتی که با استفاده از آن می توانیم در عین حال هم بهره مند از حمایت شرق باشیم و هم پشتیبانی غرب . می توانیم از هر دو امتیاز بگیریم و به این واسطه امتیاز کمتری به طرف دیگر بدهیم .

از شروع جهش چین ایران همواره یکی از بزرگترین شرکای اقتصادی آن بوده است ؛ آمار و ارقام نشان می دهد حتی در دوره ی تحریمی ایران ، چین همواره بخش اعظمی از واردات نفت خود از ایران داشته است و میزان مراودات اقتصادی این دو کشور در حد قابل قبولی بوده است اما از سال ۲۰۱۵ ناگهان آمار و ارقام تغییر میکند و عربستان سعودی جای ایران را در منطقه خاورمیانه برای چین میگیرد. سال ۲۰۱۵ سال توافق برجام است ، توافقی که روابط سیاسی و بین المللی ما را پس از سالها با کشورهای جهان از جمله ابرقدرت های دنیا و به خصوص چین و روسیه بهبود بخشید و باعث لغو قطعنامه هایی شد که حتی چین و روسیه هم به آن ها رای داده بودند. اما با غفلتی مقطعی در عرصه مدیریت اجرایی آن زمان ، فرصت اقتصادی عظیمی از دست رفت ؛ فرصت سرمایه گذاری عظیم چینی ها در ایران و افزایش مراودات اقتصادی همزمان با سرمایه گذاری کشورهای غربی در ایران که دقیقا همان راه حل بهره مندی حداکثری ایران از تنازع میان شرق و غرب بود .

فرصتی که حالا پس از ۶ سال بالاخره در چارچوب برنامه جامع ۲۵ ساله ایران و چین و به امضا رسیده است و باید زودتر از این ها به سرانجام میرسید. کاری که این روزها جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل و سیاست خارجی خود دنبال می کند همین نگاه توامان به شرق و غرب است که به نظر میرسد مشکل گشای بسیاری از کشمکش ها و معضلات بین المللی ما باشد و می تواند برای ایران فرصت های جدی و مغتنمی را به ارمغان بیاورد ؛ زیرا سیاست خارجی عرصه ایجاد توازن میان قدرت ها برای پیشبرد منافع ملی است و هر حاکمیتی باید نهایت تلاش خود را بکند تا این توازن را به نحو احسن و به سود منافع ملی خود ایجاد کند.

کما اینکه می بینیم پس از امضای برنامه جامع ۲۵ ساله با چین کشورهای اروپایی و آمریکا بلافاصله واکنش نشان داده و آمریکا بعد از چندین سال بالاخره به پای میز مذاکره برگشت ، این همان فرصت مغتنمی است که بدان اشاره می کنیم.

واقعیت این است که در دنیای امروز نظام یک جانبه گرایی در تعاملات بین المللی گذشته است و امروزه عرصه بین الملل عرصه چندجانبه گرایی است و این تفکر که ما باید یا با شرق کار کنیم و یا با غرب در دهه جدید تفکر باطل و بیهوده ای است زیرا همانطور که رابطه اقتصادی بین کشورها امروزه وابسته به هم و در هم تنیده شده است روابط بین الملل نیز برآمده از تعامل و همکاری های بین المللی است. دنیای امروز دیگر مثل چند دهه گذشته دو قطبی نیست و به عبارتی دیگر شرق و غربی در معنای قدیم آن وجود ندارد که ما بخواهیم پیرو یکی از آنها باشیم ! بلکه امروزه جهان به سوی دوران پسا قطبی و فراقطبی می رود و کنشگران عرصه بین الملل متنوع و متکثر شده اند ؛ مدل زمامداری جهانی سابق قابل بازگشت نیست و دوره ی هژمونی به پایان رسیده است و ما قرار نیست سیاست خارجی را همچنان با نگاه دهه ی ۷۰ و ۸۰ میلادی دنبال کنیم.

در این بین اما ، مسئله ای مهم مغفول مانده است و آن اینکه مردم‌ به این برنامه و توافق خوشبین نیستند و بعضا به شدت نسبت به آن بازخورد منفی نشان می دهند که بنده این مسئله را در دو عامل بررسی می کنم :

اولین عامل عدم اعتماد مردم به مسئولین و ناامیدی از اوضاع است ؛ که متاسفانه ناشی از عملکرد ضعیف و غیر قابل قبول بعضی از مسئولین در حوزه اقتصاد و معیشت است که باعث ایجاد شکاف عمیقی میان مردم و مسئولین شده است و در این شرایط نیز رسانه ملی در جایگاه عامل ایجاد وحدت ملی و نقطه وصل میان مردم و مسئولین به جای اجرای رسالت اصلی خود آب در آتش این بی اعتمادی و شکاف بین مردم و مسئولین میریزد و با پخش سریال ها و برنامه های مختلف این آتش سوزان و خطرناک را شعله ور تر می کند ، عملی که مصداق بارز خودزنی سیاسی و در نظر نگرفتن منافع ملی است اما متاسفانه این روزها به این مباحث توجه چندانی نمی شود و گویا منافع حزبی و بازی های سیاسی ارجح بر منافع ملی است !

و عامل دوم تبلیغات سوء و منفی رسانه های خارجی و معاند است که با پخش برنامه ها و میزگرد های تحلیلی گسترده به دنبال انحراف افکار عمومی و برهم زدن امنیت روانی جامعه ایرانی است که البته در این حوزه هم باز مشکل از خودمان است و انگشت اتهام به سمت داخل ... هنگامی که اعتماد مردم به خودمان را با درگیری های سیاسی بی فایده از بین میبریم ، خودمان با دست خودمان آن ها را به سمت دشمن می فرستیم ؛ و در عین حال ، زمانی که رسالت آگاه سازی و روشنگری بر دوشمان است میدان را برای دشمن خالی می کنیم ، و اصول ابتدایی سیاسی و رسانه ای را رعایت نمی کنیم باید منتظر چنین ضربه ها و آسیب هایی هم باشیم.

در هر حال با ایجاد اطمینان و جلب رضایت عمومی است که می توان یکی از اساسی ترین مولفه های حاکمیتی را به دست آورد و آن چیزی نیست جز حمایت و مشروعیت مردمی که بی توجهی و کوچک شمردن آن خسارت های بزرگ و غیرقابل جبرانی را به نظام سیاسی کشور وارد میکند . اگر حمایت و پشتیبانی مردم نباشد هر چقدر طرح ها و برنامه ها خوب و مفید باشند هیچ کدام اجرایی نمی شوند و راه به جایی نمیبرند زیرا این مردم هستند که ضامن اجرای برنامه ها هستند  در توافقات بین المللی ضمانت اجرایی وجود ندارد و ضمانت اجرایی اراده و خواست خودمان برای اجرا است ، اراده و خواستی که عامل اصلی اش مردم هستند و بی توجهی به آنها یک خطای استراتژیک است و در بلند مدت نیز مشکلاتی را رقم میزند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار