دنیا حیدری
ابتدای فصل چنان منشور اخلاقی را چون انگشت اشاره و به نشانه تهدید برای ارکان ورزش تکان دادند که گمان میکردیم لیگی بیحاشیه و منظم پیش رو خواهیم داشت و هرگونه اشتباهی با سؤال و جواب و تنبیه سخت آقایان رو به رو خواهد بود. اما برخلاف تصور ما، تمام سر و صداها و گرد و خاک کردنهای ابتدای لیگ صرفاً تشریفاتی بود و بس!
مدتهاست لیگ رنگ آرامش به خود ندیده و مدام با حاشیه و جنجال و مصاحبههای آنچنانی و فحاشی و کتککاری دست به گریبان است. اما انگار همه آجانها در خواب ناز فرو رفتهاند و کسی قصد ندارد قدارهکشها را برای بردن بهنظیمه به صف کند!
واعظ و قلعهنویی از یک طرف صفحات روزنامهها را با حرفهای خود به میدان جنگ تبدیل کردهاند. تماشاگران فلان تیم از یک سو ورزشگاه را با چاله میدان اشتباه گرفتهاند، فلان مربی از یک طرف هوادار خردسال را با دشمن تفنگ به دست اشتباه گرفته، فلانی از یک طرف... بهمانی از یک طرف... اما هنوز خبری از کمیته انضباطی و مسؤول اجرای نظمیه و حتی کسی که قصد آرام کردن نسبی این بلبشو را داشته باشد نیست.
سراغ عزیزمحمدی اگر بروی پاست میدهد سمت علیپور و میگوید عنان تمام کارها را به او سپردهایم. این جواب ندادن عزیزمحمدی هم خودش هزار جواب و حرف نگفته است.
آقایان اما حسابی خود را به خواب زده و گویا قصد وارد شدن به این کارزار را ندارند. نه فریادی که صداها را بخواباند، نه خطکشی که دلهره ایجاد کند، نه چشم غرهای که... انگار تمام زور آنها و منشورشان همان ابتدای فصل خرج شد برای محرومیت نیکبخت و عمرانزاده و چیزی برای امروز باقی نمانده.
اوضاع روز به روز بدتر میشود. درگیریها، بیحرمتیها، فحاشیها و ... اما دست آخر اگر هم کسی لطفی کند و جواب دهد فکر میکنید چه خواهد گفت، متأسفانه تجربه ثابت کرده آخر کار همه کاسه کوزهها بر سر روزنامهها و خبرنگاران شکسته خواهد شد! که چرا نوشتهاند فلان مربی با یک بچه 8 ساله درگیر شده! چرا نوشتهاند فلان تماشاگر از دقیقه اول تا پایان بازی فحاشی کرده! چرا نوشتهاند فلانی با فلانی درگیر شد اصلاً چرا مصاحبه کردند که نفر مقابل در جواب آن، مصاحبه کند نه، این طور که نمیشود. آقایان بنشینند، دست روی دست بگذارند و تمام این درگیریها را تماشا کنند و دم نزنند. اگر قرار است این طور باشد پس حداقل حرفی از منشور و قوانین برقراری نظم و انضباط نزنند که دلمان را به سراب خوش نکنیم! در آن صورت دیگر روزها را نمیشماریم که چه زمانی قرار است لای کتاب منشور باز شود و کسی تصمیم بر سروسامان دادن اوضاع بگیرد.