
دنیا حیدری
پچ پچها با نزدیک شدن به روز بازی سایپا – پرسپولیس، بیشتر و بیشتر میشود. به طوری که ظاهراً گوشهای سرمربی هم چیزهایی از لابهلای همین پچپچها دستگیرش شده! او که یک بار از اخراج جسته، حال بار دیگر خود را بر لبه پرتگاه میبیند. با این تفاوت که این بار او که قرار است در ماندن یا سقوط او دخیل باشد، قدرتمندتر از انصاریفرد است. طی یکی دو روز گذشته جسته و گریخته در لابهلای صفحات روزنامهها، حرف و حدیثهایی در مورد آخرین فرصت کرانیکار دیده و خواندهایم؛ حرف و حدیثهایی که اگر چه از سوی کاشانی اولتیماتوم معنا نمیشود اما در واقع همان اولتیماتوم است یا اخطار خودمان. اما آنچه در این بین عجیب به نظر میرسد، کرانیکار است و نحوه رفتارش در آستانه آخرین فرصتی که گفته میشود در لیگ نهم دارد. کارها و رفتارهایی که نشان میدهد گویا او خیلی هم از کنار گذاشته شدن بدش نمیآید! در شرایطی که در چنین مواقعی مربیان تمام تلاش خود را برای بهبود بخشیدن بر شرایط تیم میکنند، کرانیکار نه تنها تلاشی در این راستا نمیکند، بلکه با تصمیمات عجیب خود، زمینه ناآرام کردن هر چه بیشتر تیم را نیز فراهم میکند تا تمام رشتههای کاشانی برای آرام کردن بازیکنان و خواباندن صدای اعتراض آنها پنبه شود. او از ابتدای هفته طی اقدامی عجیب تیم را به دو دسته اصلیها و ذخیرهها تقسیم کرده و با آنها به صورت جداگانه تمرین میکند. این اقدام جدید کرانیکار صدای اعتراض بازیکنان را بیش از پیش در آورده و جو تیم را متشنج کرده است . به طوری که هر کدام به نوعی به دنبال جورکردن بهانهای هستند برای غیبت کردن در تمرین! شرایطی که کرانیکار از ابتدای هفته بر تیم حاکم کرده، بیشک بیارتباط با احتمال کنار گذاشتن او بعد بازی با سایپا نیست. اما نکته اینجاست که کاشانی اگر هم قصد برکناری او را داشته باشد بیشک این تصمیم را به شکلی نخواهد گرفت که به ضرر پرسپولیس تمام شد و با این حساب و اینکه اگر به ضرر پرسپولیس نباشد پس به سود کرانیکار هم نخواهد بود. پس کارهای سرمربی پرسپولیس که شرایط کنار گذاشته شدنش از این تیم را فراهمتر میکند چه معنایی میدهد؟ آیا اینها نشانه خودزنی کرانیکار نیست؟!