
دنیا حیدری
مدتهاست ابومسلم به تریبون مدیرانی تبدیل شده که نیامده میروند اما در همان اندک مدت کوتاه هم خرابیهای زیادی به جا میگذارند. ابومسلم شده صحنهای برای خودنمایی و تبلیغات مدیرانی که مدتی دور از چشم بودند یا اصلاً هرگز در چشم نبودهاند.
مدیرانی که وقتی میآیند چون دایههایی مهربانتر از مادر حرف میزنند و وقت رفتن خاطرات نامادری سیندرلا را تداعی میکنند!
این بار این تریبون نصیب مهدی زمان شده. مهدی زمان جدیدترین مالک ابومسلم است که درست مثل تمام نفراتی که قبل او آمده و رفتهاند حرفهای جالبی در بدو ورود میزند. مهدی زمان که حالا پرداخت تمام بدهیهای ابومسلم بر گردن اوست، مدعی شده میخواهد این باشگاه را ضربالاجلی سر و سامان داده و بسیجی وار اداره کند. اما نگفته پیداست که سنگ بزرگ، علامت نزدن است! و از حرف تا عمل فاصلهای بسیار. بیشک او با بیان این حرف باید بداند یک بسیجی صبح و شب نمیشناسد و همیشه آماده خدمت است. او باید بداند بسیجی حرف نمیزند و عمل میکند و برای آنچه به سرانجام میرساند چشمداشتی ندارد. او باید بداند یک بسیجی خودش است و پیراهن تنش. یعنی نمیشود ادعای بسیجی بودن کرد و راه را بیراهه رفت. البته که ما هم دوست داریم زمان همان فرشته نجات ابومسلم باشد و با عملی کردن همین حرفها ابومسلم را از گرداب بحرانی که در آن دست و پا میزند، نجات دهد. اما بسیجی وار عمل کردن هم راه و روش خواص خود را دارد و باید دید مالک جدید باشگاه به راستی میتواند این گونه عمل کند یا بنا به دلایل خاص این گونه سخن میگوید. باید دید این یکی مرد عمل است یا مثل بقیه بعد از تمام شدن پروسه تبلیغات و سخنرانیهایش این تریبون را به دیگری واگذار میکند! بیشک آنچه دوای درد ابومسلم است، عمل کردن به وعدههاست، نه ردیف کردن حرفهای قشنگ و دلفریب...!
که از قدیم گفتهاند دوصد گفته چون نیم کردار نیست.