
محمد مهدی خالقی- سومین جشنواره سینما حقیقت، این روزها درجریان است. این مطلب، مروری کوتاه به دو دوره پیشین این جشنواره است. صورت بندی بسیار ساده و شاید ناکامل دودوره پیشین جشنواره سینما حقیقت را می توان به این شکل محتوایی دید :1- مستندهایی منتقد نما و پرنیش وکنایه که بویی ازاصلاح ازآنها به مشام نمی رسد. آثاری که بجای جراحی، مسموم می کنند و برآیندشان فضایی غبارآلود و پرتناقض است. شاخصه این آثار 444 روز بود که نسخه خنثایش ازپرس تی وی پخش شده و نسخه ضد انقلابیش درجشنواره سینما حقیقت. رئیس جمهور میر قنبر، تهران انارندارد، پرو آخر، طلب خیر، مجسمههای تهران، درخیابانهای ناتمام و ... ازدیگر آثاراین صورتند.2- مستندهای زرد. یا فیلم فارسی های سینمای مستند. آثاری که سخیف ترین غرایض بشری را هدف قرار می دهند. هفت فیلمساز زن نابینا به تهیه کنندگی کارگردان 444 روز، ازشاخصترین آثار این دسته اند. 3- آثار استثناگرا. مستندهایی که آداب و رسوم و اتفاقاتی استثنایی و منحصر به فرد و البته دین زدایی شده را به تصویر می کشند. دراین گروه، آثاری که عقاید و آداب و رسوم و متون زرتشتیان رابه شکلهای گوناگون به تصویرمی کشند، شاخه ای مهمند. درخت پارسیک ووایو(فیلم نمایش داده شده امروز) جزء این گروهند. این درحالی است که آثارکمتر پذیرفته شده با محتوای دینی و انقلاب اسلامی،کم وبه حاشیه رفته اند.به نظر می رسد؛ این صورت بندی کاریکاتوری که ادعای سینما حقیقت و جشنواره بین المللی سینمای مستند ایران را هم دارد، نشأت گرفته ازتوهم روشنفکری و بیمار همه سالهای سینمای پس ازانقلاب است که بخشی ازبدنه سینمای ایران را ازجامعه جدا کرده و آثارشان رابه کنج سالنهای خاص و با تأثیری حداقلی رانده است. به همین دلیل است که امسال نباید فکر کنیم با تحریم جشنواره چیزی را ازدست داده ایم. چون دودوره قبل بیش ازآنکه با آیینه ای تمام نما ازسینمای مستند ایران روبرو شویم، با جشنواره تولیدات مرکز گسترش به اضافه آثاری بیشتر خنثی و چند نمک نه چندان شوردینی مواجه بوده ایم. امیدواریم با تغییر مدیران سینمایی و شاید تغییر مدیریت مرکز گسترش، شاهد مستندهای به واقع دینی و ایرانی و انقلابی باشیم.