کد خبر: 103446
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۴:۰۰
مدیرمسئول روزنامه جوان:
مدیرمسئول روزنامه جوان و كارشناس مسائل سیاسی گفت: تمام شاخصه‌‌های كودتای مخملین اعم از نماد رنگ، شبكه‌‌سازی اجتماعی، پوشش رسانه‌های غربی، توطئه‌چینی برای دانشگاه و ... كه در كشورهایی نظیر اوكراین و گرجستان وجود داشت را دشمنان در حوادث پس از انتخابات در ایران به‌كار گرفتند.به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، جمهوری اسلامی ایران امروز با جبهه جنگ عظیمی به نام "جنگ نرم " مواجه است و از این جنگ نرم نیز بعنوان یك تهدید مهم علیه انقلاب یاد می‌شود كه به مراتب از هر حوزه تهدید دیگری پیچیده‌تر، وسیع‌تر و خطرناك‌تر و مقابله با آن مستلزم ابزار خاص، دانش، درایت، هوشیاری، معرفت، بینش و بصیرت است.
مسلماً نخبگان فكری و قشر دانشگاهی عهده‌دار نقش اصلی در میدان مبارزه با جنگ نرم هستند؛ نقشی كه رهبر فرزانه انقلاب از آن به عنوان افسران و فرماندهان جنگ نرم یاد كردند. ایشان در دیدار با دانشجویان و نخبگان دانشگاهی دانشجویان را به عنوان "افسران جوان " جبهه مقابله جنگ نرم توصیف كردند و در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها نیز آنها را "فرماندهان این جبهه " نامیدند‌.
از این روی به منظور تبیین مشخصات جنگ نرم و راه‌های مقابله با دشمنان در این جنگ به سراغ سیدنظام موسوی مدیرمسئول روزنامه جوان و از كارشناسان مسائل سیاسی رفتیم. آنچه در ذیل می‌آید متن گفتگوی خبرنگار فارس با سیدنظام موسوی است:
آقای موسوی! لطفاً در ابتدای مصاحبه به طور مختصر جنگ نرم را تعریف كنید و درباره خاستگاه تاریخی آن در جهان و مراحل شكل‌گیری آن توضیح بفرمائید.
جنگ نرم موضوعی است كه در همیشه تاریخ و در روابط بین دولت‌ها و ملت‌ها وجود داشته است. جنگ نرم در واقع عبارت است از نوعی از مواجهه برای مغلوب كردن یك كشور، جامعه و یا یك ملت كه در آن به جای ابزار و سلاح فیزیكی از سلاح‌های روانی و تبلیغاتی استفاده می‌شود. یعنی در جنگ سخت هدف تسخیر سرزمین یك ملت و دولت با ضربه زدن به فضای فیزیكی یك دولت یا كشور است، اما در جنگ نرم عموماً هدف تسخیر قلوب، دل‌ها و تاثیرگذاری در روان انسان‌های یك جامعه و كشور است و ابزار آن هم بیشتر ابزار تبلیغات یا عملیات روانی است. اگر بخواهیم این تعریف را از جنگ نرم ارائه دهیم به طور طبیعی در تاریخ تمدن بشری همیشه با جنگ نرم مواجه بوده‌ایم و در جنگ‌های دنیا از زمانی كه تمدن شكل گرفت تا الان، در كنار درگیری‌های نظامی و استفاده از سلاح‌های نظامی همیشه بحث عملیات روانی،‌ جنگ روانی و تاثیرگذاری روانی بر یك كشور یا یك دولت مدنظر بوده است.
من یك مثال كوچك عرض كنم، در قدیم رسم بر این بود كه اگر دو فرد یا دو جبهه در برابر هم قرار می‌گرفتند در زمانی كه جنگ تن به تن و جنگ شمشیر مرسوم بود مخصوصاً در كشورهای آسیای میانه، موضوعی به نام رجزخوانی مرسوم بود، یعنی افراد موقعی كه می‌خواستند با هم درگیر شوند و جنگ تن به تن را شروع كنند قبل از آن یك نوع جنگ روانی انجام می‌دادند. این رجزخوانی یك نوع جنگ روانی بود، به طوریكه فرد یك رزومه‌ای از خودش ارائه می‌كرد تا به نوعی ترس را در دل رقیب ایجاد كند؛ یا انواع و اقسام حركت‌هایی كه به نوعی برای تبلیغات روانی و تاثیرگذاری بر طرف مقابل صورت می‌گرفت. این همیشه در طول تاریخ وجود داشته است و در جبهه‌های رو در رو در كنار جنگ نظامی همیشه یك جنگ تبلیغاتی و نرم وجود داشته است.

چه عاملی باعث شده پس از طی قرن‌ها و با وجود اینكه سلاح‌های امروزی بسیار پیشرفته‌تر از سلاح‌های نظامی سابق هستند، به جای استفاده از این تسلیحات مدرن و پیشرفته، "جنگ نرم " از سوی كشورهای دارای مدرن‌ترین سلاح‌های جهان مورد استفاده قرار بگیرد؟

با گسترده شدن رسانه‌ها، ابزار و پیچیدگی فضای تبادل اطلاعات و پیچیدگی رسانه‌ها، جنگ نرم یك پدیده جدیدی محسوب می‌شود و یك شكل جدیدی از جنگ است كه بسیار تاثیرگذارتر از جنگ نرم در دوره‌های گذشته است. در گذشته اگر یك كشور می‌خواست بر یك كشور دیگر تاثیر بگذارد، ولو اینكه عملیات روانی هم انجام دهد، در نهایت مجبور به جنگ نظامی می‌شد، اما الان جنگ نرم به یك پدید‌ه‌ای اطلاق می‌شود كه یك كشور بدون اینكه به جنگ نظامی با كشور دیگر ورود پیدا كند، می‌تواند آن‌را دچار فروپاشی كند و بر آن كشور تاثیر بگذارد و ذهن مردم آن كشور را تحت‌تأثیر قرار دهد و با استفاده از ابزاری به نام رسانه و پیچیدگی‌های تبادل اطلاعات، اهداف نظامی و امنیتی خودش را بدون سلاح نظامی و امنیتی بكار ببرد.

به نظر شما زمینه‌های اجرای جنگ نرم در ایران چه مواردی است؟
معتقدم كه نه در حال حاضر بلكه همواره در جمهوری اسلامی با موضوع جنگ نرم مواجه بوده‌ایم؛ یعنی از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان ما مخصوصاً آمریكا و غرب همیشه در كنار تعرض‌های نظامی و اقتصادی خود یك جنگ نرمی را هم علیه جمهوری اسلامی آغاز كردند، یعنی از فردای پیروزی انقلاب اسلامی با این پدیده مواجه بودیم؛ در مقطعی این جنگ نرم از طریق عملیات روانی، گروه‌های وابسته داخلی و البته مطبوعات و روزنامه‌های مختلف و سرپل‌هایی كه داخل كشور داشتند و عناصر ملی‌گرا، التقاطی، لائیك و... در كنار ترورهای فیزیكی كه علیه انقلاب صورت می‌گرفت، دنبال می‌شد. در اول انقلاب با یك جبهه عظیمی مواجه بودیم كه در داخل كشور علیه جمهوری اسلامی تبلیغات روانی انجام می‌دادند، اما در مقطعی آنها سریعاً به سمت فاز نظامی و ترور فیزیكی و تحمیل جنگ به ایران رفتند، چون ملت ایران در فضای اول انقلاب یكپارچه بود و رهبری بلامنازع حضرت امام(ره) موجب می‌شد كه دشمن از جنگ نرم نتواند استفاده زیادی كند، لذا سریعاً وارد فاز نظامی شدند كه نمونه بارز آن ترورها و بعد از آن تحمیل جنگ 8 ساله به ایران بود.

صحبت‌های مقام معظم رهبری درباره شبیخون فرهنگی كه به نوعی همان جنگ نرم بود، تقریبا به اوایل دهه 70 بازمی‌گردد. چه علتی موجب شد كه دشمن احساس كند از این مقطع به بعد بایستی این نوع جنگ را در برابر ایران به جای جنگ نظامی و سخت پی بگیرد؟
خب، اینها در جنگ احساس كردند كه آن چیزی كه موجب پایداری مردم و استقامت آنها در برابر دشمن و دفاع از انقلاب می‌شود، ایمان و اعتقاد مردم و باورشان نسبت به حكومت اسلامی و اصل ولایت فقیه است، لذا قصد كردند كه به نوعی به این موارد آسیب بزنند و در همان آغاز دهه 70 از چند كانال سعی كردند كه این فضا را پیش ببرند؛ یكی تهی كردن برخی از مسئولان از ارزش‌های انقلابی و گرایش دادن آنها به سمت ارزش‌های لیبرالی بود. همچنین یك فازی را در حوزه فرهنگ آغاز كردند كه شكل غیرسیاسی و بیشتر فرهنگی داشت كه مقام معظم رهبری تحت عنوان تهاجم فرهنگی از آن یاد كردند. در آن موقع ما مواجه شدیم با تعداد زیادی از نشریاتی كه اسماً غیرسیاسی بودند، اما عمدتاً در قالب فرهنگ و هنری به دنبال تیشه زدن به ریشه اعتقادات بنیادین مردم بودند. این حركت در آن زمان شروع شد و در مقطعی توانستند تاثیرگذار باشند. در زمان دوم خرداد یا حاكمیت دوم خرداد امیدواری‌های زیادی برای دشمن بوجود آمد كه بتواند با استفاده از فضای عملیات روانی و تبلیغات روانی و تهاجم فرهنگی، فضا را به سمتی ببرند كه فروپاشی درونی در داخل كشور اتفاق بیفتد.

علت این امیدواری دشمن چه بود؟
یكی از دلایل این بود كه برخی از عناصری كه در دوره دوم خرداد به درون حاكمیت راه پیدا كرده بودند، كسانی بودند كه بعضاً در گذشته سابقه انقلابی داشتند و یا حتی شعارهای رادیكال انقلابی می‌دادند، اما به مرور زمان دچار استحاله سیاسی و عقیدتی شده بودند و به سمت انگاره‌های لیبرالی تمایل پیدا كرده بودند. این افراد در موقعیت دولت قرار گرفتند و یك سیگنال‌هایی به بیرون ارسال می‌كردند مبنی بر اینكه ما آماده‌آیم كه به نوعی كشور و جمهوری اسلامی را دچار استحاله كنیم. خوب این فضا برای آمریكایی‌ها و غربی‌ها خوشایند بود و این سیگنال‌ها را دریافت كردند و امیدوار شدند. شروع كردند و كمك كردند و از فضای بیرونی رسانه‌ای خودشان هم استفاده كردند تا به نوعی بتوانند كشور را با استفاده از ظرفیت‌ حضور این عناصر در حاكمیت دچار استحاله درونی كنند، اما توفیق پیدا نكردند.

چه عاملی موجب شد كه تلاش‌های این جبهه خارجی با هماهنگی گروهی كه در داخل از آن یاد كردید، نتیجه ندهد؟
به این دلیل كه ساختارهای اساسی نظام از یك طرف و پایگاه اجتماعی نظام از طرف دیگر موجب شد كه اینها نتوانند بحث فروپاشی درونی نظام را پیش ببرند و به تدریج هم بسیاری از مردم احساس كردند كه این جریان موسوم به اصلاحات حركت ساختارشكن دارد و به دنبال خروج از چارچوب‌های قانونی و حكومتی نظام است، لذا در انتخابات شوراهای دوره سوم به بعد رویگردانی مردم از این جریان مشخص می‌شود و مردم دیگر اقبالی به این جریان نشان نمی‌دهند و به سمت جریان اصولگرا كه به محور نظام و انقلاب نزدیك‌تر است، اقبال نشان دادند.
غربی‌ها در این فضا آن امیدی كه داشتند تا از طریق استحاله كار خود را پیش ببرند، از دست دادند. اینها در ارزیابی از مشكلات خود به این نتیجه رسیدند كه اگر بخواهند حركتی را شروع كنند كه بتوانند نظام را به فروپاشی بكشانند، اولآً باید تاثیرگذاری رسانه‌ای خودشان را بیشتر كنند و فضای رسانه‌ای بیشتری را داشته باشند، دوماً در درون كشور باید دست به شبكه‌سازی بزنند و شبكه‌های اجتماعی را بوجود بیاورند؛ چون در جنگ نرم یا آن چیزی كه ما از تحت عنوان كودتای مخملی از آن یاد می‌كنیم به طور طبیعی باید افرادی در میدان باشند كه به آن مسیر تعیین شده از طرف غرب باور داشته باشند و به میدان بیایند.
دشمن احساس كرد كه در دوره دوم خرداد خیلی نتوانستند شبكه اجتماعی ایجاد كنند كه بتواند جنگ نرم و كودتای مخملی را پیش ببرد، لذا از مدت‌ها قبل شروع كردند به 2 كار؛ یكی گسترش رسانه‌ای خارج از محیط كشور یعنی رسانه‌هایی كه دست حاكمیت برای قطع آن باز نباشد. مثلاً بی‌بی‌سی فارسی، VOA، شبكه‌های اینترنتی گسترده و بسیار وسیع تشكیل می‌شود و از چندین ماه قبل از انتخابات كار را شروع می‌كنند و در كنار آن نیز شبكه‌سازی اجتماعی كردند. این دو مورد برای جنگ نرم و یك كودتای مخملی دو ابزار حیاتی هستند.

كاركرد شبكه‌های اجتماعی در زمینه براندازی نرم به چه شكلی است؟
این شبكه‌سازی اجتماعی یعنی اینكه در درون كشور از طریق بعضی از كانال‌های خاص مثل NGOها، یا شبكه‌های گلدكوئیستی و هرمی بتوانند شبكه‌هایی را در كشور ایجاد كنند كه در زمان فراخوانی لازم به میدان بیایند و تأثیرگذاری لازم را داشته باشند. این حركت قبل از انتخابات شكل گرفت و با استفاده از الگوهایی كه قبلاً در كشورهای اروپای شرقی و كشورهای حوزه قفقاز مثل اوكراین، ‌گرجستان و بعضی كشورهایی از این قبیل كه كودتای مخملی در آنها اتفاق افتاده بود، چنین حركتی را پیاده كردند و با استفاده از ابزار رسانه و شبكه‌های اجتماعی تلاش كردند در مقطع انتخابات اقدام اساسی را انجام دهند و یك حركت كودتای مخملی را ایجاد كنند، البته به دلایل متعددی توفیق پیدا نكردند، اما به این معنی نیست كه این مسئله تمام شده باشد، بلكه فاز جنگ نرمی كه اینها شروع كردند، ادامه‌دار است و به نظرم می‌رسد كه با توجه به تغییراتی كه در فضای سیاسی آمریكا شكل گرفته، دوره بوش كه بیشتر رویكرد نظامی داشت، تمام شده و آمریكایی‌ها هم احساس كردند كه دستاورد چندانی در این دوره نداشتند و به دنبال این هستند كه این فاز جنگ نرم را علیه جمهوری اسلامی ادامه ‌دهند و از این طریق به نوعی بینان‌ها، استحكام و ثبات سیاسی نظامی را از بین ببرند.

شما به انتخابات ریاست جمهوری اشاره كردید. مصادیق بكارگیری جنگ نرم از سوی دشمن در انتخابات ریاست جمهوری دهم چه مواردی بود؟
اولاً من تاكید دارم كه اینجا به جای واژه جنگ نرم، واژه كودتای مخملی را بكار بگیرم كه البته ذیل همان جنگ نرم تعریف می‌شود. یك الگویی را آمریكایی‌ها در كشورهایی مثل اوكراین، گرجستان تجربه كرده بودند كه این الگو به انقلاب مخملی، انقلاب نرم یا به تعبیر درست‌تر كودتای مخملی معروف است و این یك شاخص‌هایی دارد. به نظر من در این انتخابات تمام شاخص‌هایی كه در اوكراین و گرجستان وجود داشت به نوعی اینجا نیز تكرار شد؛ یكی از این شاخص‌ها نمادسازی بود، یعنی در اوكراین یك رنگ، به عنوان یك نماد حركت اجتماعی در نظر گرفته می‌شود و كودتا ذیل آن دنبال می‌شود، در ایران نیز این اتفاق افتاد و نماد رنگ سبز و نمادهایی از این قبیل بكار گرفته شد.
شاخص‌ بعدی شبكه‌سازی اجتماعی است، یعنی در آن كشورها قبل از اینكه كودتای مخملی اتفاق بیفتد یك شبكه‌سازی اجتماعی از طریق شبكه‌های هرمی و گلدكوئیستی بوجود آمد. در ایران نیز از قبل از انتخابات و حتی قبل از اعلام رسمی كاندیداتوری نامزدها، شبكه‌های اجتماعی شروع به كار كرد كه افراد را به صورت NGOها و شبكه‌های هرمی سازماندهی كنند. اینها افراد زیادی را به صورت تشكیلاتی سازماندهی كرده بودند كه در ایام انتخابات و اغتشاشات پس از آن كاملاً مشخص بود كه در كجا قرار بگیرند و در كجا چه كار انجام دهند.
نكته بعدی اینكه حركت كودتای مخملی معمولاً در زمان انتخابات به وقوع می‌پیوندد و بهانه آن هم تقلب است، یعنی در آن كشورها كه عرض كردم در زمان انتخابات و به بهانه تقلب در انتخابات كودتای مخملی صورت گرفت. در ایران نیز همین سعی را داشتند.
نكته بعدی حمایت رسانه‌های بیگانه از آن فرآیند است. در اوكراین و گرجستان تاثیرگذاری اصلی را همین رسانه‌های غربی داشتند، در ایران نیز این اتفاق افتاد. اینكه بی‌بی‌سی فارسی از 6-7 ماه قبل از انتخابات راه‌اندازی می‌شود و VOA نیز دامنه فعالیت خودش را بیشتر می‌كند، دقیقاً ناظر بر مسائل انتخاباتی است و كاملاً از یك خط سیاسی مشخص حمایت می‌كنند، حتی در برخی موارد شبكه‌هایی مثل العربیه كه متعلق به عربستان است نیز كاملاً روی مسائل ایران و به حمایت از یك جریان خاص زوم می‌كند. لذا این هم یكی از آن نمونه‌ها و مسائلی است كه به عنوان یك شاخص می‌توانیم در نظر بگیریم كه در اوكراین و گرجستان اتفاق افتاده و در ایران نیز اتفاق افتاده است.

به نظر شما چه دلایلی موجب شد كه این كودتای مخملی كه در اوكراین و گرجستان به سرانجام رسیده بود، در ایران نتیجه‌ و سرانجامی نداشته باشد؟
دلایل متعددی دارد، یكی از دلایل این است كه در آن كشورها سیستم سیاسی دچار بی‌ثباتی است، در حالی كه جمهوری اسلامی یك ثبات و اقتدار سی ساله‌ای دارد. دلیل دوم پایگاه اجتماعی و مردمی ایران است. در آن كشورها دولت‌های قبلی كه فروپاشیدند خیلی پایگاه اجتماعی نداشتند اما ایران دارای یك پایگاه اجتماعی بسیار گسترده و فعالی است.
نكته بعدی نیز این است كه زمانی كه در آن كشورها بحث تقلب پیش می‌آمد، میزان اختلاف رای خیلی كم بود، یعنی به فرض مثال در حد 300 هزار یا 400 هزار رای بود، اما در ایران اختلاف رای حدود 11 میلیون بود كه تقلب شدن باور‌پذیر نبود. بالاخره بسیاری از كسانی كه مخصوصاً در مناطق روستایی و شهرهای كوچك و مناطق مستضعف‌نشین شهرهای بسیار بزرگ زندگی می‌كنند، همه به آقای احمدی‌نژاد رای داده بودند و موضوع تقلب برای آنها باورپذیر نبود و موضوع تقلب فقط توانست بخش‌هایی از طبقات مرفه‌ شهر تهران را به خودش جذب كند و آنها را برانگیزاند، اما برای جاهایی دیگر باورپذیر نبود. از همه مهم‌تر نقش و جایگاه رهبری در كشورمان است كه مردم با یك اطمینان خاطره اولاً پای صندوق‌های رای حضور پیدا كردند، دوما نهادهای نظام و جایگاه رهبری می‌تواند هم این حركت‌ها را ولو اینكه گسترده هم باشد، كنترل كند. به این دلایل شورش یا كودتای مخملی نتوانست در ایران به جایی برسد.

مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و نخبگان علمی فرمودند كه "آنها براى حمله‌ به جمهورى اسلامى استدلال دارند. به نظر من استدلالشان از دیدگاه آنها استدلال تامى است ". استدلال تام جمهوی اسلامی برای مقابله با آنها چیست؟
به طور طبیعی زمانی كه آنها برای نابودی ما استدلال تام دارند، ما هم باید برای دفاع از خودمان استدلال تام داشته باشیم. شاید حمله به یك كشور مصلحت‌سنجی نیاز داشته باشد، اما دفاع یك كشور ازخودش، به طور طبیعی نیاز به استدلال هم ندارد. بالاخره زمانی كه در معرض برخورد و حمله قرار می‌گیریم به طور طبیعی همه مردم برای دفاع از خودشان می‌توانند استدلال داشته باشند و این استدلال كاملاً منطقی است.
اما به ذهنم می‌رسد كه غربی‌ها به این نتیجه رسیدند كه چون در مواجهه با ایران هر وقت به سلاح نظامی و تهدید روی آوردند، مردم ایران را یكپارچه در برابر خود دیدند، حتی كسانی كه خیلی پروپا قرص نظام و انقلاب نیستند و به صورت اعتقادی و ایدئولوژیك دفاع نمی‌كنند هم زمانیكه كشور در معرض تعدی نظامی قرار می‌گیرد، به طور طبیعی دفاع مشروع را یك امر منطقی می‌دانند و به حمایت از حاكمیت و نظام برمی‌خیزند.
به نظر من چیزی كه غربی‌ها در جنگ نرم دنبال می‌كنند، این است كه مبانی استدلالی را مشكل‌دار كنند، از این طریق كه نظام و انقلاب را درونی كنند، یعنی یكی از راهكارهای مهم در جنگ نرم دشمنان علیه ما این است كه مقابله با نظام را درونی كنند و این اتفاق در كشور به وقوع پیوست. اتفاقاً یكی از شاخص‌های كودتای مخملی كه من عرض كردم، این است كه كسانی كه اقدام به كودتا و انقلاب مخملی می‌كنند به نوعی پا در حاكمیت هم دارند، یعنی افرادی نیستند كه از بیرون آمده باشند. این اتفاق در كشور ما هم به وقوع پیوست، یعنی غربی‌ها احساس كردند كه اولاً اگر خودشان بخواهند تهدید كنند و علیه نظام موضع بگیرند، به طور طبیعی مشكل دارند و مردم یكپارچه در برابر آنها ایستادگی می‌كند. اگر از طریق اپوزیسیون خارج از كشور هم بخواهند اقدام كنند، این اپوزیسیون جایگاهی در بین مردم ندارند و مردم آنها را به عنوان یك جریان وطن‌فروش و خائن می‌شناسند، لذا بهترین گزینه این است كه در درون كشور و سیستم و حتی عناصری را كه به نوعی دارای وابستگی‌هایی و سوابقی در درون حاكمیت هستند، فعال كنند و این فعال كردن و استفاده از این افراد هم دو مدل دارد؛ یا این افراد می‌دانند یا نمی‌دانند، اما به هر حال از آنها برای مقابله با نظام استفاده می‌شود كه در حوادث اخیر هم اتفاق افتاد، یعنی افراد و چهره‌هایی كه انسان باور نمی‌كند، این عناصر همسو با دشمن حركت كردند و دشمن نیز صریحاً و دقیقاً از آنها حمایت می‌كرد. دشمن به دنبال این بود كه نظام را از درون با مشكل مواجه كند و از طریق درونی كردن انقلاب، به نوعی فروپاشی درونی اتفاق بیفتد.

به نظر شما در شرایط فعلی برای مقابله با جنگ نرم چه راهكارهایی پیش روی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد؟
برای مقابله با جنگ نرم به طور طبیعی باید منابع قدرت نرم را در كشورمان تقویت كنیم، البته یكی از دلایلی كه تا به الان جمهوری اسلامی و انقلاب در برابر جنگ نرم مقاومت كرده، این است كه از یك سوی از منابع قدرت نرم برخوردار است و اتفاقاً اگر ما در حوزه جنگ نرم از منابع‌مان درست استفاده كنیم، از دشمن قوی‌تر هستیم.

این منابع قدرت نرم چه مواردی هستند؟
یكی از اصلی‌ترین منابع قدرت نرم ما ایمان، اعتقادات دینی و مذهبی مردم است، یكی از دلایلی كه تا كنون غربی‌ها و آمریكایی‌ها موفق نشدند در كشورمان كارهای خودشان را پیش ببرند و حتی مجبور شدند به نوعی از نمادهای مذهبی و انقلابی كاریكاتورسازی كنند و جنگ مذهب علیه مذهب راه بیندازند، همین است.
اگر در زمان جنگ‌، ‌اوایل انقلاب و اغتشاشات اخیر، اعتقادات مردم و بنیان‌های اعتقادی و مذهبی آنها نبود، دشمن به راحتی همه چیز را از بین می‌برد. لذا باید این منبع قدرت را تقویت كنیم و هر چه اعتقادات دینی، مذهبی باورهای دینی مردم افزایش پیدا كند و عمیق‌تر و بهتر شود، به طور طبیعی نظام در برابر جنگ نرم مصون‌تر می‌شود و می‌تواند خودش را در برابر تهدیدات حفظ كند. البته چون دشمنان هم این نكته اصلی و اساسی را فهمیدند، روی این سرمایه‌گذاری كردند و همین‌طور كه مقام معظم رهبری فرمودند اینها چون نمی‌توانستند، انسان‌ها و جریان‌های خارج از همین چارچوب اعتقادی را به میدان بیاورند و از آنها حمایت كنند، روی انسان‌هایی سرمایه‌گذاری كردند كه به نوعی از همین جنس هستند، مثلاً از مرجعیت دینی استفتاء می‌گیرند، رادیو آمریكا و خبرگزاری آسوشیتدپرس یا صدای آمریكا و بی‌بی‌سی از فردی به اسم منتظری استفتاء می‌گیرند. خوب آنها كه به موضوع استفتاء باور و اعتقادی ندارند، آمریكایی‌ها هم كه دلشان به حال ما نسوخته است، پس چه دلیلی دارد كه با یك مرجع دینی ارتباط می‌گیرند؟ این یكی از تاكتیك‌های جنگ نرم است، یعنی می‌خواهند با استفاده از عنصری از جنس اعتقادات مردمی كه مایه قوام و استحكام نظام است، به مقابله با آن بپردازند.
حضرت آقا از مسجد ضرار نام بردند، مسجد ضرار به لحاظ تاریخی به چه معنی است؟ یعنی در حالیكه پیامبر اعظم یك مسجدی را داشتند، كفار و مشركین كه نمی‌توانستند از بیرون علیه پیامبر(ص) كاری انجام ‌دهند، مسجدی ساختند به اسم مسجد ضرار و در واقع یك پایگاهی را در برابر پایگاه پیامبر اكرم(ص) از همان جنس علم كردند. یك نوع نفاق. یا مثلاً همین شعار "الله‌اكبر ". در وقایع اخیر كسانی كه به "الله‌اكبر " اعتقادی ندارند، شعار "الله‌اكبر " سر می‌دادند كه اگر به طور تاریخی بخواهیم بگوییم همان قرآن سرنیزه كردن سپاه معاویه است. این یكی از تاكتیك‌های جنگ نرم است، یعنی می‌دانند یكی از نقاط استحكام و قوام نظام جمهوری اسلامی و یكی از منابع قدرت نرم و اقتدار آن، اعتقادات دینی مردم است، سعی می‌كند به نوعی موازی‌سازی كنند و با یك عناصری از جنس همین عنصر اعتقادات به مقابله برخیزند كه البته اكثریت مردم به طور طبیعی این را می فهمند و درك می‌كنند و فریب نمی‌خورند، اما به هر حال برخی هم ممكن است تحت تاثیر قرار بگیرند. یكی از راه‌های مقابله با جنگ نرم این است كه این اعتقادات و باورهای مردم را تقویت كنیم.
یكی دیگر از نكاتی كه به نظر من جزو منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و یكی از دلایل استحكام نظام است، اعتماد مردم به نظام است. بالاخره اعتماد مردم به نظام یك عنصر مقوم جمهوری اسلامی است كه مردم اعتماد و باور داشته باشند، لذا یكی از نقاطی كه دشمن روی آن دست گذاشته و می‌خواهد در جنگ نرم آن را زیر سوال ببرد، اعتماد مردم به نظام و حاكمیت است.
شما ببینید قبل از انتخابات روی چه موجی سوار شدند؟ موج دروغ. اینكه رئیس‌جمهور دروغ می‌گوید. در طول سی سال گذشته همیشه رقابت‌های انتخاباتی داشتیم، رقابت‌های تند و جدی انتخاباتی هم داشتیم، در زمان رقابت بین آقای ناطق و خاتمی، رقابت بین آقای توكلی و خاتمی، حتی در رقابت بین آقای هاشمی و آقای احمدی‌نژاد و یا رقابت‌های استانی و مجلس رقابت زیاد بوده و جدی هم بوده است، اما اینكه در یك رقابتی زوم كنند و بگویند كه رئیس‌جمهور دروغ می‌گوید، چنین چیزی تا كنون نداشتیم. این از جنس اعتماد است، یعنی بی‌اعتماد كردن مردم نسبت به یك مسئله. خیلی ایرادها به آقای احمدی‌نژاد وارد بود و رقبای وی خیلی از ایرادهای دیگری می‌توانستند به آقای احمدی‌نژاد وارد كنند، اما به نظر من عناصر و طراحان اصلی پشت صحنه كه سناریویی را تعریف كرده بودند به جای اینكه روی به زعم خود آنها نقاط ضعف دست بگذارند، روی عنصری به نام دروغ دست گذاشتند كه رئیس‌جمهور دروغگو است، البته كسانی كه ادعای دروغگو بودن احمدی‌نژاد را داشتند، بعداً اصلی‌ترین دروغگو از آب درآمدند و خودشان درغگو بودند، اما در این طراحی روی این عنصر دست گذاشتند، برای اینكه اعتماد مردم را سلب كنند.
آمدند گفتند كه مردم! این دولت به شما دروغ می‌گوید. چون در آن طراحی كه طراحان جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی داشتند، به این نتیجه رسیده بودند كه اعتماد مردم به نظام یكی از منابع قدرت نرم نظام است و باید به آن صدمه زد و به طوری طراحی كردند كه مردم دچار گیجی و ابهام شوند، عنصر صداقت را كه مردم در مسئولان نظام می‌دیدند، زیر سوال ببرند و بلافاصله بعد از این عنصر روی موضوع تقلب دست گذاشتند و بعد از بحث دروغ، دومین ضربه را به اعتماد مردم به كل ساختار نظام بزنند.
بالاخره درست است كه برگزاركنندگان انتخابات وزارت كشور است، اما كلیت نظام از رای مردم حفاظت می‌كند؛ شورای نگهبان، قوه قضائیه، وزارت كشور و نهادهای مختلف هستند. دشمن روی عنصر تقلب دست گذاشت تا اعتماد مردم را سلب كند، در فرآیند پس از اغتشاشات هم اگر دقت كنید آنها موضوع تجاوز جنسی به زندانیان را مطرح كردند تا در واقع اعتماد مردم به سیستم و نظام و دستگاه‌های مسئول را كاملاً از بین ببرند. در آینده نیز این موضوع اتفاق می‌افتد، یعنی یكی از نقاط قوت ما كه در جنگ نرم آنها علیه ما توسط دشمن بكار گرفته می‌شود، همین بحث اعتماد مردم به نظام است، فلذا یكی از اهداف دشمن در جنگ نرم علیه ایران مسئله اعتماد مردم است كه منبع قدرت نرم ما است و ما باید این اعتماد را تقویت كنیم، یعنی باید ببینیم كه چكار می‌توان كرد كه این اعتماد مردم به نظام حفظ شود؟
من می‌خواهم عنصر ولایت را به عنوان یكی از منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی مطرح كنم، غیر از ایمان و اعتقادات مردم جایگاه ولایت هم یكی از منابع قدرت نرم ما است.
ببینید، پاكستان تنها كشور مسلمانی است كه از بمب اتم برخوردار است، اما فضای پاكستان را ببینید كه چه فضایی است؟ به راحتی كودتا صورت می‌گیرد، كشتار و ترورهای وسیع اتفاق می‌افتد، بی‌ثباتی سیاسی وجود دارد، دلیل آن هم این است كه جایگاهی كه بتواند ثبات سیاسی و اجتماعی را ایجاد كند، وجود ندارد، اما ما در كشورمان از این جایگاه برخورداریم و یكی از دلایلی كه همه ترفندها و توطئه‌های آمریكا در ایران به بن‌بست رسیده، وجود جایگاهی به اسم ولایت است.
جریان‌ها و سلیقه‌های سیاسی به رغم اینكه با هم اختلاف دارند، آنجا كه ولایت فصل‌الخطاب است، تا حدود زیادی كوتاه می‌آیند، هرچند ممكن است عده‌ای از این چارچوب خارج شوند، اما ولایت یك نوع آرامش در كشور ایجاد می‌كند. در همین اتفاقات اخیر و هم در فضایی كه پیش رو داریم، جایگاه ولایت یكی از نقاط آماج جنگ نرم دشمن و یكی از نقاط قوت ما است كه ما باید آن‌را تقویت كنیم، یعنی هر چه بتوانیم جایگاه ولایت را در كشور مستحكم‌تر كنیم و دامنه آن‌را گسترده‌تر كنیم و اعتقاد به آن را در دل مردم افزایش دهیم، به طور طبیعی جایگاه و قدرت نرم ما افزایش پیدا می‌كند.
اینها عناصر كلان بودند اما یكی از عرصه‌هایی كه در سطح پایین‌تر وجود دارد و به عنوان منبع قدرت نرم مهم است، بحث رسانه‌ها است كه خیلی اهمیت دارد، چون عرصه جنگ نرم عرصه رسانه‌ها است و ابزار جنگ نرم ابزار رسانه‌ای است. یكی از كارهایی كه باید انجام دهیم، تقویت رسانه‌ها است و به نظر من نظام باید یك استراتژی رسانه‌ای بسیار قوی و منسجم و یك طراحی كلان داشته باشد. در ایام انتخابات به فراست دریافتیم كه یكی از مشكلات اساسی ما مشكل رسانه‌ای است، رسانه ملی و رسانه‌های دیگر ما خوب نتوانستند آرایش اجتماعی انتخابات را تبیین كنند و قدرت مانور چندانی نداشتند، در حالیكه طرف مقابل با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای توانست از هیچ، همه چیز بسازد، حتی بعضی از موارد ما را در موضوع انفعال قرار دارد و در حالی‌كه فقط در تهران شاهد یك حركت اغتشاش و آشوب بودیم، طوری به آن پرداختند كه انگار تمام سراسر كشور دچار چنین بحرانی شده است، در حالی‌كه در داخل تهران نیز یك محدوده‌های خاص دچار این آشوب‌ها شده بود و از میدان انقلاب به پایین دچار این پدیده نبودیم، اما رسانه‌های ما نتوانستند این را به خوبی تبیین كنند، یعنی قدرت رسانه‌ای دشمن در حیطه جنگ نرم بالاتر بود و آنها خوب استفاده كردند. به نظر من نظام باید به سمتی برود كه بتواند استراتژی رسانه‌ای خودش را تبیین و تدوین كند و یك آمادگی جدی رسانه‌ای برای مقابله با جنگ نرم پیدا كند.

یكی از مواردی كه دشمن برای جنگ نرم همیشه مدنظر دارد دانشگاه‌ها هستند، مقام معظم رهبری هم اخیراً دانشجویان را به افسران جوان جنگ نرم و اساتید دانشگاه‌ها را نیز به فرماندهان جنگ نرم تشبیه كردند. به نظر شما با شرایط و وضع موجود دانشگاه‌ها، دانشجویان و اساتید می‌توانند به عنوان افسران جوان و فرماندهان جنگ نرم ایفای نقش كنند؟
بله. من اتفاقاً می‌خواستم عرض كنم كه یكی دیگر از عرصه‌های جنگ نرم بحث دانشگاه‌ها است، یعنی از زمانی كه ما با عملیات روانی دشمن مواجه بودیم، دشمن معمولاً روی 2 عنصر در داخل كشور سرمایه‌گذاری می‌كرد؛ یكی مطبوعات و دیگری دانشگاه‌ها؛ چون اینها بالاخره عناصر مرجع اجتماعی هستند و در جامعه برد دارند، یعنی هم مطبوعات و رسانه‌ها و هم دانشگاه‌ها. دشمن سرمایه‌گذاری كرده و اتفاقاً من تاكید دارم كه حضرت آقا خوب تشخیص دادند و خوب و درست گفتند، چون خاكریز اصلی یا حداقل یكی از جبهه‌های اصلی مقابله با جنگ نرم دانشگاه‌ها هستند و در این فضا علی‌القاعده هم دانشجویان و هم اساتید دانشگاه باید ایفای نقش كنند.
بالاخره دشمن در محیط دانشگاه‌ها از مدت‌ها قبل زیاد كار كرده است، یعنی پدیده‌ای نیست كه الان شكل گرفته باشد. ما از اول انقلاب در دانشگاه‌ها درگیری و مسئله داشتیم، 2 سال پس از پیروزی در دانشگاه‌ها انقلاب فرهنگی كردیم و این به آن معنی بود كه در دانشگاه‌ها هنوز درگیر جنگ نرم و تبلیغات بودیم. یا در دوره دوم خرداد فضای دانشگاهی همواره محل نزاع و تنازع بین جبهه انقلاب با جبهه معارض بوده و در این ایام هم چنین بوده است. به طور طبیعی دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها به آن معنایی كه مقام معظم رهبری گفتند كه افسران جوان و فرماندهان جنگ نرم هستند، یك معنای عام است، معنای كلی آن این است كه چون یكی از اهداف جنگ نرم دشمن دانشگاه است، دانشجو و استاد دانشگاه باید احساس كنند كه افسر و فرمانده این جنگ هستند و باید مراقب باشند، بالاخره یكی از اولین كاری كه افسران و فرماندهان انجام می‌دهند، این است كه در دام دشمن اسیر نشوند یا دشمن نتواند او را مغلوب كنند.
در تفاوت جنگ سخت با جنگ نرم هم عرض كردم. در جنگ سخت دشمن می‌خواهد ما را بكشد، اما در جنگ نرم می‌خواهد دل ما را تسخیر كند؛ بنابراین دانشجو و اساتید دانشگاه و عنصر دانشگاهی كه در جنگ نرم نقش فرمانده و افسر را دارد، اولین مورد این است كه مراقب خودش باشد و در دام دشمن اسیر نشود یا توسط دشمن مغلوب نشود.
نكته بعدی این است كه در جنگ نرم ممكن است كه دشمن در دانشگاه‌ها خاكریز زده باشد. بنابراین اساتید و دانشجویان انقلابی معتقد به نظام كه كم هم نیستند و تعداد زیادی هستند، باید آماده باشند و در مقابل جنگ نرم به ایفای نقش بپردازند.

به طور طبیعی در یك جنگ بین فرماندهان و افسران باید یك سازماندهی و تعامل وجود داشته باشد تا با انسجام بیشتر در میدان جنگ مقابل دشمن بایستیم. طبیعتاً در میدان جنگ نرم هم باید به این صورت باشد و این سازماندهی و تعامل باید صورت بگیرد. به نظر شما سازماندهی، تعامل و هماهنگی بین افسران جوان و فرماندهان جنگ نرم در دانشگاه‌ها چگونه باید صورت بگیرد؟
بالاخره كانال‌های مختلفی وجود دارد، خود تشكل‌های دانشجویی و تشكل‌های اساتید باید كار كنند و كارهای خوبی هم ظاهراً در این ایام صورت گرفته است و پیگیری‌های خوبی هم شده است. ما نیاز به وحدت و انسجام داریم. علاوه برآن نیز نهادهای فرادستی و مسئول در وزارت علوم و وزارت بهداشت و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها باید این انسجام را ایجاد كنند و هدف‌گذاری كنند.
بالاخره جنس دانشگاه‌ها هم جنس خاصی است. حركت در دانشگاه‌ها یك حركت ظریفی را می‌طلبد. در دانشگاه‌ها باید كاملاً با ظرافت و از جنس منطق و استدلال پیش برویم، چون جنگ، جنگ نرم است با ابزار دیگری نمی‌توانیم در دانشگاه‌ها مقابله كنیم، بلكه باید با استدلال، منطق و از جنس همان محیط پیش برویم. به نظرم تشكل‌های دانشجویی و تشكل‌های اساتید می‌توانند در این زمینه كار كنند و حركت را به جلو ببرند.

همانطور كه خود شما هم اشاره كردید در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن ما در معرض جنگ نرم دشمن یا به تعبیر شما یك كودتای مخملی قرار داشتیم. آیا دانشگاهیان به طور عام و دانشجویان(افسران جوان) و اساتید دانشگاه‌ها(فرماندهان) به طور خاص در مقابله با این جنگ نرم موفق عمل كردند و آیا نقش خود را به خوبی ایفا كردند یا خیر؟
نظر قطعی نمی‌توان اعلام كرد. هر كسی در حیطه خود كارهایی انجام داده است، البته همانطور كه مقام معظم رهبری فرمودند برخی خواص در انتخابات مردود شدند. ممكن است برخی هم در دانشگاه‌ها به این صورت باشند، فقط به دانشگاه‌ها هم بر نمی‌گردد. در خیلی جاهای دیگر مثل حوزه،‌ محیط‌های سیاسی و... برخی خواص مردود شوند.
درباره هوشیاری دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها در برابر فتنه‌ها می‌توانیم بگوئیم یكی از شاخصه‌هایی كه افسران و فرماندهان جنگ نرم در دانشگاه‌ها به منصه ظهور گذاشتند، اجازه ندادن به دشمن برای سوءاستفاده از محیط‌های دانشگاهی بود كه به نظر من یكی از مصادیق عمل به وظایف بود. اگر از سطح كلان بخواهیم نگاه كنیم دانشجو و استاد به عنوان افسر و فرمانده جنگ نرم باید در قبال جنگ نرم دشمن از خودش مواظبت كند و به دامن دشمن نیفتد. دشمن در آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها یك سناریوی بسیار پیچیده‌ای را برای دانشگاه‌ها طراحی كرده بود و همینكه دانشجویان و اساتید به دام این طراحی نیفتادند، نشان‌دهنده هوشیاری آنان است. این نشان دهنده ایفای نقش درست است.
بالاخره در این مدت آمریكایی‌ها و رسانه‌های غربی و برخی جریان‌های داخلی سرمایه‌گذاری بسیار زیادی كرده بودند كه با شروع تحصیلی یك اغتشاش گسترده و دامنه داری در دانشگاه‌ها ایجاد كنند و با نمادهای سبز به دانشگاه‌ها بیایند و دانشگاه‌ها را به تعطیلی بكشانند و كلاس‌ها را تعطیل كنند. فضای متشنج و ملتهب را در دانشگاه‌ها ایجاد و یك نوع پیوند اجتماعی با دانشگاه ایجاد كنند. اما در شروع ترم تحصیلی و به رغم فشار تبلیغاتی سنگین و كار زیادی كه در دانشگاه‌ها انجام دادند، با هوشیاری اساتید و دانشجویان این اتفاق نیفتاد و این نشان دهنده هوشیاری اساتید و دانشجویان است. البته به این معنا نیست كه دانشجویان و اساتید همه یك نظر دارند، اختلاف سلیقه‌های زیادی در دانشگاه‌ها وجود دارد، لزوماً نوع نگاهی كه در دانشگاه‌ها وجود دارد، شاید با نگاهی كه من دارم، یكسان نباشد، اما همینكه دانشجو و استاد و كلیت دانشگاه به دام نمی‌افتد، به نظرم نشان دهنده یك نوع بصیرت است. یعنی در دانشگاه تهران كه 30 هزار دانشجو وجود دارد، اینها 200 نفر را جمع می‌كنند كه اغتشاش ایجاد كنند یا مثلاً در دانشگاه صنعتی شریف 300 ، 400 نفر را می‌توانند جمع كنند، البته عده‌ای هم در برابر آنها می‌ایستند و این نشان دهنده آن است كه دانشگاهیان ما نسبت به سوءاستفاده دشمن از خود هوشیار هستند، حتی با وجود اینكه انتقاد هم داشته باشد. به نظرم در این سطح می‌توانیم بگوئیم كه دانشگاهیان با بصیرت وارد شدند.

بین اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ها نظرها، سلایق و نگاه‌های متفاوت و مختلفی وجود دارد و لزوماً همه دانشجویان و اساتید یك نوع نمی‌اندیشند،‌ شما هم به این موضوع اشاره كردید. با این تفاسیر برپایی كرسی‌های بحث و آزاد اندیشی،‌ مناظرات و امثال آن در دانشگاه‌ها از نظر شما چه نقش و تأثیری در مقابله با جنگ نرم دارد؟
قطعاً تاثیر دارد، دانشگاه‌ یك جنس خاصی دارد، جنس دانشگاه جنس منطق و استدلال و حرف حساب است، این را از قبل هم حضرت آقا اشاره كرده بودند كه آزاداندیشی، جنبش نرم‌افزاری نهضت تولید علم، مبانی‌ای هستند كه دانشگاه‌ها باید براساس آن حركت كنند. اتفاقاً دشمن برخلاف این می‌خواهد حركت كند. این موارد هم در فضای ملتهب و آشوب زده و فضای بحرانی شكل نمی‌گیرد.
زمانیكه می‌خواهیم نهضت نرم‌افزاری و نهضت آزاد‌اندیشی داشته باشیم، به طور طبیعی باید یك فضای آرام وجود داشته باشد كما اینكه قبلاً هم در دانشگاه بوده است. ممكن است در كلاس‌های درس برخی اساتید حتی مبانی نظام و انقلاب را هم نقد كنند، اما در یك فضای كاملا علمی و منطقی. اما وقتی به یك حالت اغتشاش‌گونه تبدیل شود به طور طبیعی این اتفاق نمی‌افتد. دشمن در جایی كه احساس كند قرار است نهضت آزاداندیشی به مفهوم واقعی كلمه در دانشگاه‌ها ایجاد شود، از آن می‌ترسد، چون حرفی برای گفتن ندارد.
من ده سال در جنبش دانشجویی فعال بودم؛ واقعاً هر جا كه فضای مناظره و منطقی و استدلال وجود داشته، آنهایی كه ادعا داشتند، حرفی برای گفتن نداشتند و همیشه فضا را از دست دادند و نهایتاً آشوب و اغتشاش ایجاد می‌كردند، وگرنه در فضای منطقی آنها حرفی برای گفتن ندارند، البته نمی‌خواهم بگویم هیچ حرفی برای گفتن ندارند، ممكن است حرف‌ها و انتقاداتی داشته باشند كه درست هم باشد اما اینكه بگوئیم در این فضای منطقی حرف اساسی زدند و مبانی و سیاست‌های كلی نظام را توانستند با استدلال زیر سوال ببرند، این واقعاً اتفاق نیفتاده است و نمی‌توانند این كار را بكنند، لذا جریان مقابل بیشتر از آزادی و آزاد‌اندیشی در دانشگاه‌ها هراس دارد. به نظر من باید ضمن اینكه فضای آرام در دانشگاه‌ها ایجاد شود، فضا بدهیم تا افراد مختلف حرف خودشان را بزنند. هیچ اشكالی هم به نظر من ندارد كه این موارد در دانشگاه‌ها در یك مقیاس آرام و منطقی و علمی انفاق بیفتد و با مشكل نیز مواجه نمی‌شویم. اما مساله این است كه یك عده‌ای از دانشگاه به عنوان یك ابزار سیاسی می‌خواهند استفاده كنند، به عنوان یك ابزار فشار می‌خواهند استفاده كنند. اینجاست كه ما با یك پدیده دیگر مواجه می‌شویم. بعد آن وقت می‌گویند كه آزادی نیست، نه آزادی هست آنها بیایند حرف خودشان را بزنند اما در چارچوب استدلال.

به عنوان سوال پایانی، نقش تحقیق و پژوهش، نوآوری، پیشرفت علمی و نهضت تولید علم و همین جنبش نرم‌افزاری كه شما فرمودید، در مقابله با جنگ نرم چه اهمیتی دارد و چگونه باید نهادینه شود؟
یكی از منابع قدرت نرم ما همین بحث پیشرفت علمی است. در دنیای جدید، پیشرفت علمی، تحقیق، پژوهش، توسعه علمی یك از منابع قدرت نرم محسوب می‌شوند، هر چه ما از علم و دانش بیشتری برخوردار باشیم در سطح جهان و منطقی دارای قدرت و نرم و اقتدار معنوی بیشتری برخوردار خواهیم بود.
اگر ما بحث استقلال را به عنوان یكی از پایه‌های و شعارهای اصلی انقلاب در نظر بگیریم، آن پیشرفت علمی و نرم‌افزاری می‌تواند این استقلال را تحقق ببخشد، كمااینكه ما یك وجه و وجوهی از آن را مشاهده كردیم. در همین بحث هسته‌ای اگر دقت كنیم، شعار استقلال را از نظر یك پیشرفت علمی توانستیم اثبات كنیم، یعنی اگر امروز در مذاكرات ژنو حرف خودمان را به كرسی می‌نشانیم و طرف مقابل می‌پذیرد كه ما غنی‌سازی داشته باشیم و به یك نوع استقلال خودمان را به رخ دنیا می‌كشیم، این ناشی از پیشرفت علمی است، ناشی از این است كه ما بر اساس جنبش نرم‌افزاری در حیطه‌ای از علم به نام انرژی هسته‌ای توانستیم پیشرفت كنیم و كمك كنیم به استقلال سیاسی كشورمان. یا در حوزه‌های دیگر مثل موشكی، مخابراتی و فضایی و ماهواره‌ای یا بعضی از حوزه‌های پزشكی.
به طور طبیعی اینها گوشه‌هایی از پیشرفت و ظهور و بروز نهضت تولید علم و جنبش نرم‌افزاری است كه باید نهادینه شود و در دانشگاه تاكید به علم باید تبدیل به گفتمان شود. توجه دانشجویان به افق علمی آینده و اینكه باید به یك افق در ترازی بسیار بالاتر از وضعیت موجود برسیم باید تبدیل به یك گفتمان شود و این هم به كار فرهنگی نیاز دارد، به تلاش رسمی دستگاه‌های مشغول و عناصر مسئول مخصوصاً در وزارتخانه‌ها و دولت‌ نیاز دارد كه بتوانند این را به یك گفتمان تبدیل كنند. انشاء‌الله بتوانیم این فضای پیشرفت علمی و توسعه علمی را به یك موضوع واحد و غالب در همه حیطه‌های علمی تبدیل و نهادینه كنیم و ساختارهای لازم را برای آن در نظر بگیریم.
گفتگو از سیدمحسن میرشمسی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار