کد خبر: 103444
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۵:۲۳
یک، دو، سه ... همین
یکی از شاخص‌های توسعه جوامع، میزان مشارکت عموم مردم در ورزش همگانی است. طبق تعریف، ورزش عمومی، پرداختن به فعالیت‌هایی است که منجر به تغییرات فیزیولوژیک مثل بالا رفتن فشار خون، ضربان قلب و تسریع در گردش خون شود. به عبارتی هر فرد در هفته حداقل سه روز و در هر روز حداقل 45 دقیقه تا یک ساعت به ورزش مداوم بپردازد.
استاندارد جهانی در این مورد، این است که 40 تا 50 درصد جامعه به چنین تحرکی مشغول باشند. در کشور ما آمار دقیقی از میانگین زمانی که شهروندان به ورزش اختصاص می‌دهند در دست نیست، اما تقریباً این عدد بین 10 تا 15 درصد برآورد می‌شود. آمار اعلام شده ورزشکاران حرفه‌ای، نیمه حرفه‌ای و آماتوری که در یک رشته خاص ورزشی مشغول به فعالیت هستند را نیز شامل می‌شود. حمید افتخاری، کارشناس تربیت بدنی در این باره می‌گوید: وقتی صحبت از ورزش همگانی به میان می‌آید، یعنی ورزشی که وارد سبد خانوار شده است، ورزشکاران نباید در شمار آمار ورزش کنندگان عمومی که همان شهروندان و عموم مردم هستند وارد شوند.
وی آمار 10 تا 15 درصدی شهروندان ایرانی که به ورزش مشغول هستند در مقایسه با کشوری مثل سوئد که 75 درصد شهروندانش ورزش می‌کنند را ناامید کننده می‌دانند.
براساس آمار، 50 درصد مردم در کشورهای اروپایی فعالیت مستمر ورزشی دارند. در شرق آسیا کشوری مثل ژاپن، حدوداً 40 درصد مردم ورزش می‌کنند. استرالیا، کانادا و آمریکا نیز از جمله کشورهایی هستند که ورزش همگانی در آنها در سطح عالی قرار دارد. ایران نیز در زمینه ورزش همگانی در آسیا و خاورمیانه از جایگاه نسبتاً خوبی برخوردار است، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی راه درازی در پیش دارد.
وقتی صحبت از ورزش عمومی و همگانی به میان می‌آید تفکیک جنسیتی در نظر گرفته نمی‌شود با این وجود مطالعات داخلی نشان می‌دهد، در حال حاضر سطح آمادگی جسمانی دختران ایرانی به شدت پایین است. به عبارتی مقایسه‌ها گویای این است که سطح آمادگی جسمانی یک دختر 18 ساله ایرانی با یک زن 45 ساله فرانسوی برابری می‌کند.
در ایران، سکته قلبی 45 درصد مرگ و میرهای کشور را به خود اختصاص داده است، در حالی که این رقم در دنیا نزدیک به 10 درصد است و در کشورهای توسعه یافته عموماً افراد براساس کهولت سن فوت می‌کنند. مؤثرترین راهکار در جلوگیری از روند رو به رشد این ارقام، پرداختن به امر ورزش به صورت گسترده و همه گیر و فرهنگسازی در این زمینه است.
محمد هادی حسام، معاون سابق ورزش همگانی سازمان تربیت بدنی درباره گسترش ورزش همگانی می‌گوید: صرفاً و صرفاً توجه بیشتر دولت و دستگاه‌های ذی نفوذ به امر ورزش و توسعه ورزش همگانی به تسریع روند گسترش و عمومی شدن ورزش کمک می‌کند.
وی ادامه می‌دهد: اگر در پشت ورزش قهرمانی پنهان شویم به اهداف ورزش همگانی نخواهیم رسید، یعنی باید جاذبه‌های ورزش همگانی را در قالب توسعه سلامت و نشاط جامعه بیشتر کنیم. به عبارت دیگر باید آگاه‌سازی کنیم، جامعه‌ای که قصد دارد به طور میانگین 5 سال ضریب امید به زندگی را در میان افرادش افزایش دهد باید حداقل 20 تا 25 درصد از جمعیتش را بیشتر درگیر امروزش کند.
این کارشناس تربیت بدنی کاهش معضلات اجتماعی، ارتقای سطح سلامت عمومی و کاهش مرگ و میرهای زودرس را در گرو توسعه ورزش در سطح اجتماع و تشویق عموم به فعالیت‌های بدنی می‌داند.
در این میان طبیعی است در جامعه‌ای با جهت‌گیری رو به توسعه که در آن گرایش عمومی به ورزش زیاد است، قهرمان‌هایی هم تربیت می‌شوند، اما به طور کلی تربیت قهرمان هدف‌گیری کشورهای پیشرفته نیست.
افتخاری در این خصوص می‌افزاید: نمونه چنین کشورهایی سوئد است، این کشور در بازی‌های المپیک پکن در سال ... بدون کسب هیچ مدال طلایی مقام را به دست آورد؛ همین کشور در بازی‌های المپیک آتن در سال .... باکسب سه یا چهار مدال طلا رتبه.... را از آن خود کرد.
اما از آنجا که هدف‌گذاری چنین کشورهایی در ورزش‌ مبنای کلی‌تری دارد، کسب مدال و رتبه در کلیت ورزششان تغییری ایجاد نمی‌کند. اگرچه به ورزش قهرمانی توجه دارند، برایش تلاش می‌کنند و ناکامی‌هایشان را در این زمینه تحلیل می‌کنند ولی قبل از این تحلیل‌ها و مهم‌تر از آن این است که چه تعداد شهروند سوئدی ورزش می‌کنند.
وی اضافه می‌کند: چون می‌خواهند جامعه سالمی داشته باشند و هزینه کمتری در بخش سلامت متحمل شوند، سرمایه‌گذاری در ورزش را هزینه نمی‌دانند. یعنی نگاه بلند مدت به این مقوله دارند.
حسام وضعیت کنونی جامعه ایران در مورد رشد ورزش همگانی را چنین ارزیابی می‌کند:درمورد گسترش ورزش همگانی نمی‌توان اغراق کرد، اما دید جامعه در حال عوض شدن است و رویکرد سازمان‌های مرتبط ورزش و شهرداری‌های کشور و تمامی دست‌اندرکاران و مسؤولان کشور نسبت به ورزش همگانی مثبت شده است و این علاقه‌مندی در حال به وجود آمدن است و شاهد هستیم که مردم مقوله سلامتشان را در قالب ورزش بیشتر احساس نیاز و پیگیری می‌کنند. ولی هنوز راضی کننده نیست، فدراسیون‌های ورزش همگانی و سازمان تربیت بدنی به عنوان متولیان این امر اقدامات خوبی انجام داده‌اند که برای به نتیجه رسیدن نیاز به استمرار آنها است. اقدامات انجام شده در دو مقوله سخت و نرم‌افزاری است، هر چه در سطح کشور بر امکانات سخت‌افزاری افزوده شود طبیعتاً استفاده‌کننده آن نیز بیشتر خواهد شد، چه با پول و چه مجانی، بالاخره مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلاً اگر پارکی مجهز به وسایل ورزشی شود، مسلماً استفاده‌کننده‌اش هم پیدا خواهد شد و این نشان دهنده این است که اقبال عمومی به بحث ورزش زیاد است. دومین مقوله فرهنگ‌سازی است که با نگرش عمومی به وجود آمده و با تلاش فدراسیون‌ها و مجموعه‌های مرتبط با ورزش همگانی فرهنگ ورزش همگانی رو به همه گیر شدن است.
با این وجود راه درازی برای رسیدن به استانداردهای بین‌المللی وجود دارد.
افتخاری نیز خاطر نشان می کند: در زمینه ورزش همگانی اینکه بخواهیم توپ را در زمین دولت بیندازیم اصلاً درست نیست و صددرصد این مسأله به فرهنگ‌سازی نیاز دارد. اما در این زمینه هم تنها نباید به کم کاری‌های دولت پرداخت. طبق قانون اساسی ورزش برای همه رایگان است، دولت براساس این قانون وظیفه‌ای دارد و آن هم این است که زیرساخت‌های مناسب برای ورزش عموم مردم را فراهم کند. در این بخش هم تلاش‌هایی صورت گرفته است چه در سازمان تربیت بدنی، چه در بخش وزارت کشور که شهرداری‌ها ذیل آن فعالیت می‌کنند و کمابیش و اگرچه کامل نه، اما تلاش‌های صورت گرفته در سطح کشور مشهود است. با این وجود تمام نقایص همگانی شدن ورزش را نمی‌توان متوجه دولت دید، اینجا نقش رسانه‌هاست که اهمیت ورزش کردن را به گوش شهروندان برسانند، بخش زیادی هم به عهده خود مردم است. فرهنگ ما به سمت ساده‌زیستی نرفته است. که بتوانیم راحت زندگی کنیم. در یک کشور پیشرفته و توسعه یافته اگر فردی دیده شود که با شلوار گرمکن در حال دویدن کنار خیابان است، هیچ سمپاتی نسبت به آن ندارند و جلب توجه نمی‌کند ولی در ایران اگر فردی با شلوار گرمکن کنار خیابان دیده شود همه چپ چپ نگاهش می‌کنند. این حلقه مفقوده فرهنگ ورزش کردن در ایران است، فرهنگسازی در امر ورزش یعنی اینکه متوجه شویم که می‌توانیم در هر لحظه ورزش کنیم و اشکالی هم ندارد، یعنی کنار خیابان هم می‌توان ورزش کرد و نیازی هم نیست که حتماً دولت برای ورزش کردن افراد استادیوم‌ بسازد. می‌توان یک شلوار گرمکن پوشید و از در منزل تا پارک سرکوچه را با دو، رفت و برگشت. این ساده‌ترین نوع ورزش است، طناب زدن و نرمش نوعی از آن است. درست است که سرانه مکا‌ن‌های ورزشی در کشور خیلی زیاد نیست و در این زمینه از برنامه پنجم توسعه عقب هستیم ولی به نسبت میزان کسانی که ورزش می‌کنند سرانه کمی نداریم. اینکه بگوییم چون امکانات ورزشی کم داریم، مردم ورزش نمی‌کنند، بلکه چون فرهنگ ورزش کردن را نداریم و ورزش جزو سبد خانواده نیست به دلایل مختلف اجتماعی مردم ورزش نمی‌کنند.
یکی از این دلایل بافت خانواده‌هاست. حریم خانواده‌های ایرانی بسیار چارچوب‌دارتر از سایر کشورهاست. دیگری مشکلات اقتصادی خانواده است که بخشی از خانواده به خاطر حل کردن مشکلات اقتصادی مجبورند از اوقات فراغتشان که زمان پرداختن به ورزش است، بزنند. سوم هم نوع نگاه جامعه به فرهنگ رفتاری باعث می‌شود دست و پایمان برای ورزش کردن بسته شود. تصورمان این است که اگر قرار است ورزش کنیم باید یک ساک بگیریم دستمان و به یک سالن ورزشی برویم و بعد از ورزش بیاییم بیرون.
سرانه مکان‌های ورزشی تا پایان برنامه پنجم توسعه باید یک متر باشد، در حالی هم اینک بین 50 تا 60 سانتی‌متر است.


ورزش در دایره ابتکارات
نصب وسایل جدید ورزش در پارک‌ها و فضاهای سبز شهر، حداقل‌هایی است که توسط شهرداری انجام می‌شود و قابل تقدیر است و و این کار توانسته مورد استقبال هر دو گروه مسن و جوان شهروندان قرار گیرد. هر چند بهتر است که آشنایی و آموزش مختصری هم در زمینه کار با این وسایل به عموم مردم داده شود و توجیهات فنی لازم نیز به مردم داده شود که بتوانند استفاده بهینه از این دستگاه‌ها داشته باشند. قطعاً سازنده، طراح و نصب‌کنندگان این دستگاه‌ها استانداردهای لازم را برای سلامت مردم در نظر گرفته‌اند. تاکنون گزارش سوئی به معاونت ورزش همگانی سازمان تربیت بدنی مبنی بر اینکه فردی به دلیل استفاده از این دستگاه‌ها دچار مشکل شده باشد نرسیده است.
در زمینه توسعه ورزش همگانی کشور، معاونت ورزش همگانی سازمان تربیت بدنی با همه سازمان‌های کشوری به خصوص با شهرداری‌ها، فرمانداری‌ها، استانداری‌ها، آموزش و پرورش، بسیج و هلال احمر رابطه تنگاتنگ دارد.

ادغام؛ آری یا نه
اخیراً زمزمه‌های ادغام معاونت ورزش همگانی با سایر معاونت‌های سازمان تربیت بدنی در حوزه ورزش قهرمانی به گوش می‌رسد. پیشنهادی که به موجب آن اصلی‌ترین وظیفه دولت و سازمان تربیت بدنی براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که همان فراهم آوردن زمینه‌های ورزش رایگان برای عموم است، در سایه ورزش قهرمانی قرار می‌گیرد. کاری که به عقیده صاحب نظران باعث می‌شود ورزش همگانی به روزمرگی مبتلا و از آنجایی که متولی و بودجه مستقیمی نخواهد داشت، کم کم حرکت‌های نیمه جانی که از آن به چشم می‌خورد نیز به محاق فراموشی سپرده می‌شود.
علاوه بر این زیرمجموعه قرار گرفتن ورزش همگانی با ادعای اعمال مدیریت واحد بر پایه ورزش کشور که حوزه مهم و پر جاذبه ورزش همگانی است و ریشه‌های رشد سلامت جامعه و همچنین ورزش قهرمانی در آن قرار دارد تأثیر خواهد داشت.


ورزش را می خورند
یکی از معضلات ورزش کشور، پرداخت صدا و سیما و سایر رسانه‌ها، اعم از ورزش و...، به زیبایی‌ها و هیجانات کاذب حاشیه‌های ورزش قهرمانی است. به عبارتی کمبود تخصص‌شان در زمینه ورزش عمومی و مطالعات فرهنگی، رسانه‌ای و مخاطب‌شناسی این حوزه را در جنجال حاشیه‌ها و حوادث ورزشی گم می‌کنند.
آنچه بیشتر در این زمینه به چشم می‌خورد سرگذشت قرارداد مربی یا بازیکنی خاص در تیم صاحبنامی است یا اینکه سرپرست، مربی، مدیرعامل یا فوتبالیست یک باشگاه چه گفتند، چه لباسی می‌پوشند، چه غذایی در چه رستورانی می‌خورند و به طور کامل آشناسازی و تشویق مردم به ورزش که از وظایف اصلی رسانه است در رنگ و لعاب هیاهوی مسائلی که پرداختن به آنها جز هدر دادن وقت و انرژی نیست گم می‌شود. جدا از اینکه تمام این التهابات تنها در مورد ورزشی مثل فوتبال مصداق داردکه خود به صورت ابر ورزش کاذبی بر سایر رشته های ورزشی سایه افکنده است.

ورزش، سلامت و توسعه پایدار
کارشناسان معتقدند، علت پرداختن کشورهای توسعه یافته به ورزش همگانی و عمومی یا همان ورزش برای ورزش رابطه مستقیم آن با سلامت همگانی است. تحقیقات و مطالعات علمی نشان می‌دهد که هر چه افراد در جامعه‌ای ورزش کردن را جدی بگیرند، میزان سلامت در آن جامعه بالا می‌رود.
چنانچه به ورزش از منظر توسعه پایدار نگاه شود می‌توان نتیجه گرفت وقتی جامعه‌ای سالم‌تر باشد، هزینه کمتری برای بخش درمان و سلامت می‌پردازد و انسان سالم محور توسعه پایدار است.
به عبارتی ورزش عاملی قوی برای صرفه‌جویی در هزینه‌های درمان و یکی از عوامل پیشگیری از انواع بیماری‌هاست. به همین علت است که در جوامع توسعه یافته نگاه به ورزش از زاویه پیشگیرانه است و ورزش وارد سبد خانواده می‌شود برای اینکه به جامعه سالمی دست بیابند و نه فقط برای تربیت قهرمان.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار