کد خبر: 1032808
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۹۹ - ۲۲:۴۷
مصطفی شاه‌کرمی
آخرین روز‌های اردیبهشت ماه سال ۹۴ مراسم اختتامیه سیزدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره در شهر قزوین برگزار شد.

آخر شب و بعد از اتمام مراسم اختتامیه به همراه خبرنگاران دیگر رسانه‌ها که برای پوشش جشنواره رفته بودیم با اتوبوس در حال برگشت به تهران بودیم. به غیر از خبرنگاران و بعضی از مسئولان برپایی جشنواره که عمدتاً از بچه‌های حوزه هنری بودند، آقای محمدحسین جعفریان از چهره‌های شناخته شده ادبی و فرهنگی کشورمان نیز در همان اتوبوس حاضر بود.

جعفریان را به دلایل مختلفی از جمله سابقه دو دوره رایزنی فرهنگی سفارت کشورمان در کشور افغانستان، دیدار و مصاحبه با ملا عمر رهبر آن روزگار گروه طالبان و البته حضور چندباره در دیدار شعرا و ادیبان با رهبر انقلاب می‌شناختم.

آن شب صحبت‌های زیادی بین دوستان حوزه هنری و خبرنگاران رد و بدل شد، اما بیان برخی خاطرات آقای جعفریان از دیدار‌های خصوصی رهبر انقلاب با شعرا و نحوه مواجهه و شوخی‌ها و تکه‌پرانی‌های آقا در واکنش به اشعار و صحبت‌های حاضران موجب بهت و حیرت ما شده بود.

جعفریان از اخلاق و منش رهبر انقلاب و خوش‌مشربی‌های ایشان خاطراتی را بازگو کرد و می‌گفت اگر بدون اشاره به ایشان حرف‌ها و شوخی‌هایشان را برای هر کسی بازگو کنی، امکان ندارد قبول کند که این گرمی، تسلط و نکته‌سنجی و بذله‌گویی‌ها را رهبر انقلاب انجام می‌دهد. بعد از صحبت‌های جعفریان با خودم گفتم چرا آگاهی و دانستن مردم از سطح و کیفیت زندگی واقعی رهبرشان باید به شکلی باشد که برخی به خودشان اجازه دهند هر نوع دروغ شاخداری را به ایشان و خانواده‌شان نسبت دهند؟!

چرا مردم نباید از روابط و اخلاق حسنه، مردمی و خاکی بودن رهبر مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان اطلاعی نداشته باشند؟ چرا کسی برای کم کردن مظلومیت و جلوگیری از دروغ‌ها و افسانه‌سرایی‌هایی که در مورد ایشان، کیفیت زندگی و افراد خانواده‌شان خاطرات افرادی شبیه محمدحسین جعفریان را منعکس نمی‌کند؟ چرا وقتی یک چنین باطل‌السحری در دسترس است برای دفع رمل و اسطرلاب سحر داخلی و خارجی و خنثی کردن حمله‌ها از آن‌ها استفاده‌ای نمی‌شود؟!

البته وقتی به دلیل کم‌کاری‌های فرهنگی ما برخلاف گذشت ۱۴۰۰ سال از دوران حیات ظاهری امیرالمؤمنین علی (ع) تنها تصویری که از ایشان در ذهن مردم منعکس کرده‌ایم، بخش اندکی از زندگی ایشان است و اغلب مردم نمی‌دانند بعد از واقعه غدیر خم و اعلام جانشینی بلافصل ایشان به جای رسول اکرم (ص) یکی از دلایل مخالفت با حضرتش شوخ‌طبعی، جوان بودن و سرزندگی ایشان بوده، امروز تسری این مظلومیت به فرزند خلفش شاید خیلی غریب نباشد!

دیدن این مستند حکم برقرار شدن جریان خون و حیات‌بخشی برای من و همه کسانی را داشت که با واسطه از منش و رفتار و کنش رهبر انقلاب اسلامی ایران چیز‌هایی شنیده‌ایم که گاهی هنگام بازگو کردن‌شان با حیرت همراه ناباوری مخاطب مواجه می‌شویم!

بعد از آن شب و شنیدن خاطرات شعف‌آمیز و شورانگیز جعفریان، حسرت پاسخ سؤال‌هایم همیشه آزارم می‌داد و ادامه این تجاهل‌ها را به نفع دشمن و دروغگویان مخالف و معاند با انقلاب اسلامی و ایران می‌دانستم تا اینکه بالاخره یک قطره از این اقیانوس را در قاب تلویزیون دیدم.

قطعاً نمایش این «غیررسمی»‌ها که سرشار از واقعیت است، باعث کساد شدن بازار خناسان و شکاکانی است که با افسانه‌سرایی‌هایی از جمله اینکه «زیر خانه رهبر، میدان اسب‌دوانی درست کرده‌اند و او هر روز سوار بهترین اسب‌های دنیا می‌شود و سوارکاری می‌کند» یا اینکه «فلان درصد از محل فروش هر کدام از تولیدات شرکت‌های خودرو‌سازی ایران‌خودرو و سایپا به حساب‌های رهبر در خارج از کشور واریز می‌شود»، ذهن و باور مردم را نشانه گرفته‌اند. تهیه و تولید این «غیررسمی»‌ها حقی است که هم رهبری و هم جامعه بر گردن رسانه‌هایی از جمله تلویزیون دارند و این اقدام باید به نهضتی رسمی تبدیل شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار