سرویس حوادث جوان آنلاین: سردار حسینرحیمی صبح دیروز در حاشیه پنجمین مرحله از طرح کاشف که در محل پلیسآگاهی برگزار شد با حضور در جمع خبرنگاران با اشاره به کشف و ضبط بیش از ششکیلوگرم طلا و حدود ۶هزار دلار از سارقان گفت: «با توجه به آمار زیاد نگهداری ارز و طلا در منازل، لازم است، شهروندان به این موضوع حساس و توجه جدی داشته باشند.» وی در ادامه از دستگیری ۲۸۱نفر از مجرمان حرفهای و سابقهدار نظیر سارقان، زورگیران و مالخران و دیگر مخلان نظم و امنیت در این طرح خبر داد و گفت: «در اجرای این مرحله از طرح، ۶۱باند نیز منهدم شد که ۲۲باند در سرقتهای به عنف، ۱۱باند در سرقت منزل و اماکن، ۱۵باند در سرقت خودرو و موتورسیکلت و لوازم داخل خودرو، هشتباند در جعل و کلاهبرداری فعال بودند. این افراد که ۶۸درصد آنها دارای سوابق متعدد بودند، به ۳هزار و ۱۷۵فقره سرقت اعتراف کردهاند. همچنین پنج قبضه سلاح گرم و ۵۰قبضه سلاح سرد، ۱۲۰دستگاه گوشی تلفن همراه، ۳۶دستگاه ساعت مچی گرانقیمت و بیش از هزار قلم انواع تجهیزات مرتبط با خودرو از سارقان و مخفیگاه آنها کشف شد.» فرمانده انتظامی تهران بزرگ در بیان مهمترین کشفیات این طرح گفت: «در این طرح یک باند سند نمره خودرو با بیش از ۶۰خودرو شناسایی و منهدم شد. همچنین از دیگر باندها ۲۵دستگاه خودروی مسروقه کشف و ضبط شده است. ۱۲۰دستگاه موتور سیکلت نیز در این طرح کشف شد که ۱۰۰دستگاه آن مربوط به یک باند بوده است.»
انهدام چندین باند سرقت مسلحانه در پایتخت
فرمانده انتظامی تهران بزرگ از انهدام باند سه نفره و سرقت ۱۴کیلوگرم طلا خبر داد و گفت: «سارقان در بازار تهران با شناسایی فردی که این مقدار طلا را در یک کیف همراه داشت اقدام به سرقت کرده بودند.» وی در ادامه از دستگیری باند مسلح منازل در شرق تهران خبرداد و گفت: «این باند ششنفره همراه با سلاح وارد منازل شده و پس از بستن دست و پای افراد و ضرب و جرح اقدام به سرقت میکردند. اعضای این باند تاکنون به ۱۰فقره سرقت اعتراف کردهاند.» سردار رحیمی از انهدام باندی دیگر که به شیوه تخریب وارد منازل میشدند، خبر داد و گفت: «اعضای ۱۰نفره این باند که در شمال غرب تهران مرتکب چندین فقره سرقت شده بودند، شناسایی و دستگیر شدند. همچنین باند مأمور نماها که در پوشش مأمور پلیس یا مأمور دادگستری اقدام به ششفقره سرقت کردهبودند نیز شناسایی و دستگیر شدند.»
هیچ شرکت لیزینگی فعال نداریم
سردار رحیمی در ادامه به فعالیت و کلاهبرداری در پوشش شرکتهای لیزینگی اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر فعالیت شرکتهای لیزینگی صحت نداشته و دروغ است. این شرکتها برای لیزینگ باید خودرو را از جایی تحویل بگیرند که در حال حاضر این اتفاق صورت نمیگیرد. پس مردم هشیار باشند و فریب نخورند.»
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در پایان، با اشاره به عکسالعمل سخت و غیرقابل اغماض پلیس با مرتکبان جرائم جنایی اعم از سرقتهای مسلحانه و خشن و آدمربایی و قتل گفت: «از ابتدای سال تاکنون در حوزه جرائم جنایی کاهش ۲۱درصدی وقوع جرم را داشتیم همچنین روی پروندههای باز در یک دهه گذشته پلیس تمرکز ویژهای را داشته است، طوریکه کشفیات ما ۱۲۴درصد افزایش داشته است.»
گفتگو با متهمان
سرقت ۱۴ کیلو شمش طلا
اعضای باندی که ۱۴ کیلو طلا سرقت کردهبودند، سه مرد جوانی بودند که در حیاط پلیس آگاهی در جمع متهمان حاضر بودند. یکی از آنها ناصر نام داشت، او یکبار برای قاپیدن گوشی دستگیر شده بود که بعد از آزادی به سراغ کیف قاپی میرود!
سابقه داری؟
بله، سهبار به خاطر قاپیدن گوشی دستگیر شدم.
میدانستی محتویات کیفی که سرقت میکنی چیست؟
نه، بعد از سرقت فهمیدم داخلش پر از شمش طلاست. باور کنید تا به حال شمش ندیده بودم. فکر میکردم آهن است.
از شیوه سرقت بگو.
آن روز شاکیها را که دو نفر بودند زیر نظر داشتیم. در یک موقعیت مناسب همدستم کیف یکی از آنها را زد و مرد دیگری که همراهش بود با دوستم درگیر شد. ما با آنها درگیر شدیم، اما آسیبی به آنها وارد نکردیم.
چه شد که از گوشی قاپی سراغ کیفقاپی رفتی؟
پدرم فوت کرده و مادرم گوشه کهریزک افتاده است. با این همه بدبختی و بیکسی بود که دوباره سراغ سرقت رفتم.
لبو فروش بودم که سارق شدم
یکی از اعضای باند سرقت مسلحانه از چند منزل، مرد جوان لبو فروشی بود که هنگام فروش لبو باهمدستانش آشنا و بدین ترتیب وارد باند خلافکاران میشود.
متأهلی؟
بله
سابقه داری؟
بله، سابقه درگیری و موادمخدر دارم.
با دیگر اعضای باند چطور آشنا شدی؟
لبو فروش بودم و شبها دوستانم پای بساطم میآمدند و از سرقتهایشان تعریف میکردند. بعد از مدتی متوجه شدم زندگیشان رو به راه شده و وضع خوبی دارند. من وضع مالی خوبی نداشتم و همسرم پا به ماه بود. وسوسه شدم و وارد باندشان شدم.
دوستم یک پراید داشت که پلاکش را پوشانده بود. سوار آن میشدیم و بعد از شناسایی سوژهها مرتکب سرقت میشدیم.
شیوه و شگردتان برای سرقت چه بود؟
یکی بالاسری و شیوه دیگر خانه رویی بود. در شگرد اول وقتی میدانستیم صاحبخانهها در خانه هستند، مسلحانه وارد خانه میشدیم و سرقت میکردیم. در مورد شگرد خانهرویی؛ زنگ خانهها را میزدیم و اگر کسی در را باز نمیکرد مرتکب سرقت میشدیم.
چرا مسلح بودید؟
اگر گیر افتادم از خودم دفاع کنم و بتوانم فرار کنم.
در مورد یکی از مالباختهها توضیح میدهی.
یکی از آنها دایی دوستم بود. او با داییاش اختلاف داشت این شد که فکر انتقام افتاد. روزی دوستم گفت داییاش در خانهاش مقدار زیادی طلا نگهداری میکند. این شد که نقشه سرقت را کشیدیم، اما فکر نمیکردیم روز حادثه کسی داخل خانه باشد به همین خاطر وقتی وارد آنجا شدیم مجبور شدیم دست و پاهای فردی را که در آنجا حضور داشت را ببندیم و خانه را سرقت کنیم.
در این سرقتها چه نقشی داشتی و چقدر سهم تو شد؟
راننده بودم و ۸۵میلیون تومان گیرم آمد.