سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: مهندسی انسانی ضرورتی گریزناپذیر برای تحقق آرمانهای توسعهای ماست. رانندگی، نحوه برخورد ما با محیط زیست، تعاملات اجتماعی، رفتار شهروندی، حقوق بین فردی، حقوق مدنی، سلامت محوری فردی و اجتماعی، مصرف انرژی و... همه و همه مواردی هستند که به عنوان پاتولوژی رفتار اجتماعی ما با آن مواجه هستیم. به نظر میرسد نه فقط در حوزه اقتصاد و حمایت از تولید ملی، بلکه در همه ابعاد اجتماعی و مهندسی انسانی نیاز به تحول داریم.
زمانی که مهندسی انسانی برای برنامههای بلندمدت اینچنینی که منفعتطلبی رفاه و سلامت فردی و جمعی را به دنبال دارد، رخ نمیدهد، نمیتوان با تغییر ساختار چند کارخانه یا کارگاه تولیدی تحولی ایجاد کرد. بیتردید سیاستگذاریهای مبتنی بر حمایت از تولید ملی، بدون اعمال مهندسی انسانی مقطعی یا ابتر خواهند بود. موضوع قابل تأمل و بسیار حائز اهمیت این است که انسان پست مدرن، نه برای رفاه، در دام خرید میافتد بلکه برای او نیاز ایجاد میشود. در واقع «نیاز ایجاد میشود» و بعد از ایجاد نیاز، اقدام به تبلیغ و فروش جنس میشود.
ایجاد نیاز، اولین طرح پست مدرنیته برای مهندسی ذهنهاست. این اتفاقی است که به صورت تمام وقت در زندگی روزمره انسان پست مدرن رخ میدهد و انسان پست مدرن کارگری خسته با نیازهایی بیانتهاست. خسته از این بابت که باید مدام کار کرده و پول تهیه کند. کارگر به این معنا که پولی که تهیه میکند در چرخه زندگیاش رونق نخواهد یافت بلکه در مسیری خواهد رفت که رأس مثلث، مسیر آن را تعریف کرده است و «نیازهای بیانتها» از این حیث که موضوع اصلی انسان پست مدرن رفاه و تأمین نیاز نیست بلکه برای انسان پست مدرن به کرات نیاز ایجاد میشود، نیاز تولید میشود، نیاز خلق میشود و...
پس انسان پست مدرن همیشه احساس نیاز میکند، پس همیشه باید کار کند، اما نیاز توسط رأس مثلث در او ایجاد شده است. بنابراین انسان پست مدرن خسته، نیازمند و تنهاست. ما نیاز به تغییری بنیادی در مهندسی انسانی داریم. موضوع اصلی اعتماد ملی، سبک زندگی، تولید ملی، اشتغال، اقتصاد، همه و همه در سیطره مهندسی انسانی تحقق خواهند یافت. ما البته نیاز به بازسازی سازههای کارخانهای هم داریم، اما اگر مهندسی انسانی رخ ندهد کارخانهها ورشکست خواهند شد. ما اگر مهندسی انسانی سالمی نداشته باشیم، سرمایههای صنعتیمان نیز به زودی به سمت سقوط خواهند رفت.
تولید ملی یا هر سیاست دیگری که در بُعد کلان لازمالاجرایی شود، صرفاً با یک دستور دولتی در مسیر اجرا قرار نمیگیرد. آنچه به عنوان یک سیاست حکومتی و دولتی در دستور کار قرار میگیرد، لازمالاجرایی بودن آن مستلزم عملیاتی شدن استراتژی مدنی و انسانی نهادینه شده در بطن عمیق افکار و رفتار اجتماعی است. آنچه به عنوان مطالبات سالانه کلان در دستور سیاست قرار میگیرد و در مواردی محقق نمیشود، به دلیل نداشتن زیرساخت رفتاری و فکری اجتماعی در آن حوزه است. این مهم با ارائه سیاستهای تشویقی و مالیاتی یا رویکردهایی صنعتی محور صرف نیز قابل تحققبخشی نیست.
با بنر و تبلیغات نمیتوان تحول ایجاد کرد بلکه نگرشها باید تغییر کند. با ارائه تسهیلات نمیتوان باورهای ملی را تغییر داد. آنچه به عنوان سیاست ساختاری هدفگذاری کلان ملی با هدف ایجاد رفاه انسانی و مدنیت مقرر است که رخ دهد را باید در بطن فکر و باور جامعه توسعه و گسترش داد و این مهم هرچند با تبلیغات قابل پیشبرد است، اما پایدار نیست. بیتردید اگر از همین الان بدون فوت وقت شروع به ارائه آموزش کنیم، در سال ۱۴۲۰ شهرهایی بدون نیاز به علائم رانندگی خواهیم داشت. جوامع در حال گذار ناگزیرند این مسیر را طی کنند یا اینکه تداوماً در فرآیند تدوین و تزریق قانون به بطن جامعه باشند.
ما نیاز به مدنیت نهفته در باور و رفتار شهروندی تک تک اعضای جامعه داریم نه قوانین تشویقی تبلیغی مقطعی یا جبری. در واقع نیاز به تحولی در رفتار و عملکرد شهروندی برای سالهایی دور داریم. چند سال است که محوریت سیاست کلان روی اقتصاد در حال چرخش است، اما هنوز اقتصاد کشور بیمار است، چراکه همه نظاممندی سیاسی و استراتژی متمرکز بر فرآیندهای مقطعی و قانون محور است نه استراتژیهای بلندمدت و مبتنی بر مهندسی انسانی. پس در پایان محاسبات سالانه باز مشکل به قوت خود باقی است. ما نیاز به تربیت نسلی برای زندگی مدنی خوب داریم و این مهم با اعمال قانون و قهریه محقق نخواهد شد. قوه قهریه صرفاً برای برخورد با موارد متخلف مقطعی مناسب است، اما تحقق بخشی این استراتژیهای حکومتی صرفاً با تبلیغات تحقق یافتنی نیست. ما نیاز به مهندسی انسانی داریم و دامنه مهندسی انسانی بسیار وسیع است. سیاستی که یا در دستور کار نیست یا اگر هست با دادههای نادرست مسیر خود را ادامه میدهد و منتج به نتیجهای مطلوب نمیشود. از طرفی مهندسی انسانی موضوعی نیست که به صورت مقطعی و با چند برنامه رسانهای محقق شود بلکه موضوعی است بسیار تخصصی و حائز اهمیت که نیاز به برنامهای مدون و طولانی دارد. برنامهای که پایایی آن با تحولات سیاسی و... دستخوش تغییر نشود. در واقع چنانچه مهندسی درست به سمت اجرا پیش رود، منجر به تربیت نسلی خواهد شد که سیاستی مهندسی شده را در پیش خواهد داشت و در همه ابعاد دارای نظمی ساختاریافته خواهد بود.