سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: از آنجا که کرامت و احترام به موجودیت انسان اولین و مهمترین عامل الزامآور مشتری مداری و اخلاق مداری است، رابطه بین تکریم ارباب رجوع و مشتری مداری نیز رابطهای دوجانبه و مشترک تلقی میشود. به این معنا که شرط رضایت و رضایتمندی باید میان آنان متقابلاً دوجانبه حفظ شود. به یقین هریک از ما به دفعات و مکرر به منظور انجام کاری به دفاتر یا اماکنی مانند اداره و... مراجعه کرده و با رفتارهای گوناگونی از سوی کارکنان آن مواجه شدهایم. حتی اگر به کاسبهای شغل آزاد هم دقت کنیم متوجه تفاوت بین رفتار و نوع برخوردشان با مشتری میشویم. مشتری مداری میتواند طیف وسیعی از رفتارهای ما را دربرگیرد.
حکایت غلامی که وزیر شد و وزیری که غلام!
یکی از حکایتهایی که مادربزرگم تعریف میکرد این بود: پادشاهی به وزیر خود گفت اگر پاسخ سه سؤال مرا بدهی مقام تو را بالاتر خواهم برد. وزیر با اشتیاق در انتظار سؤال پادشاه بود. پادشاه گفت خدا چی میخوره؟ خدا چی میپوشه؟ خدا چیکار میکنه؟ وزیر متعجب و ناراحت ماند از اینکه از پاسخگویی به این سؤالات عاجز بود. غلام متوجه این موضوع شد و گفت خب کاری نداره. خدا چی میخوره؟ غم بندههاش رو! خدا چی میپوشه؟ عیب بندههاش رو. وزیر با شور و ذوق پرسید جواب سومی چیست؟ غلام گفت نمیدانم. وزیر با اعتماد به نفس نزد پادشاه رفت و همین گفتهها را تکرار کرد. پادشاه گفت کسی که جواب این سؤالات را به تو داده، نزد من بیاور. غلام نزد پادشاه رفت و پادشاه، وزیر را از مقام وزیری عزل کرد و غلام را به مقام وزیری رساند و بار دیگر سؤالاتش را پرسید. غلام گفت خدا چی میخوره؟ مشخصه! غم بندههاش رو! خدا چی میپوشه؟ واضحه! عیب بندههاش رو. خدا چیکار میکنه؟ این دیگه خیلی راحته! این هم کار خداست که غلام، وزیر شده و وزیر، غلام!
این تمثیل، نمونه بارز و بسیار خوبی است برای آنهایی که به پست و پسوند خود مغرور شدهاند و نشستن پشت یک میز، اخلاق را از آنان ربوده است.
یک روز پستمان به یکدیگر میخورد
اگر از حق نگذریم، کار و اخلاق بسیاری از کارفرماها ستودنی است، اما خیلی وقتها پستمان به کسانی خورده که رنجورمان کرده و رفتاری همچون شاهزاده با گدا را با ما داشتهاند. در فروشگاههای بزرگ متوجه این مسئله شدم که برخی مغازهداران بسته به ظاهرت مقدار جیبت را مقیاس میکنند و اگر قیمت جنسی را از آنان جویا شوی به سردی جواب خواهی شنید یا برعکس. روزی را به خاطر دارم که برای اخذ مدرک خود معطل یک امضا از سوی رئیس دانشگاه بودم، اما من را بیهوده سرگردان این اتاق و آن اتاق کرده بودند. همان شخص را روزی در صف پلیس ۱۰+ دیدم، اما آنجا کسی نمیدانست ایشان از کجا و با چه پست و مقامی آمده است. این رفتار مشابه بقیه با او، او را خشمگین و رنجور کرده بود. پس فراموش نکنیم همه ما یک روز پستمان به یکدیگر میخورد.
مشتری مداری و اخلاق مداری را در خود درونی کنیم
دین شامل هر عبادت و عمل صالحی میشود. بر همین اساس، خداوند در سوره زمر، پیامبرش را به اخلاص در دین فرمان میدهد. اصولاً کسی که دارای خلوص نیت است همه اعمال، گفتار و رفتارش را فقط از روی اخلاص و برای رضای خدا انجام میدهد، بنابراین مخلصین، هدف از خدمت به مردم و جامعه اسلامی را خشنودی خداوند قرار میدهند. در نتیجه کار و وظیفهشان، ارزش معنوی به خود میگیرد، چراکه زیبایی عمل به ارزش معنوی آن است و ارزش معنوی نیز در گرو اطاعت از خداوند و انجام دادن کار تنها به خاطر رضای او.
یادش بخیر معلمی داشتیم که هر روز با یک خلق متفاوت وارد کلاس میشد. به همین دلیل بین دانشآموزان کلاس این جمله زمزمه میشد که باز دیشب آقای معلم با خونه دعواش شده، پس ساکت باشیم تا تنبیهمون نکنه! روز دیگر با خنده وارد میشد و ما میفهمیدیم که امروز اوضاع امن و امان است! این اخلاق دوگانه معلم ما باعث اذیت دانشآموزان شده بود. در صورتی که نباید زندگی شخصی و کار را با هم ترکیب کنیم. چون هر کس بنا به ظرفیتش مشکلی دارد. ما نباید کنشی را به منظور واکنش خاصی از طرف مقابل انجام دهیم. ما اگر مهربانیم، چون مهربانی ویژگی ماست. اگر مؤمن هستیم برای خودمان و آرامش خودمان مؤمن هستیم نه برای نشان دادن به مردم یا خریدن قسمتی از بهشت!
اگر به مردم در محل کار خدمت میکنیم، چون شغل ما این را ایجاب میکند. حتی اگر ذاتاً مهربان نباشیم. پس یا شغل خود را متناسب با خلق و خوی خویش انتخاب کنیم یا اگر مشغول شغلی هستیم، درست حق وظایف خود را بجا آوریم. ختم کلام اینکه ما انسان هستیم و انسانیت باید صفت بارز ما انسانها باشد! مشتریمداری و اخلاقمداری را یاد بگیریم و آن را در بطن زندگیهایمان به کار بندیم. نوع دوستی را یاد گرفته و طبق نفع و سود خود به قشر پایینتر از خود، به خصوص در این شرایط بحرانی جامعه که درگیر بیماری همهگیر کرونا هستیم ضرر و زیانی وارد نکنیم.