
پس از پنج سال جنگ تمام عیار در صعده و استانهای شمالی یمن، شعله جنبش حوثیها نه تنها خاموش نشده بلکه به طور روز افزون در حال گسترش است.
مردم یمن هر ساله در 26 سپتامبر (چهارم مهر) انقلاب و پیروزی جمهوری و شکست نظام امامت خاندان حمیدالدین (26 سپتامبر 1962) را جشن میگیرند و سالهای سلطنت را «روزگاران سرکوب، استبداد و محرومیت» مینامند. امسال مردم این مراسم و جشن را با حزن و غم برگزار کردند زیرا ارتش یمن با حمایت نیروی هوایی سعودی مردم بیگناه استان صعده و شش استان حومه را بمباران و عده زیادی از مردم بیگناه کشته و آواره شدند و محافل حقوق بشر و جمعیتهای انسان دوست نسبت به این عملیات اعتراضات جهانی و منطقهای برگزار کردند. آگاهان به مسائل یمن و جنوب شبه جزیره عرب پرسشهای اساسی دارند، از جمله:
1-چرا ارتش یمن با به کارگیری انواع سلاحها و حمایتهای عربستان سعودی و آمریکا، توان نهایی کردن این جنبش را نداشته است؟
2-چرا جنبش حوثی پس از شش نبرد مسلحانه و سرکوب سازمان یافته از سوی صنعاء روز به روز در حال اقتدار است؟ آنها در شش نبرد اگر نگوییم پیروز بودهاند شبه پیروز از صحنه جنگ خارج شدهاند.
بانگاه شتابان به مراحل شش گانه منازعه میان حوثیها و صنعاء میتوان به ادعای فوق رسید:
1-جنگ اول در 18 ژوئیه 2004 در منطقه صعده آغاز و با کشته شدن حسین حوثی رهبر جنبش جوانان مؤمن پایان یافت. محدوده جغرافیایی این عملیات در بلندیهای منطقه صعده بود.
2-جنگ دوم در پایان ژانویه 2005 آغاز و گسترش عملیات نظامی از کوه مران به شهرستان حیدان توسعه یافت.
3-جنگ سوم در مارس 2006 شروع و محدوده جغرافیایی عملیات جنگ و گریز در سراسر شهرستانهای حومه صعده همچون «ساقین»، «المجز» و «حیدان» گسترش یافت و دامنه نبرد تا مرکز خود استان صعده کشیده شد. جنگ به خاطرمسائل انتخابات ریاست جمهوری و شهرداریها که در دسامبر 2006 برگزار شد پس از یک توافق سری میان طرفین متوقف شد.
4-جنگ چهارم در آوریل 2007 . جنبش جوانان مؤمن تمام استان را به محل عملیات نظامی علیه ارتش یمن تبدیل کردند. در این نبرد به مؤسسات و نهادهای دولتی، امنیتی و نظامی آسیب جدی رسید. در چهار جنگ جنبش حوثیها و هواداران از عملیات پارتیزانی و جنگ و گریز استفاده میکردند.
5-جنگ پنجم در فوریه2008. جنبش حوثی از سلاحهای متوسط و سنگین علیه ارتش و نیروهای غیر نظامی صنعاء استفاده کرد و این جنگ زنگ خطر برای ؟؟ صنعاء بود.
دایره عملیاتی و منازعه میان طرفین: استان صعده، منطقه بنی حشیش (بخشی از صنعاء پایخت یمن است) و منطقه حرف سفیان (بخشی از استان عمران)، بوده است. این عملیات نشانگر توسعه گستره عملیات نظامی و تحول کیفی در بنینه و تعامل نظامی حوثی با صنعاء بوده است. ژنرال علی عبدالله صالح در شرایط سخت وساطت قطر را پذیرفت و طرفین به توافقاتی رسیدند که مهمترین آنها پایان بخشیدن به شورش و بازگرداندن نهادهای دولتی و نظامی در استانهای شمالی یمن و اجرای برنامههای توسعه و تقسیم عادلانه قدرت و ثروت میان قبایل منطقه و قبایل صنعاء بود. طرف یمنی و حامیان منطقهای آن این توافقات را جهت کسب فرصت برای بازسازی و ترمیم قوای نظامی خود پذیرفته ولی پس از یک جنگ روانی و تبلیغاتی که همزمان در صنعاء و ریاض آغاز شد، زمینهها جهت جنگ ششم فراهم شد.
6-جنگ ششم در آگوست 2009 آغاز و در حقیقت یک جنگ تمام عیار و گسترده بوده و کشتارها و قتل عامها، نشانگر عصبانیت و فشارهای روانی فرماندهان ارتش صنعاء بوده که ناشی از شکست گذشته بوده است.
این جنگ با هماهنگی سیاسی، نظامی و امنیتی میان ریاض و صنعاء بوده و حتی دوستان ژنرال علی عبدالله صالح نتوانستند صنعاء و ارتش مسلح به انواع سلاحهای آن را به عنوان پیروز این جنگ قلمداد کنند.
قتل عام پچهها و زنان بیگناه شیعی در صعده و روستاهای عقب مانده آن نشانگر شکست کامل برنامهها و طرحهای راهبردی صنعاء بوده است.
* عوامل شکست ارتش صنعاء
1-به کارگیری نیروهای غیر نظامی از قبیله حاشیه و نیروهای نظامی از منطقه جنوب و مرکزی یمن در این جنگ یک اشتباه راهبردی بوده است، زیرا نیروهای ارتش با جزئیات جغرافیایی و عوامل هموار و ناهموار آن ناآشنا بوده اما قبایل حاث پیوندهای سنتی و تاریخی با قبایل منطقه صعده دارند.
2-رقابت میان ژنرال علی محسن الاحمر فرمانده عملیات منطقه شمال یمن و سرهنگ احمدعلی عبدالله صالح پسر رئیس جمهوری یمن و فرمانده گارد ریاست جمهوری مانع از یک انسجام نظامی و هماهنگی سیاستهای راهبردی جهت فیصله دادن به این بحران بوده است.
3-نیروهای سلفی به ویژه هواداران کیش وهابی سعودی که سعی داشتند به این جنگ رنگ و لعاب مذهبی بدهند و آن را در قالب یک فتنه مذهبی و طایفهای قراردهند، یک اشتباه تاریخی کردند زیرا آنها در این رهگذر احساسات نهفته زیدیهایی که در بدنه ارتش و نخبگان یمن هستند را تحریک کردهاند.
4-اشتباهات صنعاء در مدیریت بحرانها و نابسامانیهای سیاسی و اقتصادی در استانهای جنوبی یمن باعث همدردی و همبستگی مردم یمن چه سنی و چه شیعی با جنبش حوثیها در صعده و استانهای شمالی یمن شده است.