کد خبر: 101790
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۸:۰۷
محمدرضا هادیلو


در اتاق یک بیمارستان دو مریض خوابیده بودند. یکی از آنها در کنار پنجره و دیگری کنار در اتاق. مریضی که کنار در اتاق بیمارستان بستری بود به علت شکستگی کمر قدرت چرخیدن به سمت هم اتاقی خود را نداشت، به همین دلیل هر روز از مریض کنار پنجره می‌خواست که هر آنچه از بیرون می‌بیند را برایش تعریف کند.
مریض کنار پنجره نیز می‌گفت که آن طرف پنجره و بیرون از بیمارستان، جنگلی زیبا وجود دارد که درختانش تا کوهپایه‌های کوهی زیبا امتداد دارند.
پرندگان روی شاخه‌های درختان لانه کرده و خورشید هر صبح از پشت آن کوه‌ها به آنها سلام می‌کند.
رودی زلال و جاری نیز از وسط جنگل می‌گذرد و از این نقطه می‌توان حتی سنگ‌های کف رودخانه را مشاهده کرد.
مریضی که کنار در اتاق بستری بود، هر روز هزار بار آرزو می‌کرد که می‌توانست آن مناظر را ببیند تا اینکه یک روز صبح هنگامی که از دوست خود درخواست کرد تا امروز هم مشاهداتش را از آن جنگل و کوه و رودخانه زیبا برایش توصیف کند، صدایی از او نشنید.
از پرستارش پرسید که دوستش کجاست؟
و پرستار گفت: دیشب او با دارفانی وداع کرده ... مرد از پرستار خواست تا کنار پنجره برود و به یاد دوست از دست رفته‌اش هر آنچه را که می‌بیند برای او بگوید. پرستار به کنار پنجره رفت و گفت: هیچی آن طرف پنجره نیست به جز دیوار بلند آجری بیمارستان که اجازه نمی‌دهد چیزی معلوم شود. آنطرف پنجره فقط سنگ و سیمان است که به روی هم چیده شده‌اند و دیوار زشتی را ساخته‌اند، همین!
مرد گفت: اما دوست من هر روز از یک جنگل زیبا و کوهی سربه فلک کشیده و رودخانه‌ای آبی و جاری صحبت می‌کرد...
و پرستار گفت: شاید! اما اگر نمی‌دانستی بدان، هم اتاقی تو یک نابینا بود...
به آسمان بگو گر چه من کورم، روزی تو را خواهم دید.
به آسمان بگو پروازت را نگاه خواهم کرد و بلندای وجودت را در طوفان حوادث خواهم دید.
به آسمان بگو عقاب مغرورت را روزی در صفحه دلت شکار خواهم کرد و سنجاقک زیبا را در هوای بهاری‌ات به پرواز در خواهم آورد.
من ابرهای سفیدت را رنگ می‌کنم و باد آنها را به رقص در می‌آورد.
من پرواز پرستو را به خاطر می‌سپارم چون ای آسمان تو پهنای بی‌پایانی!
زیبایی و در چشمان بی‌نور من، دو چندان زیباتر...
و من روزی بالا می‌آیم و برای همیشه در کنار تو هم خواهم ماند.
مرا بپذیر...!!!
مرا بپذیر گرچه چشمم نابیناست اما دلم مملو از عشق خالقیست که نعمت‌های بی‌کرانش را از من دریغ نکرده.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار