پرونده نوزدهمین دوره رقابتهای لیگ حرفهای فوتبال ایران هم بسته شد بیآنکه تغییرات قابل توجهی را نسبت به دورههای قبل شاهد باشیم یا حتی روزنه امیدی برای گام برداشتن به سوی حرفهای شدن واقعی برداشته شود. لیگ نوزدهم تکرار مکررات بود و مانند گذشته سرشار از مشکلات حاشیهای! لیگی که اگر چه نکات مثبتی را هم در خود جای داده بود، اما نکات منفی آن به اندازهای پر شمار بود که بیهیچ تردیدی اجازهای برای دیده شدن نقاط مثبت آن نداد تا همچنان در نقطه پایان مورد نقد قرار گیرد.
مدیریتهای پر حرف و حدیث و ناکارآمدی که مثل همیشه بدهیها و هزینههای هنگفتی را رقم زد و یک بار دیگر فوتبال ایران را با فیفا دست به گریبان کرد و تهدیدهای این نهاد فوتبالی را در پی داشت. این، اما اندکی از حواشی لیگ نوزدهم بود. این فصل هم یکی از معضلات اصلی قضاوتهای پر اشتباه و بحثبرانگیز داوران بود که اتهامات زیادی را متوجه مردان سیاهپوش میدانها و به طور کلی جامعه داوری کرد. درست مانند فصول قبلی و بیهیچ تغییر یا راهکاری برای بهتر شدن! حال آنکه بعد از جدایی فغانی و پایان داوران نامی فوتبال ایران انتظار میرفت کمیته داوران برنامهای حساب شده برای مطرح کردن نام داوران ایرانی در آسیا و ترتیب دادن لیست الیت قوی داشته باشد. اما چطور میتوان با وجود قضاوتهای پر حرف و حدیث و بحثبرانگیز انتظار خودنمایی در آسیا را داشت؟!
از سوی دیگر تغییرات پر تعداد مربیان روی نیمکت تیمها و حتی تغییرات مدیریتی در باشگاههای مختلف نشان از ضعف فنی لیگ نوزدهم داشت، به طوریکه در برخی تیمها شاهد حضور حتی سه مربی در طول یک فصل بودیم؛ اتفاقی که جز به حرفهای نبودن و پایین بودن سطح فنی لیگ برتر فوتبال ایران ارتباط ندارد. اما نکته حائز اهمیت دیگری که نشان از پایین بودن سطح کیفی لیگ نوزدهم داشت، حضور شیخ دیاباته استقلال با ۱۳ گل در صدر جدول گلزنان تا هفته بیستونهم بود که نشان از ضعف مفرط خط حمله و مهاجمان تیمهای حاضر در لیگ داشت.
اگر چه نزدیک بودن امتیازهای تیمهای لیگ که باعث میشد در پس یک پیروزی یا تساوی تیمی چندین پله سقوط یا صعود داشته باشد نیز از دیگر عواملی بود که ثابت میکرد بعد از گذشت ۱۹ دوره از حرفهای شدن لیگ فوتبال ایران همچنان شاهد لیگی در حد آماتور باشیم که نمیتوان حساب ویژهای روی فنی آن باز کرد؛ مسئلهای که با حذف زود هنگام نمایندههای ایران در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا نیز بارها و بارها ثابت شده است. حال آنکه به سادگی و با الگوبرداری از لیگهای موفق دنیا میتوان در مسیر حرفهای شدن و موفقیت گام برداشت، اما یک بار دیگر و با پایان نوزدهمین دوره از لیگ حرفهای فوتبال ایران و با نگاهی گذرا به اتفاقات، حواشی، نتایج و سرانجام آن میتوان دریافت کمتر کسی از مسئولان به این مهم (گام برداشتن در مسیر حرفهای شدن و موفقیت) میاندیشد که اگر غیر از این بود بعد از گذشت ۱۹ سال باید شاهد اندکی تغییرات مثبت بودیم که بتواند روزنه امیدی برای آیندهای بهتر باشد.