سرویس حوادث جوان آنلاین: ۲۴فروردینسال۹۶ مأموران کلانتری۱۶۳ ولنجک از مرگ مشکوک یک مربی بدنسازی در یکی از بیمارستانهای شهر با خبر و راهی محل شدند. با حضور مأموران در محل شواهد نشان داد یزدان ۳۵ساله در یک حادثه تصادف با دو مرد جوان درگیر و در آن درگیری به خاطر ضربه با جسم سخت به سرش زخمی شده، اما بعد از انتقال به بیمارستان بر اثر ضربه مغزی فوت میکند.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی، مأموران در بررسی فیلم دوربینهای مداربسته موفق شدند، دو سرنشین پراید به نامهای بابک و داریوش را شناسایی و هر دو مرد جوان را بازداشت کنند.
دو مرد جوانتحت بازجویی قرار گرفتند و بعد از اقرار به جرمشان، بابک در اظهاراتش گفت: آن شب همراه داریوش از بام تهران به خانهمان بر میگشتیم که ناگهان راننده پژو ۲۰۶ جلوی راهمان پیچید و با هم تصادف کردیم. راننده پژو مقصر بود به همین خاطر خواستیم تا آمدن پلیس در محل تصادف بماند، اما او گفت عجله دارد. یزدان همراه دوستش بود. آنها اصرار داشتند محل را ترک کنند این شد که کار به درگیری رسید. متهم درباره نحوه قتل گفت: مقتول مربی بدنسازی بود و بدن ورزیدهای داشت. به همین دلیل وقتی به طرف ما حمله کرد مجبور شدم برای دفاع از خودم میله داربستی را که کنار خیابان افتاده بود، بردارم و به یزدان بزنم. باور کنید قصد قتل نداشتم، اما ضربه ناخواسته موجب مرگ او شد. بعد از این توضیحات داریوش نیز با تأیید این توضیحات به جرمش اقرار کرد.
بابک به اتهام قتل عمد و شرکت در نزاع دستهجمعی و داریوش به اتهام شرکت در نزاع دسته جمعی راهی زندان شدند و پرونده در اولین جلسه روی میز هیئت قضایی شعبهدوم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. در آن جلسه متهم بعد از درخواست قصاص از سوی اولیایدم، هیئت قضایی بنا به شواهد و مدارک موجود، بابک را به قصاص و سهسال حبس و داریوش را نیز به سهسال حبس محکوم کرد.
حکم صادره به دیوانعالی کشور فرستاده شد و بعد از تأیید آن متهم در حالیکه در یک قدمی مرگ قرار داشت، توانست با پرداخت یکمیلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان دیه رضایت اولیای دم را جلب کند. به این ترتیب متهم روز گذشته از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت. بعد از اعلام رسمیت جلسه از سوی قاضی زالی مرد جوان در آخرین دفاعش گفت: قتل ناخواسته رقم خورد. وقتی میله را برداشتم قصد داشتم آنرا به پای مقتول بزنم، اما دوستش او را به سمت خودش کشید و میله ناخواسته به سرش برخورد کرد.
متهم در آخر گفت: برای پرداخت پول دیه خودم و خانوادهام خیلی به سختی افتادیم. قبل از حادثه آرایشگر بودم و با همسرم زندگی میکردم. اما وقتی بازداشت شدم همسرم از من جدا شد و رفت. از دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا هرچه زودتر آزاد شوم.
در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.