۱۷ شوال در تقویم کشورمان مصادف با روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری خمینی کبیر این نوید را میداد که در مقوله ورزش قهرمانان بنام و مدالآور این مرز و بوم راه و رسم پهلوانی را هم بیاموزند. هدف هم همین بود، قرار به کسب نتیجه و صرف آن هم به هر قیمت ممکن نبود. قرار بود نسلهایی در ورزش تربیت شوند که پهلوانی را مقدم بر قهرمانی بدانند، اما ....
اما هرچه جلوتر آمدیم پهلوانی کمرنگ و کمرنگتر شد تا رسید به تعدادی حرکت محدود و البته خودجوش ورزشکاران و از بین رفتن و محو شدن زورخانههایی که قرار بود راه و رسم فتوت، جوانمردی و پهلوانی را به نسلهای آینده بیاموزند. این شد که امروز در ورزش کشور شاهد چنین اوضاعی هستیم، اوضاعی که نه نشانی از پهلوانی در آن دیده میشود و نه بویی از مروت و جوانمردی از آن به مشام میرسد.
کار به جایی رسیده که حتی همین نام و نشان هم دیده نمیشود و همان چند زورخانه باقیمانده نیز کارشان را برعکس انجام میدهند و تا حد مکانهایی سالنمانند پایین آمدهاند. به بالا و پایین ورزش کشور که نگاه کنید چیزی جز زد و بند و فساد و افسارگسیختگی چیزی نمیبینید. ربطی هم به این فدراسیون و آن فدراسیون و این مدیر و آن مدیر ندارد. همه به یکدیگر انواع و اقسام اتهامات را میزنند. همین چند روز پیش شاهد جنجال رسانهای قرارداد سرمربی تیم ملی فوتبال، بحث المپیک، اختلافات مدیران قدیمی و فعلی ورزش بودید. حتماً خوب میدانید که چگونه مشغول دریدن یکدیگر هستند و برای آنکه خود و اطرافیانشان را نجات دهند دیگران را به لجن میکشند. راستی نسل فردای ورزش ایران فرهنگ پهلوانی را باید از چه کسانی بیاموزد. این مدیران و بزرگان که نسلهای قبلی را دیدهاند، سرانجامشان این شده، وای به حال نسل بعد که فساد افسارگسیخته مدیران امروز ورزش را به وضوح این روزها میبینند.
امروز روز فرهنگ پهلوانی است، اما کدام پهلوانی، کدام مروت و جوانمردی؟ اینها را باید از چه کسی آموخت، از رؤسای سابق فدراسیون فوتبال یا از رئیس کمیته ملی المپیک یا اینکه از وزیر ورزش؟ کدامیک از حرکات و سکنات این آقایان شمهای فقط شمهای از مرام و پهلوانی را به همراه دارد که توقع داشته باشیم ورزشکارمان پهلوانی بیاموزد و به نسل بعد منتقل کند.
فرهنگ پهلوانی و جوانمردی حلقه گمشده ورزش است. اینقدر گم که حتی نامی از آن هم دیده نمیشود. امروز حتماً مراسمهایی برگزار میشود و جملات و کلمات مشعشعی از آقایان در خصوص پهلوانی و جوانمردی میشنویم. جملات تهوعآور از دهانهایی که بوی تعفن فسادشان خیلی وقت است که به مشاممان رسیده است. امروز همه از پهلوانی میگویند و از مروت و جوانمردی، اما در پس آن به دنبال دریدن یکدیگر هستند و در پی خالی کردن میلیاردی بیتالمال و جیب مردمی که این روزها برای ارتزاق روزانهشان با هزار و یک مشکل روبهرو هستند.
کدام پهلوانی و جوانمردی، وقتی دیگر حتی گود زورخانه هم ارزش و اعتبار سابق خود را ندارد و ملعبه عدهای برای رسیدن به مطامع سیاسیشان شده، از کدام پهلوانی و مروت باید نوشت، وقتی ورزشکار تربیت شده این سیستم میلیاردمیلیارد پول را ناچیز میشمارد و اصلاً نمیداند که درد زندگی مردم چیست. بگذریم که تعدادی انگشتشمار خودشان را جدا کردهاند و دغدغه مردم را دارند که به همانها هم دلخوشیم. همانها که اگر نبودند باید فاتحه این ورزش با مدیرانش را میخواندیم، اما بد نیست که به آقایان یادآوری کنیم قرار بر این نبود. قرار بود به قهرمانان راه و رسم پهلوانی بیاموزیم. قرار بر این بود که همه چیز در کسب مدال، موفقیت و پیروزی آن هم به هر قیمتی خلاصه نشود. قرار نبود اینها متر و معیار سنجش عملکرد مدیران شود، اما همه اینها اتفاق افتاد تا امروز و در روز فرهنگ پهلوانی دلتنگ غربت پهلوانان واقعی ورزش کشور باشیم. همانها که اگر هم هستند اینقدر گمنامند که حتی امروز هم نامی از آنها برده نمیشود.