«روایتهایی از روزهای اوجگیری نهضت اسلامی در ارومیه» در گفتوشنود با محمد پیرپور
در روز دوم بهمن ۱۳۵۷، تانکی در برابر مسجد اعظم ارومیه مستقر شد. همزمان ارتشیها نیز شلیک مستقیم به مردم را آغاز کردند. یکی از انقلابیون، پرتابهای را به سوی آن تانک انداخت. راننده هم راه خود را گم و به تیر برق برخورد کرد و تیر نیز روی تانک افتاد! آن تانک، چون به نزدیکی مسجد آمده بود، گلولهای به سمت گنبد مسجد شلیک و آن را سوراخ کرد، اما به ساختمان مسجد آسیبی نرسید! پس از گذشت مدتی نیروهای ارتش فرار کردند
کد خبر: ۱۳۴۱۹۹۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
«گفتنیهایی ناگفته از ادوار گوناگون مبارزات انقلاب اسلامی» در گفتوشنود با مهندس اصغر جمالیفرد
وقتی انقلاب پیروز شد، مادرم رفته بود خدمت امام و گفته بود: فرزند ما پیش شما کار میکرد، حالا کجاست؟ امام گفته بودند: نگران نباش، میآید. من در ۱۷ شهریور برادرم را از دست دادم، اما خبر نداشتم تا اینکه از پاریس یک بار به خانه زنگ زدم و پدرم گفت: این اتفاق افتاده است. به هر صورت وقتی به خانه برگشتم دیدم مادرم پیر شده است. طبیعی بود، چون یکی از پسرهایش که من بودم فرار کرده و بعد هم مفقودالاثر بودم.
کد خبر: ۹۴۹۵۴۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۲/۲۶