سرویس ورزشی جوان آنلاین: این جمله را همین ابتدا گفتیم تا مدیرکل خوش سابقه و خوش اخلاق و کاردان ورزش ایران با سابقه مدیرکلی استان مازندران و مدیرکلی دفتر توسعه ورزش کشور که یادگار خوبی مثل دو دوره المپیاد نوجوانان و جوانان را در کارنامه خود دارد حساب کار خود را بداند و خیلی رک و بی پرده سراغ اصل موضوع برویم.
سعادتمندی که با پشتوانه بانک سرمایه و راه اندازی تیم والیبال سرمایه خدمات زیادی به جهت جذب منابع به ورزش باشگاهی و ملی کرد باید بداند که باشگاه استقلال همانند میدان مین پر خطری است که به هر طرف بچرخد ممکن است او را ببرند روی هوا!
از راننده که در اختیار اوست تا نگهبان دم در باشگاه و مدیران بخشهای مختلف و آبدارچی و بوقچی باشگاه تا حکومت مطلقه لیدرها و تعدادی جیره خواران همیشگی که اگر یک روز به ایشان نرسانند یک بحران بزرگ برایش درست میکنند هر کدام سهمی بسزا در نحوه مدیریت سعادتمند دارند.
شاید برای همین است که احمدآقای سعادتمند قبل از آنکه با پیشکسوتان باشگاه و کارشناسان رسانه نشستی بگذارد یکی یکی لیدرها را صدا کرده و از ایشان مشورت برای ادامه کار گرفته و معلوم است که او از قدرت و جولانگاه این لیدرها روی سکوها و درون باشگاه آگاه است!
اما حاج احمد که گفته اجازه نمیدهد یک آجر از استقلال خارج شود را به این سمت میبریم که آجرهای طلا از باشگاه همین الان هم خارج میشود و شما یا نمیبیندید و یا ناچارید نبینید!
این قراردادهای که با بازیکنان زوار در رفته خارجی به طور یکطرفه بسته شده و یکی یکی استقلال را در فیفا محکوم به پرداخت حق و حقوق خارجیان میکند چیزی جز خروج دلارها و آجرهای طلایی رنگ از باشگاه نیست.
جناب سعادتمند!
بواسطه شناختی که داریم خدمتتان عرض میکنیم که سرنا را از سر گشادش گرفته اید و این صدای ناهنجار بزوی از همه طرف به گوش جامعه و خود شما خواهد رسید.
شما اول از همه کاش همه پیشکسوتان باشگاه را دعوت میکردید تا از بین خودشان یک هیت مدیره انتخاب میکردند و خیالتان از آنها راحت میشد تا بهترین مشورتها را هم از ایشان بگیرید.
کاش چند کارشناس رسانه را دعوت میکردید و راهنمایی میخواستید تا راه و چاه را بگویند چه اینکه هرکدام از این رسانه ایها به اندازه عمر مدیریتهای شما تجربه کار در حوزه فوتبال و استقلال و پرسپولیس دارند.
کاش در کنار دعوت از عالیجنابان شیپورچی از چند نفر کار کشته و دوستان چند ساله خود دعوت میکردید تا آنها راه بهتر رفتن روی تیغ تیز دولبه را به شما میگفتند.
اما فعلا گویا نیازی به مشورت ندارید...
انشالله که همیشه همینطور باشد و گل و بلبل کنارتان، ولی باش تا صبح دولتت بدمد...
یک توپ گرد ده سانت اینطرف یا آنطرف برود تمام داشتهها و سوابق مدیریت شما بسته میشود و خدا حافظ.
یعنی خوتان میروید و دیگر پشت سرتان را هم نگاه نمیکنید.
فتح الله زاده با آن عشق و عطشی که داشت برای مدیریت وقتی آمد داخل گود و دید قضیه با ۵ سال پیش خیلی فرق کرده گذاشت و در رفت.
حالا شما با دو سه دوست سفارشی که تحمیلی هم هستند چه خواهید کرد ما دعا میکنیم استقلال با شما موفق باشد.