
میثم رشیدی مهرآبادی - نمیدانم «سیدمهدی موسوی» را چه میشود که وقتی دوربینهایمان را میبیند، اینگونه جلو میآید و در مقابلمان گارد میگیرد: «بخشنامه دادهاند که هرگونه عکسبرداری و تصویربرداری ممنوع است.» واقعاً حالا که در جیب هر شهروندی یک گوشی موبایل دوربیندار جاخوش کرده، این چه بخشنامهای است. پس اعتبار کارتهای خبرنگاری ما چه میشود؟ اگر وضعیت آسایشگاه مناسب است که عکسهایش باعث رو سفیدی میشود و اگر وضعیت اسفبار است که قلمها، برششان بیشتر است. تازه وقتی جانباز شفعیی که روی تختش مشغول روزنامهخوانی است از ما میخواهد که عکس نگیریم، لنز همه موبایلها بسته میشود. ما آمدهایم برای عیادت؛ آن هم به بهانه هفته دفاع مقدس. از جاهای دیگر هم آمدهاند، سازمان انتقال خون را از آرم ماشینشان میشناسیم و بسیج راهآهن را از گفته خودشان. کل آسایشگاه راهرویی طولانی است که در دو سویش اتاقهای انفرادی جانبازان 70 درصدی قرار گرفته که عمدهشان ضایعات نخاعی دارند. جانباز کرمانشاهی تحویلمان میگیرد اما نگار خیلی حوصله ندارد. معلوم است که حتی یادآوری خاطرات گذشته هم برایش سخت است. گل و شیرینیاش را تقدیم میکنیم و خداحافظی... اما جانباز شفیعی که نقاش است و اهل مطالعه، چند دقیقهای هم از مسؤولیت ما قلم بهدستان میگوید. جالب اینکه قاب معرق بالای سرش هم به ما گوشزد میکند که:«بیخبران غمت، بیخبر از عالمند...»
در و دیوار برخی اتاقها پر است از پوسترهای تبلیغاتی دکتر احمدینژاد؛ و چقدر این مرد جا کرده است در دل این جماعت؛ اگرچه فرصتی نیست تا پای این صحبتها را وسط بکشیم و مثلاً نظرشان را از سفر اخیر آقای رئیس جمهور به نیویورک جویا شویم.
چه زیبا دل بریدهاند از دنیا این آسمانیان خاکنشین. انگار آماده آمادهاند برای پرواز. کل وسائل اتاقشان یک تخت مواج است تا زخم بستر نگیرند و چند جلد کتاب و یک تلویزیون که تقریباً همه جا ردش پیداست. شاید میخواهند بگویند که همدم تنهاییشان همین جعبه جادویی است. اما نمیدانم چرا همه تلویزیونها خاموش است. شاید منظورشان این است که این همدم، هیچ حرفی برای همدلی ندارد!
بالکن برخی اتاقها به روی پارکی است در آن سوی خیابان و نمایی از مردان و زنانی که یکی یکی میآیند و میروند. بچهریزههایی که بالا و پایین میپرند و چه میکنند با دل اویی که 20 سال، پاهای لمسش را روی ویلچر به این سو و آن سو برده است. شاید گنجشککان غمگین چنار روبهرو، درددلهای او را با خدا در دل شب بشنوند و همکلامش شوند.
راستی دنیای مکاره امروز فرصتی برای سر زدن به آسایشگاههای جانبازان برای من و تو باقی گذاشته است؟!...