کد خبر: 984985
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۹
محمود حکیمی
حکایت آشنایی در فرهنگ فارسی هست که می‌گوید: «یک دیوانه سنگی در چاه انداخت که صد عاقل هم نتوانستند آن را در بیاورند.» همه می‌دانیم که این حکایت در موردی به کار می‌رود که بلاهت عمل یک فرد باعث گرفتاری افراد زیادی می‌شود و اگر بخواهیم این روز‌ها مصداق روشن و بارزی برای این حکایت پیدا کنیم، بی‌شک و تردید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، و تصمیمش برای انجام حمله تروریستی صبحگاه روز جمعه مصداق بارز این حکایت است. او با این حمله و به شهادت رساندن سردار قاسم سلیمانی به همراه ابومهدی المهندس و چند تن از یاران‌شان در چشم به هم‌زدنی منطقه را به آشوب کشیده و به یکباره شرایطی را که چندان هم بغرنج نبود، چنان به هم زد که عبارت «جنگ جهانی سوم» در شبکه‌های اجتماعی از پرکاربرد‌ترین عبارات شد.

رابرت دیوید استیل در یادداشت خود در وب‌سایت وترنز تودی علامت سؤال در برابر این عبارت می‌گذارد و در ادامه به نکته قابل‌توجهی اشاره می‌کند. نکته موردنظر او توجیهی است که برای ترور شهید سلیمانی به ترامپ گفته شده تا او تصور کند که این ترور معادل ترور بن‌لادن است، اما دیوید استیل با نوعی خوش‌بینی نسبت به ترامپ می‌گوید که او را در این مورد فریب دادند و «به او نگفتند که ترور سرلشکر قاسم سلیمانی در خاک عراق درست معادل ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند است که بهانه‌ای برای جنگ جهانی اول شد.» آرشیدوک، ولیعهد امپراتوری اتریش- مجارستان بود و ترور او در ژوئن ۱۹۱۴ در شهر سارایوو نقطه شروعی برای جنگ جهانی اول بود. نمی‌توان گفت که منظور استیل از این مقایسه شروع جنگ جهانی سوم است، اما بی‌شک اصل مقایسه او نکته اصلی منظورش است تا معلوم شود که ترور شهید سلیمانی همانند ترور فردیناند نقطه شروعی برای یک رشته تحولات بزرگ است. به عبارت دیگر، ترامپ متوجه نشده که با این ترور همانند ترور ۱۹۱۴ راه بی‌بازگشتی را شروع کرده و شرایط دیگر مثل گذشته نخواهد بود.

اولین جرقه از تغییر شرایط با سخنان هادی العامری زده شد که روز شنبه در مراسم تشییع سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس، رو به همرزم قدیمی خود کرد و گفت: «ابومهدی! خونب‌های تو اخراج همیشگی نیرو‌های امریکایی از عراق و تحقق حاکمیت ملی عراق است.» همچنان که عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق، و دیگران تأیید کرده‌اند، حمله تروریستی امریکا در عراق آشکارا نقض حاکمیت دولت این کشور است که باید آن را از مصادیق جنایت جنگی دانست. عامری با این حرف گام نخست را برای اعاده حاکمیت ملی کشورش برداشت و این گام ممکن نبود مگر با خطای بزرگی که امریکا با ترور سرداران مقاومت انجام داد. از سوی دیگر، ترامپ بعد از این اقدام خود به طور کلی صورت مسئله چیزی به نام مذاکره را پاک کرد و حتی اگر او بعد از انتخابات نوامبر آینده برای یک دوره چهارساله دیگر هم انتخاب شود، نمی‌تواند از مذاکره با ایران حرف بزند. شاید او تصور کرده که با این حمله خواهد توانست ایران را برای انجام مذاکره تحت فشار قرار بدهد، اما باید گفت که در این تصور سخت در اشتباه بوده و نتیجه اقدامش هر مسیری به سمت مذاکره را مسدود کرده است. نکته سوم مربوط می‌شود به امنیت امریکایی‌ها در منطقه که ترامپ به شدت امنیت آن‌ها را به خطر انداخته است. شکی نیست که ایران بر اساس اصول بین‌الملل حق مقابله به مثل دارد، اما اینکه چگونه از این حق استفاده خواهد کرد، نامعلوم است. ایران برای اجرای این حق خود طیف گسترده و متنوعی از گزینه‌ها را در اختیار دارد. می‌توان در جای جای منطقه اهدافی برای ایران یافت که به شدت آسیب‌پذیر هستند. ارتش امریکا با تمام توان خود هم نمی‌تواند امنیت آنان را تضمین کند. امروز هم اهداف امریکایی نسبت به قبل بیشتر شده و هم توان حمله تغییر قابل‌توجهی کرده است. بنابراین، ترامپ در مورد حمله تروریستی روز جمعه خود سخت دچار اشتباه شده که فکر می‌کند برای حفظ جان امریکایی‌ها دست به این اقدام زده بلکه او با این کار تمام امریکایی‌ها از مقامات ارشد این کشور تا افراد عادی را به خطر انداخته است و اجازه مشروعی به ایران داده تا گزینه دلخواه را در زمان و مکان مناسب انتخاب کند. در این صورت، منطقه خاورمیانه برای امریکایی‌ها مثل قبل از ترور روز جمعه نخواهد بود و امریکا وضعیت بی‌بازگشتی را برای آن‌ها رقم زده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار