سرویس ورزشی جوان آنلاین: شما به بیانیه پر از تضاد باشگاه استقلال نگاه کنید که چگونه خواسته مشکل را به گردن استکبار جهانی بیندازد! و تحریمها را عامل نرسیدن پول به استراماچونی دانسته است. در حالیکه وقتی قرارداد این مربی داشت منعقد میشد هم او و هم باشگاه استقلال از تحریمها باخبر بودند و یقینا راه حل دومی برای نحوه پرداخت حقوق استراماچونی در نظر گرفته شده که این راه را مدیریت باشگاه به موقع و درست طی نکرده برای همین استراماچونی زمانیکه تیم را به اوج موفقیت و محبوبیت رسانده و با توجه به مفاد قراردادی که یقینا یکطرفه به سود او و ضرر باشگاه بسته شده با استفاده از بندهای همین قرار داد استعقفا داده است.
یک سوال از امیر حسین فتحی مدیر عامل استقلال داریم که خودش دانش آموخته حقوق است و مسلط به امور.
آقای فتحی! چطور شما از تحریمهای ظالمانه آمریکا در این بلبشو برای دفاع از خود سخن میگویید حال آنکه در همین بیانه مدعی شده اید که پول استراماچونی روز ۱۸ آذرماه دوشنه دقیقا یک روز پس از استعفای اوبه حسابش واریز شده.
یعنی یک روز پس از استعفای استراماچونی چرا این پول واریز شده و حتما قبل از این تذکری از سوی وکیل سرمربی خود دریافت کرده بودید پس چرا برای اینکه کار به اینجا نرسد پول استراماچونی را گذاشتید بعد از استعفا پرداخت کنید؟
با این وجود اطمینان داشته باشیم که همین مورد را هم شما به قطع و یقین درست میگوید؟ یعنی الان پول و حقوق مورد توافق در حساب استراماچونی هست؟
شک نداریم اگر حقوق وی پرداخت شده باشد او بعد از ظهر سرتمرین حاضر خواهد شد و هواداران نگران نباشند که استراماچونی از ایران جای بهتری ندارد که اگر باشد حتما میرود همانند همان مهاجم خوب دو فصل پیش استقلال؛ و نگرانیم که نشود جریان مهاجم خوب دو فصل پیش استقلال که میتوانستید از انتقالش برای یکسال باشگاه در امد کسب کنید، اما گذاشت و رفت عربستان و یک ریال هم به استقلال نرسید، چون قراردادش یکساله و به صورت باز بوده است.
اکنون هم قرارداد این سرمربی احتمالا طوری بسته شده که هر وقت بخواهد براساس یک بند بسیار کوچک و به قول خودمان با کوچکترین بهانهای او میتواند برود و تمام حق و حقوقش را هم دریافت کند. تا دلتان هم بخواه ما در این قراردادها بهانه دست طرف خارجی میدهیم!
مشکل از قوانین نیست. مشکل از دلالهایی است که قراردادها را مینویسند و مدیران باشگاهی ما هم امضا میکنند حال آنکه امیرحسین فتحی مسلط به قوانین حقوقی هستند و این انتظار از وی میرود که طوری قراردادها تنظیم شود که چنین اتفاقاتی نیفتد.
شده حکایت قرارداد سرمربی تیم ملی که یکماه کلا در ایران بوده با دو باخت برابر دو تیم درجه دوم و سوم آسیا و دو برد برابر تیمهای درجه ۶ و چیزی حدود ۳۰ میلیارد تومن پول بی زبان را باید به او بدهیم.
تیم ملی هم در آستانه حذف از دور اول مقدماتی جام جهانی است برای اولین بار در این سه دهه!
از طرفی نوع قرارداد با استراماچونی و زمان استعفای وی به گونه ایی است که آدم را به شک میاندازد که نکند همه اینها فضا سازی و جوسازی برای امتیاز گرفتن از وزارت ورزش است چرا که اگر در این موقعیت نتوانند از وزارت ورزش دستور ارزی برای پرداختها بگیرند وقتی که استقلال دو سه بازی درجا بزند نمیتوان اینقدر محکم جلو وزارت ایستاد.
شعارهای هواداران باشگاه استقلال را در حمایت از مدیر عامل را نگاه کنید تا به این نکته ظریفی که گفتیم پی ببرید.
خدمت هواداران خوب استقلال عرض میکنیم که نگران نباشند، چون به زودی استراماچونی سرتمرین آماده میشود و استقلال راه خود را ادامه میدهد، اما یک نکته را عرض کنیم خدمت وزیر ورزش که یکبار برای همیشه یک نماینده حقوقی برای استقلال و پرسپولیس تعیین کنید و تمامی قرارداد مربیان و بازیکنان خارجی دوتیم را این گروه یا نماینده حقوقی مستقیم در دست بگیرند و قراردادها و پرداختیها و دریافتیها با تایید این گروه صورت گیرد.
مرتضی فلاح مدیرکل حقوقی وزارت ورزش که پروندههای بسیاری را طی این مدت توانسته حل و فصل کند و از زمان حضورش در این مسئولیت کمتر پرونده ایی به ضرر وزارت ورزش بسته شده و هیچ شکایتی از وزارت علیه افراد حقیقی و حقوقی و رسانهها صورت نگرفته میتواند یک مشاور مورد اعتماد برای شخص وزیر باشد و تعجب میکنیم که چرا در زمان قراردادهای مربیان خارجی تیمهای ملی و تیمهای استقلال و پرسپولیس از تجربیات وی استفاده نمیکنند.
چون برخی حرکات را نمیتوان خیلی راحت هضم کرد و انگار یک جور شو بازی میکنند تا بتوانند با استفاده از افکار عمومی برای کسب امتیاز از وزارت ورزش بهره لازم را ببرند نکاتی را سربسته عرض کردیم و امیدواریم بعد از این شاهد این گونه موارد و تحریک هواداران پاک و احساساتی باشگاهها نباشیم. هر چند تا مدیران سفارشی انتصاب میشوند و بدون اینکه به هیات مدیره و هیات رییسه باشگاه پاسخگو باشند یک تنه همه کارها را میکنند آش همان آش است و کاسه همان کاسه.