سرویس سیاسی جوان آنلاین: پنجشنبه است، ۲۳ آبان ۹۸. ساعت از ۱۲ شب که میگذرد و به تاریخ رسمی، وارد ۲۴ آبان میشویم، خبر آغاز سهمیهبندی بنزین و بالا رفتن قیمت آن، روی خروجی خبرگزاریها قرار میگیرد. مردمی که گوشی به دست و از طریق پیامرسانها یا شبکههای اجتماعی مجازی در جریان خبر قرار میگیرند، شوکه میشوند؛ چه ناگهان و بیخبر! بهتزدهتر، اما آنانی هستند که در این ساعتها در کوچه و خیابان و جاده هستند و بیخبر از تصمیم دولت، به پمپ بنزین مراجعه کرده و طبق روال همه سالهای دولت تدبیر و امید که کارت سوخت حذف شده است، بدون کارت بنزین زدهاند و ناگاه درمییابند که باید سه برابر مبلغ همیشگی پول پرداخت کنند؛ به جای لیتری ۱۰۰۰ تومان، لیتری ۳۰۰۰ تومان! برخی حتی در ابتدا به متصدیان پمپ بنزین اعتراض میکنند و سر و صدا هم کمی بالا میرود که چرا پول بیشتری از آنان میگیرند و کارگران پمپ برایشان تصمیم دولت را شرح میدهند. شبی نگران برای ایرانیهاست و خبری هم از مسئولان نیست.
از سویی دیگر، آن بخش از خانوادههای ایرانی که عضوی از آنها در نیروی انتظامی یا راهنمایی و رانندگی و ... اشتغال به کار دارند، روز پنجشنبه و شب جمعه را آماده باش بوده و منزل نرفتهاند. این یعنی پیش بینی برای آنکه فضا متشنج بشود، انجام گرفته، گرچه همه نیروها از علت آماده باش مطلع نباشند. از همان شب، تجمع و اعتراض و پیش زمینههای آشوب و تخریب اموال شکل میگیرد. نگرانی مردم از مشکلات اقتصادی به نگرانی از ناامنی هم میرسد. آنان میان تصمیم سران سه قوه و اطلاع نرسانی دولت و آشوب آشوبگران میمانند. در تمام این لحظهها و ساعات پر استرس برای مردم، رئیس جمهور ایران یا خواب است، یا آنکه حداقل در شرایطی است که اصلاً در جریان قرار نمیگیرد مردم کشوری که او رئیس جمهورش است، هم اکنون به لحاظ روانی در چه شرایطی قرار دارند. خواب و بیخبر بودن رئیس جمهور ادعای ما نیست؛ سخن خود حسن روحانی است که میگوید: «من هم مثل همه مردم ایران، صبح جمعه مطلع شدم قیمت بنزین تغییر کرده است. چرا که این طرح را به شورای امنیت واگذار کرده بودم و به آنها گفته بودم که زمانش را به من نگویید!» و مگر میشود رئیس جمهور دروغ بگوید؟! فکرش را بکنید، زمانی که ما مضطرب بودیم، زمانی که بخشی از مردم به عنوان عضوی از خانواده نیروهای انتظامی و امنیتی کشور، آمادهباش بودند، زمانی که جرقه آشوب زده شد، زمانی که مردم در پمپهای بنزین ناگاه با قیمت سه برابری مواجه شدند، زمانی که در فضای مجازی نگرانیهایشان را با هم به اشتراک میگذاشتند و در غیاب مسئولان، نگرانتر میشدند، حسن روحانی حتی مطلع نبوده در کشوری که او رئیس جمهور است، چه میگذرد!
ماجرای یک شب نیست؛ شش سال است که میگوییم رئیس جمهور و دولتمردانش از حال مردم بیخبر هستند. شش سال است که در خیلی از سختیها دولتی در کنار خود نداشتهایم؛ از مرگ ۵۰۰ ایرانی در منا که روحانی همان روز عازم امریکا شد تا سیلابهایی که کل کشور را بسیج کرد، اما زورش به لغو سفر تفریحی رئیس جمهور نرسید. حال یکی از مهمترین شبهای بیخبری را خود اذعان کردند و جامعهای را که هنوز از شوک نحوه اجرای طرح افزایش قیمت بنزین خارج نشده، در شوک خواب رئیس جمهور در شبی چنین مهم فرو میبرند. روحانی این عبارات را با خنده و افتخار میگوید؛ فخری عجیب و خندههایی عجیبتر! هر تحلیلی روی سخنان روحانی اضافه به نظر میرسد و او فقط سؤال بر سؤال میافزاید. صفی از سؤالات بی پاسخ، که اگر برای چرایی سهمیهبندی بنزین، بشود دلیل اقتصادی آورد برای نحوه اجرای آن هیچ توجیهی نیست و اگر برای نحوه اجرا هم به هر ترتیبی بشود دلیل دست و پا کرد، برای بیخبری رئیس جمهور دیگر توجیهی نیست و اگر برای این سطح بی مسئولیتی هم بشود دلیل جور کرد، باز جای این سؤال باقی خواهد بود که در اذعان به این بیخبری تأسفآور، چه امر خندهداری وجود داشت که روحانی با آن خنده و شوخی از بیخبریاش تا صبح جمعه گفت؟! سعدی شیرازی بیت زیبایی دارد:
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد/
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی