کد خبر: 952313
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲:۵۴
مرد بوکسور که به اتهام قتل چهار عضو خانواده‌اش در بازداشت به سر می‌برد به زودی در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه می‌شود.
سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، پرونده قتل‌های خانوادگی با انگیزه‌های متفاوت مدام در حال تشکیل شدن هستند، بدون اینکه ساختار‌های قانونی انگیزه‌های مورد نظر را بازکاوی و تلاش خود را برای پیشگیری از وقوع حوادث مشابه به کار گیرند. در پرونده‌ای که بیست و چهارم مهر‌سال‌۹۷، بعد از تماس مردی با کلانتری‌۱۳۲‌نبرد تشکیل شد، حادثه یک جنایت خانوادگی اعلام شد. مرد تماس گیرنده گفت: «برادرم حسن ۴۷ ساله، سالهاست با همسرش اختلاف دارد. دیروز چندبار با او تماس گرفتم، اما خیلی خوب حرف نمی‌زد. آخر شب بار دیگر با او تماس گرفتم که دیگر جوابم را نداد به همین دلیل نگران شدم و به خانه‌اش رفتم، اما با صحنه وحشتناکی روبه‌رو شدم که برادرم مرتکب شده بود. او، دو دختر خود و پدر و مادر همسرش را کشته بود و سپس دست به خودکشی زده بود.» بعد از این تماس مأموران به محل حادثه رفتند و بعد از ورود به خانه با اجساد دو دختر حسن به نام‌های سولماز و ساناز و پدرزن و مادرزن وی به نام‌های سبز علی۷۹ و بمانی۷۰ساله روبه‌رو شدند که گلوی آن‌ها بریده شده بود. با انتقال اجساد به پزشکی قانونی، حسن که ورزشکار در رشته بوکس بود، در حالیکه رگ دستش را بریده بود به بیمارستان منتقل شد و بعد از بهبودی به قتل چهارعضو خانواده اش اعتراف کرد و در شرح ماجرا گفت: «۲۴‌سال قبل با همسرم در مطب یک پزشک آشنا شدم و بعد از ازدواج زندگی خوبی داشتیم. حاصل زندگی‌مان دو دختر بود که دختر بزرگم در رشته حقوق تحصیل می‌کرد. اختلاف من و همسرم از چهار‌سال قبل شروع شد و همین باعث شد از هم طلاق بگیریم، اما به خاطر فرزندانمان تصمیم گرفتیم بار دیگر زندگی را از نو شروع کنیم به همین خاطر همسرم را صیغه کردم، اما همسرم دست از ناسازگاری برنمی‌داشت. او مدام سرگرم گوشی‌اش بود و می‌گفت: در حال بازی کامپیوتری است.» متهم در ادامه گفت: «چند روز قبل چند شاخه گل خریدم و به خانه رفتم. همسرم وقتی مرا دید مسخره کرد و با بی‌اعتنایی جوابم را داد. ناراحت شدم، اما حرفی نزدم. فردای آن روز همسرم از خانه بیرون رفت، اما دیگر بازنگشت. چند بار پیامک فرستادم و بار‌ها تماس گرفتم، اما جوابم را نمی‌داد به همین دلیل سراغش را از پدر و مادرش گرفتم، اما آن‌ها هم جواب سربالا دادند.» متهم در خصوص روز حادثه گفت: «آخرین بار به بهانه اینکه برای کاری به شمال بروم از پدر و مادر همسرم خواستم برای اینکه دخترانم تنها نباشند به خانه‌مان بیایند. آن روز حال خوبی نداشتم به همین دلیل از پدر و مادر همسرم خواهش کردم از همسرم خبری بدهند، اما آن‌ها دوباره جواب سربالا دادند. نسبت به آن‌ها حس خوبی نداشتم و آن‌ها را عامل اختلاف خودم و همسرم می‌دانستم به همین خاطر از خانه بیرون رفتم و مقداری شیر و موز خریدم و بعد از تهیه شیرموز تعدادی قرص خواب‌آور داخل آن‌ها ریختم. سپس دخترانم و پدر و مادر همسرم از آن شیرموز خوردند و خوابشان برد. کمی گذشت تا اینکه ابتدا سراغ دختر بزرگترم – سولماز - رفتم. قصد داشتم او را خفه کنم، اما نشد به همین خاطر چاقوی آشپزخانه را برداشتم و گلوی او را بریدم. سپس سراغ ساناز رفتم و با مشت به گیجگاه او زدم. ساناز نیمه هوش بود که گلوی او را هم بریدم. بعد از کشتن دو دخترم سراغ پدر و مادرهمسرم که در پذیرایی خوابیده بودند، رفتم و ابتدا گلوی پدرزنم را بریدم و سپس با چاقو به گلو و شکم مادر همسرم زدم. آن شب تعداد زیادی قرص خورده بودم. می‌خواستم خودکشی کنم به همین دلیل رگ دستم را زدم. همان موقع برادرم تماس گرفت که به دروغ گفتم برای سفر به شمال رفته‌ام، اما او از نگرانی مقابل خانه‌مان آمد که ما را در آن وضعیت دید.» متهم در آخر گفت: «۲۵ سال بوکسور بودم و زندگی خوبی داشتم، اما ناسازگاری‌های همسرم باعث شد مرتکب قتل شوم، چون نمی‌خواستم دخترانم سرنوشتی مانند مادرشان داشته باشند.» با اعتراف‌های تکان دهنده مرد بوکسور، وی به پزشکی قانونی معرفی شد، اما کارشناسان پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کردند او مشکل اختلالات روانی و سابقه بیماری روانی نداشته و دلیلی مبنی بر فقدان قوه تمیز یا اراده نیز برای او به دست نیامده است. به این ترتیب پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات و درخواست قصاص از سوی اولیای‌دم، به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. به این ترتیب متهم به زودی در آن شعبه محاکمه خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار