تصور میکردند بعد از کسب دو قهرمانی در آسیا، اتفاقات خوبی را شاهد خواهند بود، اما تصوراتشان چیزی شبیه به سراب و بسیار ناامیدکننده بود تا جایی که حتی صدای شهرزاد مظفر را هم درآمد. سرمربی کارکشتهای که بارها بهخاطر تیم ملی و شرایط آن کنار کشیده بود تا حضور خارجیها اهرم و تلنگری برای دیده شدن فوتسال بانوان باشد. حالا، اما گویا او هم دیگر امیدی به بهبود شرایط ندارد که با تأسف میگوید پس از ۱۵ سال حضور در لیگ؛ در سختترین، پیچیدهترین و ناامیدکنندهترین نقطه ممکن قرار داریم. استیصالی که میتوان به وضوح در تکتک کلمات سرمربی تیم دید. مربیای که از دو حضورش در آسیا، دو قهرمانی با خود به ارمغان آورده، اما ناامیدانه به دنبال ارزش قهرمانیهایی است که کسب کردهاند، ارزشی که مسئولان نه ریالی و نه روانی پاسخگوی آن نبوده و نیستند!
تکرار قهرمانی در آسیا کم چیزی نیست و شاید هم از همینرو بود که گفته شد وزیر یک هفته بعد از این موفقیت، دیداری با ملیپوشان فوتسال بانوان خواهد داشت. علاوه بر آن، به نظر میرسید قرار است پاداش این موفقیت قبل از آنکه عرق بازیکنان خشک شود به آنها پرداخت شود تا روحیه و انگیزهشان را برای ادامه این مسیر حفظ کند. این بهترین وعدهای بود که میشد داد. وعده پرداخت پاداش در عرض یک هفته و دیدار با وزیر ورزش که خانم گل تیم فوتسال بانوان در نخستین قهرمانی آسیا یک سال قبل خواهان آن بود، اما قبل از رسیدن موعد مقرر، همه وعدهها به دست فراموشی سپرده شد، به طوری که گویی هرگز قراری بر رسیدن آن هفته موعود و وعده داده شده، نبود!
دو ماه از هفتهای که وزیر ورزش برای دیدار با تیم ملی فوتسال بانوان وعدهاش را داده بود، میگذرد، اما نه خبری از پاداشهای وعده داده شده است و نه دیدار با وزیر. همان وزیری که در جام جهانی، دو مرتبه رنج سفر به روسیه را به جان خرید و این روزها در تمامی اردوهای تیمهای اعزامی به جاکارتا از موفقیتهای تیم ملی فوتبال آقایان در جام جهانی میگوید و امیدواریهایش برای موفقیت آنها در جام ملتهای آسیاست. همان وزیری که گویا تمام دغدغههایش تیم ملی فوتبال آقایان است و بس. گویی نه وزیر ورزش و متولی ورزش که رئیس فدراسیون فوتبال است که جز تیم ملی فوتبال فکر و دغدغه دیگری ندارد!
روزها و هفتهها از آن هفتهای که قرار بر دیدار سلطانیفر با تیم ملی فوتسال بانوان بود، میگذرد، اما آن هفته هنوز نرسیده، نه، چون در آستانه بازیهای آسیایی جاکارتا سر وزیر گرم اردوگردیها و دید و بازدید از تیمهایی است که قرار است راهی بازیهای آسیایی شوند که اگر اینطور بود در اندک زمان باقی مانده تا اعزام کاروان ایران به اندونزی، سر تیم ملی کشتی از این دید و بازدیدها بیکلاه نمیماند. ضمن اینکه برنامه اردوگردیهای وزیر از دو ماه گذشته آغاز نشده که بتوان این مشغله را بهانهای موجه برای خلف وعده او دانست. مسئله بدون شک به اولویتبندیهای آقای وزیر برمیگردد و اهمیتی که موفقیت تیمها برایش دارند، اولویتی که گاه او را دو بار در عرض چند روز روانه روسیه میکند، در حالی که از فراهم کردن دیداری چند ساعته با تیمی بیادعا که دو قهرمانی با خود به ارمغان آورده، عاجز است. شاید، چون این دیدار چند ساعته، در هیچ یک از اولویتهای آقای وزیر نمیگنجد که بعد از گذشت دو ماه، هنوز فرصتی برای آن در برنامههای متولی ورزش گنجانده نشده است!