
مريم ترابي
ماه رمضان از آن فرصتهاي خوبي است كه نه تنها از افراط در خوردن و آشاميدن پرهيز كنيم، بلكه با تمرين و ممارست، روي رفتارمان نيز كار كرده و خود را اصلاح نماييم. يكي از اين موارد رعايت نكردن ادب در رفتار و گفتار است. متأسفانه امروزه به كار بردن الفاظ زشت و ركيك در بخشي از جامعه مثل نقل و نبات شده است. حتي همين قربانصدقهها و اظهار لطف و محبتهايي كه نسبت به يكديگر داريم هم ماهيتش معلوم نيست. آدم نميداند با به كار بردن اين الفاظ ما را دوست دارند يا در حال نابود كردن ما هستند. اسامي انواع و اقسام حيوانات را كه به آدم نسبت ميدهند و چند تا حرف ناسزا كه البته در اين جا حكم همان قربان صدقه را دارد هم نثار آدم ميكنند. واقعاً اين چطور محبت كردني است كه اين روزها باب شده است. يا دعواهاي خياباني و اينترنتي كه افراد با پرخاشگري و به كاربردن الفاظ ركيك و حرفهاي نامربوط جامعه را به نوعي بيادب كردهاند. همه از اين بيتربيتي و استفاده از الفاظ زشت، ناراحت و عصباني هستند. چرا؟ به اين دليل كه قبح به كار بردن الفاظ زشت در جامعه از بين رفته است و مثل تنبيه بچههايي كه حرف بد ميزنند خيلي از ما هم فلفل لازم شدهايم!
همه درگير اين آفت شدهاند
يك زماني استفاده از بعضي از واژهها و ناسزاها مخصوص قشر خاصي از جامعه بود، ولي اكنون از بالاشهر تا پايينشهر از قشر مرفه تا متوسط و ضعيف از بزرگ و كوچك، پير و جوان حتي برخي شخصيتهاي سياسي و مطرح جامعه به نوعي آلوده اين آفت شدهاند و به عبارتي عفت كلام را فراموش كردهايم.
علت چيست؟ مردماني كه فرهنگ و ادبشان ريشه تاريخي و قدمت بسياري دارد و مهرباني و خونگرمي آنها زبانزد همه دنيا بوده است، مردمي كه دينشان بر رعايت ادب كلامي تأكيد بسيار ميكند، چطور ميشود كه فحاشي و دشنامگويي بخشي از تعاملاتشان در فضاي حقيقي و كامنتهايشان در فضاي مجازي شده است؟
روانشناسان معتقدند كه اين نوع فحاشيها ريشه در حقارت افراد دارد. از ديدگاه روانكاوي، گفتن ناسزا ميتواند ناشي از عقدهها و احساسات سركوب شده و ناكامي باشد كه در دوران كودكي فرد وجود داشته و اكنون در بزرگسالي خود را به صورت پرخاشگري كلامي بروز ميدهد. اين رفتارها در اثر تمرين و تكرار زياد در دوران زندگي شكل گرفتهاند و چون فرد بازخورد منفي از رفتارش نديده و همچنين با اين روش به اهداف خود رسيده، در بزرگسالي نيز ميخواهد از اين روش استفاده كند.
با اين تفسير بخشي از جامعه ما دچار حقارت و به نوعي عصيانگري شدهاند! شايد بهتر است بگوييم كه اين افراد با دور زدن ادب و به كار بردن الفاظ ركيك سعي در خودنمايي و بزرگ و برجسته نشان دادن خود دارند. شايد هم بايد بگوييم كه بعضي افراد تمام آموزههاي ديني خود مبني بر گفتار نيك و عفت كلام را فراموش كرده و به درجه اعلايي از قورت دادن حيا رسيدهاند. اما واقعيت تلخ اين است كه اين اصلاً مسئله كوچك و بياهميتي نيست.
شبكههاي اجتماعي ادب ندارند
خيلي از افراد، شبكههاي اجتماعي را مسبب اصلي اين بيادبي اجتماعي يا فحاشي اجتماعي ميدانند. البته كم بيراه هم نميگويند. زيرا از زماني كه اين شبكههاي اجتماعي وارد زندگي ما ايرانيها شده شدت و فراگيري اين موضوع هم بيشتر شده است. شبكههاي اجتماعي، بهراحتي و بدون هيچ ترس و واهمهاي در قالب مطالبي از جنس جوك و طنز و انيميشن حرفهاي ركيك خود را به خورد مردم ميدهند. حال مخاطب اين مطالب چه گروه سني هستند اصلاً مشخص نيست و شايد هم مهم نباشد زيرا شبكههاي اجتماعي قاعده اين گروهبندي سني را نيز از بين برده است.
در واقع شبكههاي اجتماعي بستري فراهم آورده است كه افراد بخشي از تمايلات فروخورده دروني خود را نشان بدهند. وقتي افرادي كه به اصطلاح شاخ اينستا هستند و ويدئوهاي لايو يا همان زنده خود را در صفحات اينستاگرام خود به اشتراك ميگذارند و فرد مورد علاقهي خود را با شنيعترين واژهها مورد خطاب قرار ميدهند، اين يعني انتهاي ترويج فرهنگ بيادبي در جامعه! چرا؟ زيرا تعداد كثيري از جامعه نوجوانان و جوانان، زن و مرد همه شبانهروز در اين شبكهها در حال پرسهزني هستند. بنابراين مردم ميبينند و ياد ميگيرند و آن را تكرار ميكنند. بعد از مدت كوتاهي همين جملات و واژهها به تكيه كلام همگاني تبديل و نقل مجلس ميشود و همه آن را بدون هيچ ابايي به زبان ميآورند، حتي مجريهاي رسانه ملي هم در قالبهاي مختلف آن را بازگو ميكنند تا بلكه بيننده بيشتري جذب كنند.
ادب از كه آموختي؟ از خانواده
اما بهتر است تمام تقصيرها را به گردن شبكههاي اجتماعي نيندازيم. بايد اعتراف كنيم كه نوك تيز پيكان اتهام اين افسارگسيختگي به سمت خانوادههاست. ريشه اين عصيان و فحاشي را بايد در نوع تربيت خانوادهها جستوجو كرد. وقتي والدين خود ادب ندارند و بهراحتي در حضور كودك خود از الفاظ زشت و ركيك استفاده ميكنند يا يكديگر را با نسبتهاي غيرمتعارف مورد خطاب قرار ميدهند، متقابلاً فرزندان اين والدين هم آنها را ميشنوند، در خانه تكرار ميكنند و در نهايت به جامعه تحويل ميدهند. يك نوع سيستم غلط تربيتي كه ديگر بيادبي و بيتربيتي را تقبيح نميكند و اتفاقاً برعكس آن را شيرين و بامزه ميداند. از چنين والديني كه ادب در كلام برايشان اصلاً اهميت ندارد چه انتظاري ميتوانيم داشته باشيم كه نسل آينده را مؤدب بار بياورند. خود اين والدين فلفل لازم هستند واي به حال فرزندانشان. امثال والديني كه فرزندانشان الفاظ ركيك به كار ميبرند و ويدئوهاي اين شاهكار تربيتي خود را در شبكههاي اجتماعي با ديگران به اشتراك ميگذارند در جامعه كم نيست. در واقع بايد اعتراف كنيم كه قبح الفاظ زشت و ركيك در خانوادهها از بين رفته است.
متأسفانه بيادبي امروزه يك كالاي بسيار محبوب براي بخشي از جامعه شده است كه بسيار هم خريدار دارد. اين كالاي محبوب را حتي سلبريتيها و سياستمداران هم خريدارند و از اينكه يكديگر را مورد الفاظ زشت قرار دهند هيچ واهمهاي ندارند. فراموش نكنيم كه اثرات خشونت كلامي يا فحاشي كمتر از خشونتهاي فيزيكي نيست و نبايد آن را دست كم بگيريم.
لطفاجواب من روبدین من نمیدونستم کسی که حرف زشت بزنه اینجوری میشه من میخوام توبه کنم ودیگه عفت کلام داشته باشم گناه کارم یانه