دكتر مريم رئوفي*
برای اینکه به فرزندتان کمک کنید مؤدب باشد، خودکاوی کنید و ببینید چگونه باعث رفتار گستاخانه وی شدهاید. سهم شما در این سیستم منفی چه بوده و تا چه حد در این زمینه متهم هستید؟ ببینید چگونه رابطهتان با وی را مدیریت میکنید و ببینید آیا رفتار منفی وی پاسخی به این نحوه مدیریت رفتار شما نیست؟ به بیانی دیگر، تحت کنترل رفتار وی نیستید؟ همه چیز را شخصی نمیکنید؟ به هر چیز مربوط و غیرمربوطی واکنش نشان نمیدهید؟ نباید از جنگ قدرتی که راه انداختهاید بیرون بیایید؟ یکی دیگر از مرافعات والد - فرزندی که باعث گستاخی میشود وقتی است که والدین از فرزندشان توقعات بالایی ندارند. درنتیجه تقریباً در هیچ چیز به حسابشان نمیآورند. کودک هم با این طرز فکر بزرگ میشود که لازم نیست به والدینش گوش کند یا از قوانین تبعیت کند. شاید والدین در چنین شرایطی بگویند که توقع دارند وی این کارها را انجام دهد، اما رفتارشان چیز دیگری میگوید.
اگر شما هم از آن دسته والدینی هستید که به فرزندتان اجازه میدهید بارها و بارها از چراغ قرمز رد شود و فقط عذرخواهی کند، منطق و دلیل بیاورد، یا کار اشتباهش را کوچک جلوه دهد، پس شما هم توقعاتتان از او پایین است. کودک و نوجوانی که چنین پیامی را دریافت میکند استقلال دارد، اما محدودیت یا راهنمایی ندارد. نتیجه نهایی این است که او با احساس اضطراب و کنترل نداشتن رها میشود. او مدام رفتار بیادبانهای خواهد داشت چراکه اولاً میتواند و ثانیاً به اقتدار والدینش اهمیت نمیدهد و ثالثاً یاد نگرفته است که مسئولیت رفتار خود را بپذیرد.
احترام را انتظار داشته باشید
برای اینکه به فرزندتان کمک کنید مؤدب باشد، انتظار داشته باشید که از قوانین شما تبعیت کند و به حرف شما گوش دهد. البته شما باید منعطف هم باشید، سفت نباشید و نظرات او را هم گوش دهید و در نظر بگیرید اما خط قرمز این است که توقع داشته باشید به حرفتان گوش دهد و قوانینی که وضع کردهاید را اجرا کند.
طوری رفتار کنید که انتظار دارید فرزندتان رفتار کند
برای داشتن فرزندی مؤدب باید خودتان طبق نظم مؤدبانه رفتار کردن عمل کنید، چه فرزندتان درست رفتار کند یا نکند. قطعاً خیلی سخت است وقتی فرزندتان بیادبانه رفتار میکند شما ادبتان را حفظ کنید اما فراموش نکنید که شما باید الگوی درست رفتار کردن برای فرزندتان باشید، نه همبازی او.
به حرفهای کودکتان گوش دهید
به حرفهای کودکتان گوش دهید ولی حرفهایش را قضاوت نکنید تا بتواند احساسات خود را بشناسد نه آنچه که شما تأکید میکنید یا بیان میکنید. مثلاً کودکی که عصبانی است میخواهد شما عصبانیتش را درک کنید و به ابراز احساساتش در مورد آنچه او را خشمگین ساخته گوش دهید نه اینکه او را نصیحت یا مورد او را نقض کنید یا نشان دهید دلیلی برای خشمش وجود ندارد یا شروع به توصیه کنید که باید این گونه رفتار میکردی. در این مورد کافی است بگویید میتوانم بفهمم خیلی ناراحت هستی و اجازه بدهید حرفهایش را بگوید و در انتها از خودش بخواهید در مورد خودش قضاوت کند. مثلاً بگویید خب حالا فکر میکنی رفتارت درست بوده بهتر بود چه کاری میکردی یا چه برخوردی میکردی. اگر نیاز داشت شما او را راهنمایی کنید اما همیشه قضاوت رفتارش را به خودش واگذار کنید. این گونه، وجدان انصاف و تفکر اخلاقی را در او رشد دادهاید و او نيز یاد میگیرد كه در موارد مشابه چگونه رفتار كرده تا وابسته به نظر دیگران نقشآفرینی کند.
با کودکتان بازی کنید
با کودکتان بازی کنید. آنها به ارتباط با شما نیاز دارند. بهترین روش برای برقراری ارتباط با کودک بازی کردن با اوست. برای این بازیها وقت بگذارید و کاملاً در اختیارش باشید. بگذارید کودک در زمان بازی با شما، احساس کند شما را به طور کامل دارد. در این زمان به تلفن جواب ندهید و کارهای احتمالی را به تعویق بیندازید تا کودک احساس نکند چیز دیگری را به او ترجیح میدهید، اما برای کودک مشخص کنید تنها در این زمان تعیین شده میتوانید کاملاً در اختیارش باشید نه اینکه هر زمان که او بخواهد.
بازیهایی که میتوانید تدارک ببینید شامل آببازی، خمیربازی، بازی با گل سفال و نقاشی و جور کردن اشکال رنگها، جورچینها، خانهسازی، ترکاندن بادکنک، بازی با تلفن، حباببازی، نخ کردن مهرهها، طبقهبندی اشیا، حیوانات، رنگها، شکلها، قصه خواندن، نقش بازی کردن، بازیهای سنتی مثل قایمباشک و از این قبیل... بازی چشیدن مزهها، لمس کردن اشیا، بو کردن آنچه در اطرافمان داریم، شنیدن صداها، دیدن مناظر و هر آنچه در اطراف داریم، حواس کودک را تقویت میکند. اگر روزی یک ساعت برای بازی کامل با بچه وقت بگذارید شخصیت او رشد سریعتری خواهد داشت. کودک از طریق بازی متوجه میشود به او توجه دارید. محبت شما را بیشتر درک میکند. احساس مهم بودن میکند. احساس میکند او را دوست دارید و درکش میکنید. البته بازیهای خشن مثل شلیک با تفنگ، کشتن دشمن در بازیهای کامپیوتری موجب میشود کودک خشونت کردن را به راحتی قبول کند. دیدن کارتونهای خشن یا فیلمهای خشن برای کودک مناسب نیست و رفتارهای پرخاشگرانه را به او میآموزاند. تصاویر ناشی از فیلمها کارتونها و بازیهای خشن شبها برای کودک مبدل به کابوسهای شبانه میشود و از آنجا كه کودک نمیتواند آنها را در ذهن خود تحلیل کند و دلیلی بر آنها بجوید، بعد از دیدن یک فیلم یا کارتون با او صحبت کنید و به تحلیل موضوع بپردازید. بگذارید نظرش را راجع به قهرمانان داستان بیان کند و از او بخواهید که بگوید دوست داشت داستان چگونه تمام شود یا اگر به جای قهرمان بود چه کار دیگری انجام میداد؟ سعی کنید نکات مبهم ذهنش را باز کنید و توضیح دهید که داستانها میتوانند هر طور نوشته شوند و این با زندگی ما متفاوت است.
احساس آرامشي كه ترسهای كودك را میزداید
ترس حالتی هیجانی و عاطفی است که از ابتدای تولد در انسان وجود دارد. در سیر تحول و رشد کودک به تدریج ترسها مشخصتر میشوند. برخی از کودکان هیچگاه معنای ترس را درک نمیکنند اما بسیاری از آنها، با مجموعهای از تجارب ترسناک در طول زندگیشان روبهرو میشوند. به زمان خواب و بیداری کودک توجه کنید. چون رشد قد و سلامت روان کودک در گرو زمان خواب و طول مدت خواب کودک است. بیداری کودک در شب و کمخوابیهای او به رشد جسمی و روانی او صدمه وارد میکند. قبل از خواب برای کودک کتاب بخوانید یا قصههایی با پایان خوش بخوانید. این کار شما دایره لغات او را افزایش میدهد و به کتاب خواندن علاقهمند میشود. از اینکه با او همراه هستید احساس آرامش میکند و اين احساس ترسهای او را میزداید. کار با کودک و ورود به دنیای او نیاز به عشق و علاقه، صبر و شکیبایی دارد. والدین برای تربیت فرزندان خود لازم نیست کار شاقی انجام دهند. اگر نسبت به کودک خود توجه کنند و صبور باشند و با عشق و محبت ارتباط برقرار کنند، میتوانند فرزندانی سالم و کارآمد تربیت کنند و نتیجه آن را در بزرگسالی کودک مشاهده كنند.
*روانشناس