به گزارش خبرنگار ما، پنجم تیرماه سال ۹۴، دختر 27 سالهای به نام مهسا به اداره پلیس رفت و به اتهام آدم ربايي و اذیت از پسر 30 سالهای به نام فرامرز شکایت کرد و گفت: «مدتی قبل با پسر جوانی به نام رضا آشنا شده بودم و قرار بود با هم ازدواج کنیم. شب گذشته با او تماس گرفتم و خواستم برایم از آژانس محل ماشین بگیرد. دقایقی بعد یک پژو206 مقابل در خانهمان آمد که فکر کردم آژانس است به همین دلیل سوار شدم و بعد از طی مسافتی دو مرد دیگر سوار ماشین شدند. معترض شدم و گفتم چرا مسافر دیگری سوار میکنی؟ اما بعد از آنکه دو مرد جوان را دیدم یکی از آنها را شناختم. بعد از آن بود که مرا به خانه دوستشان بردند و راننده که فرامرز بود بدون توجه به التماسهایم...» او در آخر گفت: «دوستان فرامرز مرا آزار ندادند اما اصرار داشتند که با فرامرز رابطه داشته باشم.»
بعد از طرح این شکایت، فرامرز همراه دو مرد جوان به نامهای ارسلان و کیارش نیز شناسایی و دستگیر شدند اما آنها هرگونه جرمی را انکار کردند و فرامرز در توضیح به مأموران گفت: «من راننده وانت هستم و تا حالا خودروی 206 نداشتهام نمیدانم چرا دختر جوان چنین ادعای کرده است. تا حالا او را ندیده و با او هیچ رابطهای نداشتهام.»
سپس دیگر متهمان نیز جرمشان را انکار کردند و ارسلان نیز در جواب بازجوییها گفت: «چند سال قبل برای ادامه تحصیل و کار از شهرستان به تهران آمدم. آنجا بود که با مهسا آشنا شدم. چند بار به دیدن او رفتم و با هم برای گردش بیرون میرفتیم. در همه این دیدارها فقط یکبار برای کشیدن قلیان به خانه کیارش رفتیم و آن هم چند هفته قبل از طرح شکایت مهسا بود. او آدرس خانه کیارش راه به ذهنش سپرد و حالا این سناریو را ساخته است. باور کنید غیر از آن دیگر به خانه دوستم نرفتیم و او دروغ میگوید.»
کیارش نیز در بازجوییها با تأیید توضیحات دوستانش هر گونه جرمی را انکار کرد و گفت آن شب دختر جوان را در منزلش ندیده است.
با انکار متهمان اما با ردیابی تلفن همراه شاکیه، کیفرخواست علیه سه متهم صادر و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در اولین جلسه رسیدگی به پرونده، شاکیه بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد و در ادامه هر سه متهم بار دیگر جرمشان را انکار کردند. در پایان هئیت قضایی شعبه رسیدگی کننده بنا به انکار متهمان و عدم تأیید اظهارات دختر جوان از سوی پزشکی قانونی، سه مرد جوان از هر گونه جرمی تبرئه کردند. این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد اما با اعتراض شاکیه، سه متهم بار دیگر پای میز محاکمه قرار گرفتند.
به این ترتیب صبح امروز سه متهم در حالیکه با قرار وثیقه آزاد بودند در دادگاه حاضر شدند و بعد از طرح شکایت دوباره از سوی شاکی، فرامرز در جایگاه قرار گرفت و گفت: «به خاطر شغلی که داشتم کیارش چند بار تماس گرفت تا برایش کاری انجام دهم. غیر از این ارتباطی با این دو مرد نداشته و آنها را نمیشناسم بنابراین دلیلی نداشت که آن شب همراه آنها باشم.»
او در خصوص آنتندهی تلفن همراهش در همان موقعیت مکانی خانه کیارش گفت:«آن زمان بازی والیبال بود و به خاطر تنظیم صوت ورزشگاه با ماشین چند دستگاه جابجا میکردم به همین دلیل شاید آنتندهی تلفن همراهم به همین دلیل بوده است. زیرا خانهای که شاکیه از آن اسم برده در محدوده غرب تهران بوده است.»
در ادامه ارسلان نیز در آخرین دفاعش گفت: «قبول دارم که با شاکیه دوست بوده و با هم بیرون میرفتیم اما هیچ رابطهای غیر از دوستی و گردش و تفریح نداشتیم. مهسا یک دوره هنرپیشگی را دیده و حالا این سناریو را ساخته تا ما را گرفتار کند. او حتی برای رضایت مبلغ زیادی را پیشنهاد داد اما من و دوستانم موافقت نکردیم چون اشتباهی نکرده بودیم که بخواهیم بهای سنگینی بپردازیم.» او در پایان گفت:« خانوادهام افراد معتقدی هستند و مدتی است اصرار دارند که ازدواج کنم اما دو سال است به خاطر این پرونده گرفتارم و نمیتوانم کاری انجام دهم.»
در آخر کیارش نیز در آخرین دفاع گفت: «مهسا و ارسلان با هم دوست بودند و آنها فقط یک بار به خانهام آمدند. آن روز همسرم به خاطر کسالتی که داشت به منزل مادرش رفته بود و من تنها بودم. قبول دارم کار اشتباهی کرده و نباید آنها را به خانهام راه میدادم اما باور کنید آنها فقط قلیان کشیدند و غیر از آن رابطه دیگری نداشتند.»
در پایان هئیت قضایی وارد شور شد.
متهم دوم به نام حبیب نیز گفت : همسرم باردار بود و به خانه مادرش رفته بود به همین خاطر چند ماه قبل از این ماجرا وقتی دوستم از من خواست تا همراه دختر جوان به خانهام بیاید قبول کردم .آنها در حضور من قلیان کشیدند و سپس خانه را ترک کردند .اما شبی که این دختر مدعی است ربوده و در خانه من مورد آزار قرار گرفته است من اصلا در خانه حضور نداشتم.
وی ادامه داد: آناهیتا قبلا گفته بود در ازای دریافت پول میلیونی حاضر به گذشته است .گمان میکنم او قصد اخاذی از ما را دارد.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.