
بیکاری انواع و اقسامی دارد. همینجوری الکی نیست که آدم بیاید و بیکار شود! بالاخره بیکاری هم برای خودش حساب و کتابی دارد و کشکی نیست. حالا اگر خیلی مشتاقید و دوست دارید انواع بیکاری را بشناسید تا بتوانید بهتر انتخاب کنید، این مطلب را بخوانید. از آنجایی که شما هر کس باشید به احتمال زیاد بیکار هستید، بهتر است به هر حال نوع بیکاری خود را بدانید و آگاهانه به بیکاری بپردازید.
بیکاری ذاتی: نوعی بیکاری است که فرد در آن ذاتاً بیکار است! حالا ممکن است ظاهراً شاغل باشد، اما ذاتش خراب(!) ببخشید بیکار است.
بیکاری ایجابی: به بیکاری گفته میشود که شرایط ایجاب میکند آدم بیکار باشد. مثلاً وقتهایی نان بعضیها توی بیکاری است!
بیکاری مزمن: نوعی بیکاری که همیشه همراه آدم هست. مثلاً شخص بنده دچار بیکاری مزمن هستم. با اینکه سه چهار جا کار میکنم باز هم همیشه خطر بیکاری را احساس میکنم!
بیکاری کاذب: این نوع بیکاری خیلی شایع است و موقعی اتفاق میافتد که آدم شاغل است. اما اصولاً کاری برای انجام دادن ندارد. مثل خیلی از کارمندان که با وجود شاغل بودن صبح تا عصر در محل کار چرت میزنند یا روزنامه میخوانند!
بیکاری ورزشی: خیلی شبیه به بیکاری کاذب است، با این فرق که آن دسته از کارمندان که در محل کار امکانات ورزشی برای والیبال، فوتبال گل کوچک، پینگپنگ، منچ یا شطرنج دارند و اوقات بیکاری حین کار خود را به ورزش میپردازند، جزء بیکاران ورزشی محسوب میشوند!
بیکاری خارجی: اگر کسی از کار اخراج شود، به او بیکار خارجی گفته میگویند.
بیکاری داخلی: بیکارهای داخلی کسانی هستند که هنوز اخراج نشدهاند ولی در شرف اخراج هستند.
بیکاری سرکاری: وقتی کسی را به شوخی یا جدی سرکار میگذاریم، او خیال میکند دارد کاری انجام میدهد، در صورتی که ما میدانیم اینطور نیست و فرد مورد نظر در واقع بیکار است، بیکار سرکاری!
بیکاری نزدیک: وقتی مدیریت یک مجموعه عوض میشود، دلش میخواهد بعضیها بیکار شوند، اما به دلایلی نمیشود این کار را علنی کرد. بنابراین مسئولیتها و اختیارات او را محدود میکند و در عمل فرد مورد نظر بیکار میشود در حالی که هنوز نزدیک شغل خود است.
بیکاری دور: کسانی که مشمول دورکاری شدهاند، به نوعی بیکار هستند که میتوان از آن به عنوان بیکاری دور نام برد. شاید هم منظور این است که در آینده دور قرار است کاملاً بیکار شوند!
بیکاری رسمی: کسانی که رسم دارند بیکار باشند!
بیکاری غیررسمی: کسانی که عملاً بیکارند اما یک ساعت در هفته کار میکنند در نتیجه از نظر دولت رسماً بیکار محسوب نمیشوند.
بیکاری آماری: کسانی که حتی آن یک ساعت در هفته مد نظر دولت را هم نمیتوانند پاس کنند که جزو آمار بیکاران محسوب نشوند! به اینها بیکاران آمارپرکن هم میگویند!
بیکاری در شب: به کسی که شب کار است و از کار بیکار میشود اطلاق میشود.
بیکاری در روز: به کسی که شب کار است ولی از کار بیکار نشده و هیچ مشکلی هم ندارد اطلاق میشود!
بیکاری درونی: کسی که از درون بیکار است.
بیکاری بیرونی: فرد بیکاری که بیرون از خانه ول میچرخد.
بیکاری عاطفی: کسی که از نظر عاطفی بیکار است. یعنی به هیچ چیز و هیچ کس علاقه ندارد!
بیکاری دائم: کسی که دائماً بیکار است.
بیکاری موقت: کسی که موقتاً بیکار است.
بیکاری مطلق: معنای دیگرش همان مرگ است!
بیکاری اجباری: کسی که مجبور است بیکار باشد.
بیکاری اختیاری: کسی که مجبور نیست بیکار باشد، ولی هست!
بیکاری بیماری: کسی که میتواند کار کند اما بیمار است و در نتیجه بیکار است.
بیماری بیکاری: کسی که مبتلا به مرض بیکاری است.
بیکاری مدیریتی: کسی که به بالاترین سطح مدیریت رسیده است و حالا میتواند بیکار باشد. وی اعتقاد دارد که یک عمر کار کرده تا به اینجا برسد که کار نکند!
بیکاری خانوادگی: زمانی اتفاق میافتد که مدیری به فکر بیکارهای خانواده و فامیل و آشنا هست!
بیکاری خوانشی: به کسی گفته میشود که از سر بیکاری مطلب بیمزه و به دردنخوری را میخواند، مثل شما !
بیکاری نوشتاری: به کسی گفته میشود که از سر بیکاری مطلب بیمزه و به دردنخوری را مینویسد، مثل من!
خب امیدوارم نوع بیکاری خود را دریافته باشید و هر جور بیکار که هستید در بیکاری خود موفق باشید. اما آخرین و مهمترین نوع بیکاری، اصل بیکاری است و اصل بیکاری به کسی تعلق دارد که کاری برای بیکاران نمیکند.