
نتايج رقم خورده در رقابتهاي المپيک زمستاني 2018 نتايج قابل قبولي نبود، اما مسئله مهم كسب اين نتايج است که بايد مورد بررسي قرار گيرد. بدون شک انتظار بحقي است که تيم اعزامي ايران به رقابتهاي المپيک زمستاني با دست پر برگردد يا حتي اگر قرار به نتيجه گرفتن نيست، در آخر ليست مسابقات قرار نگيرد. وقتي چنين اتفاقي رخ ميدهد، مهمترين مسئله علتيابي است. مليپوشان اسکي اين روزها گلههاي زيادي را مطرح ميکنند که البته حق هم دارند، اما بايد قبول کنيم ايران امکانات، زيرساختها و تجهيزات لازم و کافي را براي رسيدن به رنکينگ بهتر در اختيار ندارد. از يکسو ايران کشوري برفخيز نيست و از سوي ديگر توجه خاصي به ورزش اسکي در ايران نميشود. براي مثال سال گذشته پيست توچال آذرماه باز شد، اما امسال ديماه. خب اين زمان زيادي را از مليپوشان اسکي براي رسيدن به آمادگي لازم ميگيرد. بدون شک ما ورزشکاران و اسکيبازان خوبي داريم که هم از لحاظ فني در سطح خوبي هستند و هم از لحاظ روحي، اما براي رسيدن به مرز آمادگي، نياز به تمرين در شرايط لازم و مسابقه داريم و اين در حالي است كه امکاناتي که بايد فراهم نيست.
هر ساله ورزشکاران 20 تا40 روز براي تمرين در يخچالهاي طبيعي راهي اتريش ميشوند و بعد از بازگشت در توچال تمريناتشان را ادامه ميدهند، اما امسال اردوي برونمرزي آنها 20 روز براي بانوان و 20 روز براي آقايان بود. از طرفي در ايران اسکيبازان روي برف طبيعي و کوبيده شده که پنبهاي است، تمرين ميکنند در حالي كه اسكيبازان تمام دنيا روي يخ تمرين ميكنند و مسابقه ميدهند. از سوي ديگر ارتباط تيمها و اسکيبازان قدر دنيا در طول سال با برف قطع نميشود و در تابستان راهي آرژانتين و شيلي ميشوند. در ايران هم ميتوان با برنامهريزي و برپايي اردوهاي برونمرزي مشکلات زيادي را حل کرد و اسکيبازان را به شرايط ايدهآل رساند، اما فدراسيون بودجه لازم را ندارد و نميتواند آنطور که بايد ورزشکاران را براي کسب نتايج بهتر به اردوهاي برونمرزي اعزام کند و نتيجهاش چيزي ميشود که در المپيک زمستاني ديديم.