
به گزارش خبرنگار ما، 29 ديماه سال قبل بود كه زن ميانسالي با مركز فوريتهاي پليس110 تماس گرفت و مأموران را از حادثه قتل در خيابان جيحون با خبر كرد. لحظاتي بعد تيمي از مأموران كلانتري نواب در محل حاضر شدند. جسد متعلق به زني سالخورده بود كه با اصابت جسم سخت به سرش به قتل رسيده بود. زن ميانسال كه پليس را از ماجرا با خبر كرده بود در شرح ماجرا گفت: من پرستار خانگي مقتول هستم. او ليدا نام داشت و 85ساله بود و از مدتي قبل من به عنوان پرستار خانگي او استخدام شدم. ساعتي قبل به من گفت كه كنترل تلويزيون خراب شده و خواست به مغازه بروم و كنترل جديدي بخرم. من هم براي خريد از خانه خارج شدم. لحظاتي قبل كه به خانه برگشتم متوجه شدم كه شيشه پنجره شكسته است. احتمال دادم كه دزد به خانه زده باشد، اما وقتي وارد شدم با جسد ليدا مواجه شدم و به پليس خبر دادم.
كارآگاهان پليس همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني متوجه شدند طلاهاي پيرزن هم سرقت شده است. آنها بعد از بررسي دوربينهاي مداربسته ساختمانهاي اطراف به سرنخ تازهاي دست به پيدا كردند. براساس تصاوير به دست آمده طاهره، پرستار خانگي در چند مرحله با مردي ميانسال وارد خانه شده بود. براساس آخرين تصاوير طاهره بعد از خارج شدن از خانه در را باز گذاشته و مرد ميانسال وارد شده و بعد از ارتكاب قتل و سرقت خارج شده بود. با به دست آمدن اين سرنخ بود كه طاهره به عنوان مظنون بازداشت شد.
او گفت كه قتل را مردي 42ساله به نام حميد مرتكب شده است. با كامل شدن تحقيقات حميد به اتهام مباشرت در قتل و سرقت و طاهره به عنوان معاونت در قتل مجرم شناخته شده و پرونده براي رسيدگي به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي محسن زالي بوئيني فرستاده شد و دو متهم صبح ديروز پاي ميز محاكمه ايستادند. بعد از اينكه نماينده دادستان براي دو متهم درخواست مجازات قانوني كرد، اوليايدم گفتند كه خواستهشان قصاص است. سپس حميد در جايگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول كرد. او گفت: چند سال قبل بود كه ما با طاهره همسايه بوديم. در آن سالها من و همسرم مدام با هم اختلاف داشتيم و مادر طاهره هميشه بين ما ميانجيگري ميكرد. سرانجام من همسرم را طلاق دادم. بعد از آن بود كه با طاهره ارتباط پيدا كردم و با هم رابطه داشتيم تا اينكه متوجه شدم پرستار خانگي زني تنها شده است. متهم ادامه داد: چند روز قبل از حادثه طاهره پيشنهاد سرقت از خانه پيرزن را مطرح كرد. او گفت كه پيرزن مقدار زيادي طلا دارد كه ميتوانيم آن را سرقت كرده و با فروش طلاها زندگيمان را سامان دهيم كه قبول كردم. مطابق نقشه روز حادثه طاهره از خانه خارج شد و در خانه را باز گذاشت. وقتي وارد شدم ناگهان پيرزن شروع به داد و بيداد كرد. من هم با جسم سختي ضربهاي به سرش زدم. بعد هم دست و پايش را بستم و طلاهايش را سرقت كردم و از خانه خارج شدم و طلاها را به طاهره دادم. متهم گفت: من قصد قتل نداشتم و تنها براي سرقت وارد خانه شده بودم كه اين اتفاق افتاد.
بعد از آن بود كه طاهره در جايگاه حاضر شد و گفت: ما انگيزهاي براي قتل نداشتيم. قرار بود كه حميد از خانه سرقت كند، اما وقتي برگشتم با جسد پيرزن مواجه شدم و به پليس خبر دادم. پيرزن خيلي مهربان بود و قرار هم نبود كه به قتل برسد. هيئت قضايي بعد از ختم جلسه وارد شور شد.