
به گزارش خبرنگار ما، بيست و يكم بهمنماه سال ۹۵، مأموران پليس از قتل مرد ميانسالي در يكي از خيابانهاي نازيآباد باخبر و راهي محل شدند. جسد متعلق به مرد 60سالهاي به نام علي بود كه به قصد ميانجيگري در جريان درگيري دو مرد جوان با ضربه چاقو به سينهاش كشته شدهبود. با انتقال جسد به پزشكي قانوني –كيوان- پسر مقتول كه در محل حاضر بود به مأموران گفت: «ساعتي قبل من و دوستم مهرداد به خاطر اختلافي كه از قبل با هم داشتيم درگير شديم و در آن درگيري پدرم وارد درگيري شد تا ما را از هم جدا كند. حين درگيري بود كه مهرداد با چاقو به سينه او زد و فرار كرد.»
با اين توضيحات عامل قتل مهرداد 28ساله بازداشت شد. او در همان مراحل اوليه با اقرار به قتل مرد ميانسال روانه زندان شد و پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. متهم صبح روز گذشته از زندان اعزام شد و در همان شعبه به رياست قاضي زالي پاي ميز محاكمه قرار گرفت. ابتداي جلسه اوليايدم درخواست قصاص كردند، سپس متهم در جايگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا گفت: «در يك پيك موتوري كار ميكردم و درآمد متوسطي داشتم. از طرفي به خاطر فوت پدرم كمك خرج خانواده بودم به همين دليل شرايط ازدواج نداشتم.» متهم در ادامه گفت: «من و كيوان مدتها بود همديگر را ميشناختيم و با هم دوست بوديم. در اين مدت كيوان وقتي فهميد شرايط ازدواج ندارم، پيشنهاد داد با زن جواني آشنا شوم. با آن زن تماس گرفتم و روزي را معين كردم تا به خانهمان بيايد. روز قرار وقتي زن جوان به ديدنم آمد رفتار عجيبي داشت و فهميدم خيلي علاقه ندارد كه با هم رابطه داشته باشيم. به همين خاطر با رفتن زن جوان تصميم گرفتم به خانه كيوان بروم و قضيه را برايش تعريف كنم.» متهم در خصوص روز حادثه گفت: «آن روز وقتي كيوان از ماجرا باخبر شد گلايه كرد و گفت با اين كار آبرويش را بردهام. آنجا بود كه معترض شدم و خواستم طرفدار من باشد. همين موضوع بهانه درگيري شد. آن روز به خاطر خوردن مشروب در حال خودم نبودم كه پدر كيوان از راه رسيد و خواست مرا آرام كند. قبول كردم اما كيوان دست بردار نشد. از طرفي به خاطر شغلي كه داشتم هميشه چاقو همراهم بود به همين دليل مجبور شدم دست به چاقو شوم كه نفهميدم چطور چاقو به سينه مقتول خورد و او روي زمين افتاد.» مهرداد در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد قصد درگيري و قتل نداشتم. از آنجائيكه انتظار آن حرفها و رفتارها را از كيوان نداشتم عصباني شدم و ناخواسته دست به چاقو شدم. حالا از اوليايدم ميخواهم مرا ببخشند چون نانآور خانوادهام و از وقتي به زندان افتادهام مادرم و خواهرانم به سختي افتادهاند.»
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.