
احمد كاظمزاده
در روزهاي اخير تحركات سياسي و نظامي چه در ميان كشورهاي عربي حوزه خليج فارس و چه ميان آنها و متحدان خارجي شان افزايش قابل ملاحظه و معناداري يافته است. پل رايان، رئيس مجلس نمايندگان امريكا كه از چهرههاي بسيار افراطي اين كشور و از حاميان دولت تجديدنظرطلب ترامپ است، به عربستان سفر كرده حال آنكه عربستان فاقد پارلمان منتخب مردمي است و بر همين اساس اين سفر نه از لحاظ روابط و همكاريهاي پارلماني و قانونگذاري بلكه از زاويه بده بستان كلاني قابل بررسي است كه ميان دولت راستگراي ترامپ و جناح كودتاگر سعودي به رهبري محمد بن سلمان قابل ارزيابي است كه پل رايان نيز يكي از طراحان و مجريان اين طرح محسوب ميشود. گرچه اين بده بستان كلان به نام معامله قرن شناخته ميشود كه قرباني كردن فلسطين را مورد هدف قرار داده، اما آنچه از قرائن و شواهد موجود بر ميآيد اين است كه اين ماجرا تنها در اين معامله خاتمه پيدا نميكند و ذبح فلسطين تنها بخشي از اين طرح كلان را تشكيل ميدهد. آنچه قابل تأمل است اينكه همزمان با سفر پل رايان به رياض، ژنرال جوزف وتل فرمانده نيروهاي مركزي امريكا نيز وارد عربستان شده است و اگرچه هدف اين سفر گفتوگو درباره مبارزه با تروريسم اعلام شده اما از آنجا كه در سند راهبرد دفاع ملي امريكا كه به تازگي منتشر شد، تصريح شده است كه مبارزه با تروريسم در اولويت اول اين كشور نيست؛ لذا بايد اهداف اين سفر را فراتر از مواضع اعلامي آن جستوجو كرد. يكي از مسائلي كه به نظر ميرسد دير يا زود در روابط ميان عربستان و امريكا مطرح خواهد شد و احتمالاً در پشت پرده نيز در جريان است به پايگاه نظامي امريكا در قطر و استقرار فرماندهي نيروهاي مركزي امريكا در خاورميانه و آسياي مركزي در اين كشور مربوط ميشود. تا پيش از اينكه نيروهاي امريكايي در عربستان در سيبل حملات القاعده قرار گيرند و چالشهايي در روابط و مواضع امريكا و عربستان ايجاد شود، عربستان به پايگاه حضور نيروهاي نظامي امريكايي در منطقه تبديل شده بود، اما بعد اين نيروها به قطر منتقل شدند ولي با توجه به اينكه اكنون قطر در يارگيريهاي منطقهاي در نقطه مقابل عربستان و دولت ترامپ قرار دارد،بنابراين به نظر ميرسد ادامه اين روند امريكا را بر آن خواهد داشت كه پايگاه نظامي خود را دوباره به عربستان منتقل كند. چند عامل اين احتمال را جدي نشان ميدهد: نخست اينكه ائتلافي ميان جناح كودتاگر حاكم بر عربستان به رهبري محمد بن سلمان و تجديدنظرطلبان و جنگ طلبان حاكم بر دولت ترامپ و دولت نتانياهو صورت گرفته است كه با ارائه طرحهاي كلاني همچون طرح 2030درباره مدرنسازي عربستان از طريق عرضه سهام بيش از2 تريليون دلاري آرامكو در امريكا براي رونق بخشيدن به اقتصاد اين كشور همراه بوده است و در اين بده بستانها همكاري بلند مدتي براي روابط دو كشور ترسيم شده است. دوم اينكه از عملكرد قطر چنين بر ميآيد كه اين كشور روز به روز اعتماد خود را به امريكا از دست ميدهد و با توجه به تهديدهاي جدي كه از جانب عربستان و امارات احساس ميكند به يارگيريهاي جديدي در منطقه و جهان دست زده است تا بتواند بقاي خود را در برابر حمله احتمالي حفظ كند. حذف قطر از نقشه واقع در موزه ابوظبي و تعرض هوايي امارات به خاك قطر و پيشرويهاي آن در يمن و آشكارشدن نشانههايي از تعرض احتمالي امارات و عربستان به عمان گوشههايي از اين مخاطرات احتمالي را به قطر گوشزد ميكند. قطر براي مقابله با مخاطرات و تهديدهاي پيشرو از جانب ائتلاف تجديدنظرطلب امارات و عربستان چند راهكار را در دستور كار خود قرار داده است:
نخست اينكه روابط و همكاريهاي خود را با ايران و به ويژه تركيه (كه به تازگي اقدام به ايجاد پايگاه نظامي در اين كشور كرده است ) حفظ و تقويت كند. همپيماني تركيه و قطر باعث شده است قطر نيز از عمليات نظامي تركيه در شمال سوريه عليه كردهاي اين كشور حمايت كند كه اين موضوع به روشني تأثيرپذيري بحرانها را از يكديگر نشان ميدهد به خصوص در مواردي كه پاي يكي از بازيگران يا همپيمانان آنها درميان باشد.
دوم اينكه قطر روابط و همكاريهاي خود را در سطوح مختلف با كويت افزايش و گسترش داده است كه اين نشان ميدهد كويت نيز به شدت از جانب عربستان و ائتلاف آن احساس خطر و تهديد ميكند. از اينرو نشانههايي از پايان مماشات با عربستان و مقاومت در برابر آن در رويكرد سياست خارجي كويت مشاهده ميشود و در اين راستا اين كشور از يكسو سفير عربستان را در كويت در اعتراض به اهانت تركي آل شيخ مشاور محمد بن سلمان وليعهد عربستان به خالد الروضان وزير تجارت و صنايع كويت به سبب سفر به قطر فراخواند و از ديگر سو وزير دفاع خود را بنا به دعوت همتاي قطري خود در رأس يك هيئت نظامي و دفاعي به اين كشور گسيل كرد. در واقع كويت با توجه به جدي شدن مخاطرات و تهديدها از جانب عربستان و همپيمانانش چاره كار را در قرار گرفتن در ائتلاف متقابل ميبيند و از ميزباني نشست بازسازي عراق نيز به عنوان فرصتي براي يارگيري جديد استفاده ميكند. ميتوان حدس زد در آينده روابط و همكاريهاي ميان كويت و روسيه نيز شاهد تحولات جديد خواهد بود. البته گسترش دامنه تهديدها و مخاطرات عربستان و امارات به مرزهاي عمان اين كشور كوچك خليج فارس را نيز به تحركاتي واداشته است و بر همين اساس ميتوان گفت روند سياست تجديدنظرطلبي امارات و عربستان و همراهي بحرين با آنها باعث دو شقه شدن و دو نيمه شدن شوراي به اصطلاح همكاري خليج فارس شده است و سه عضو آن را در برابر سه عضو ديگر قرار داده است.
و بالاخره راهكار سومي كه قطر براي مقابله با تهديدهاي ناشي از عربستان و امارات و همپيماني آنها با تجديدنظرطلبان صهيونيستي و امريكايي در پيش گرفته، نزديكي به روسيه و خريد سامانههاي دفاع موشكي اس - 400 از اين كشور است. با توجه به اينكه امريكا در حال حاضر داراي پايگاه هوايي و مركز فرماندهي نيروهاي مركزي درقطراست؛ لذا خريد و استقرار اين سامانهها بيمعني خواهد بود مگر آنكه ادامه حضور نظامي امريكا در اين كشور پايان يافته تلقي شود و از اين ديد نيز احتمال جابهجايي پايگاه نظامي امريكا از قطر به عربستان يا امارات جدي به نظر ميرسد. در مجموع آنچه از قرائن و شواهد بر ميآيد منطقه خاورميانه و خليج فارس شاهد آرايش جديد از يارگيري منطقهاي و فرامنطقهاي است و اين بدين مفهوم است كه منطقه آبستن تحولات جديد است و بايد در انتظار تحولات و رخدادهاي جديدي بود كه ميتواند از ناحيه ائتلاف مهاجم با دو پايه اصلي سعودي- اماراتي و امريكايي – اسرائيلي آغاز شود كه البته تشكيل و گسترش ائتلاف متقابل را نيز به همراه خواهد داشت.